بازجو به معلمان چه می‌گوید، کنشگران به چه دلیل تمام راه‌های قانونی را امتحان می‌کنند و این دو چه ربطی به هم دارند؟

برای نمونه، وقتی در شرایط سرکوب می‌دانیم که قدرت‌مداران احتمال کمی وجود دارد که به مطالبات یک کمپین رسیدگی کنند، چرا کنشگران همچنان از ابزارهایی مثل جمع‌آوری امضا استفاده می‌کنند؟ آیا خوش‌خیالند و یا فکر می‌کنند که سیستم از اساس ناگهان اصلاح‌پذیر شده است؟

کنشگران بیش از هر کسی ممکن است با گونه‌های مختلف سرکوب سیستماتیک برخورد کرده باشند؛ پس خوش‌خیال نیستند و وعده محال و معجزه‌ نمی‌دهند اما کارشان دست کمی از معجزه ندارد، البته در ابعاد مدنی.

یک دلیل امتحان کردن راه‌های قانونی، ایجاد شفافیت و وضوح است:
کارگزاران قدرت‌، مدام تلاش می‌کنند شرایطی غیر قابل پیش‌بینی ایجاد کنند تا کنشگران حقوق مدنی و صنفی تلقی درستی از واقعیت کنونی نداشته باشند. کنشگران، برای بازتعریف شرایط کنونی، مدام وضعیت کنونی را می‌سنجند و نیروها، ابزار و امکانات را  به آزمایش می‌گذارند. یک کمپین از این دید بازنده ندارد بلکه به آنان نشان می‌دهد که کوچکترین تغییر رفتار را در سیستمی که پشت سرکوب پنهان شده، ردیابی کنند، از ظرفیت‌های جدید بهره ببرند و برای عوامل تازه بازدارنده مطالبه‌گری راه‌حل‌های تازه بیندیشند.

معمولا افرادی که از حمایت کمتری برخوردارند در یک سیستم بیشترین آسیب را می‌بینند
فرض کنید که یک دانش‌آموز برای درخواست کوچکی نمی‌تواند معلم یا ناظم را وادار به شنیدن کند چرا که مقامات رسمی یک مدرسه می‌توانند انتخاب کنند که حرف‌های یک دانش‌آموز را نشنوند اما همین دانش‌آموز اگر با برادر یا خواهر بزرگتر خود به شیوه‌ای رسمی‌تر مقامات مدرسه را مخاطب قرار بدهند، احتمال نادیده گرفته شدن بسیار پایین می‌آید. اعضای سیستمی که صدای یک دانش‌آموز را به دلیل سن یا جایگاه اجتماعی کمتر از صدای یک فرد دارای قدرت رسمی می‌دانند، هنگام روبرو شدن با نوعی از اقتدار غیر رسمی مجبور به پذیرش آن و یا رویارویی با پیامدهای زیر سوال بردن آن می‌شوند.

پس دلیل دیگر یک کمپین جمع‌آوری امضا، فراهم کردن حمایت برای همکارانی‌ست که در سیستم ناعادلانه سرکوب جملاتی اینچنین می‌شنوند: «هیچ کس بیرون از زندان به فکر شما نیست، همه شما را فراموش کرده‌اند و شما بیخود خودتان را برای هیچ به دردسر انداخته‌اید.»

کنشگران حقوق اساسی، شرایط را برای گام آینده و هشدار به کارگزاران سرکوب، مستند می‌کنند
یک کمپین می‌تواند بضاعت اندک یک جمع پرشمار را به دغدغه و داغ کنشگران تبدیل کند ولی کنشگران نمی‌توانند از واقعیت طفره بروند چرا که واقعیت، ابزار تغییر مورد نظر آن‌هاست. آنان شرایط را از مکان کنونی یک قدم بهبود می‌دهند و شاید نتوانند تمام گام‌ها را خودشان تکمیل کنند ولی آگاهی و وجدان بیدار، آنان را مسئول برداشتن گامی می‌داند که از دست‌شان ساخته است.

یک کمپین، می‌تواند کارشکنی‌های یک سیستم را به شیوه دقیقی در فضایی مستند کند که جنبه‌های آن از کنترل همیشگی‌اش خارج است. این کار به تنها برای حل یک مشکل کنونی، برای به نوعی شبیه به گشودن پرونده‌ای‌ست که یک سیستم را زیر ذره‌بین می‌برد و سیستم مراقبتی کلان‌تر جامعه را بر آن حاکم و ناظر می‌گیرد و برای ثبت در تاریخ به آن هشدار می‌دهد.

@davtalaborg