در کنار بدتر شدن شرایط معیشتی، کدام روایتها در جنبشهای کلان تغییر اجتماعی مطالبهگری معیشتی را به رسمیت میشناسد؟
از سال پیش تاکنون خیلی چیزها تغییر کرده است. برای برخی که نسبت به اصالت «چانهزنی برای رفاه» شک داشتند و به اعتراضات معیشتی مثلا در موج اعتراض ناشی از گرانی ناگهانی بنزین در دوران روحانی به دیده تردید و شرم نگاه میکردند، حالا در قله جنبشهای مردمی صدای نوجوان آگاهی در تاریخ ثبت شده است که پیش از قربانی شدن، سه وظیفه دولت را چنین برشمرد: ایجاد «رفاه، رفاه، رفاه…»
در کنار بدتر شدن شرایط زندگی که بسیاری را به فکر زنده کردن معوقات چندین ساله انداخت و دیرکردهای حقوق که پای گروههایی از حقوقبگیران عادی را به خیابان گشود، این گفته کودک شانزدهساله و خوشفکری که با وجود نگرانی از آیندهای مبهم برای ساختن آن تلاش میکرد، و ایجاد وفاق ملی برای به رسمیت شناختن حق «زندگی معمولی» و پرسشگری بیسابقه درباره علل فقر، برای برخی که از گفتگوی علنی درباره معیشت شرم داشتند، به معنی مجوز تایید چانهزنی جمعی نیز بود.
مردم عادی طی ماههای گذشته نشان دادهاند که سادهتر از هر زمان دیگری میتوانند بدون احساس شرم درباره دلیل فقر به صورت انفرادی سخن بگویند و برای آنان، مرز پرسشگری صنفی-معیشتی و انتقاد از عملکرد سیاسی-اقتصادی دولت وجود ندارد. اما این به معنی نیاز بخشهای مختلف به سازماندهندگانیست که با پیشنهاد راهحل به به همصنفیها و با جلب اعتماد همکاران در دل جریان تحولطلب کلی، کارفرما را پیش از سرعت گرفتن سرکوب گروههای مطالبهگر صنفی معیشتی به پذیرش پیشنهادهای مشترک وادار کنند.
کنشگران صنفی امروز شاید نتوانند در کوتاهمدت شرایط را به بهترین دورانی که میشناختند برگردانند ولی با برجسته کردن راههای برآمده از صداهای پراکنده در جریان سهمگین تحولخواهی، حکم نجاتدهندگان مردمی را دارند که ممکن است به دلیل خشم و سرخوردگی ناشی از فقر دست به کارهای رادیکال و بیسامانی بزنند.
سازماندهندگان امروز میتوانند همصنفیهایی را از برهه خطرناک گسست احتمالی اجتماعی و تلفات انسانی عبور بدهند و مسیری برای کسب توانایی جمعی بسازند و رویههایی دقیقتر و ارکسترهایی از مطالبهگری پدید بیاورند؛ چرا که با وجود سرکوب، جامعه هرگز تا این اندازه مطالبهگر تکصدا و آماده شنیدن و گفتن و تغییر به خود ندیده بوده است.
@davtalaborg