مرغدانی و آخر پاییز

پیکره‌اصلاح‌طلبان در کشور به اندازۀ کافی از هم پاشیده و شاخ شکسته هست، چند روزنامۀ حزبی هم با ساختن بدل و نوچهره‌ای از آن، در حال گذاشتن بمب زمانیِ خوشه‌ای در آن هستند. زمان انفجارش اواخر پاییز است که اتفاقاً وقت شمردن جوجه‌ها هم هست!

البته تا آن وقت خیلی چیزها نامعلوم است الااینکه قانقاریای اصلاح‌طلبان که از گردن آن شروع شده با مهندسی حکومت و تحولات دیگر تا جاهای بدی پیشرفت خواهد کرد. فعلاً اجازۀ نام‌ بردن از آقای کروبی در بعضی از روزنامه‌ها به اینجا رسیده که با تفسیر خوش‌خیالانه، به عنوان «فرصتی برای تغییر و تحول صلح‌جویانه» توصیف می‌شود.

این، رفتارغیرسیاسیِ اشخاص دستپاچه است، حتی اگر مانند آقای کرباسچی در دنیای سیاست یک عبا و تعداد زیادی پیراهن پاره کرده باشند!

آنها معنای تعامل سیاسی با قدرت حاکم را می‌دانند، اما با نگاه به انتخابات پیش رو خود را به گیجی می‌زنند و وانمود می‌کنند که منظور حکومت را نفهمیده‌اند تا به زعم خود ترک‌کنندۀ فاز گفت‌وگو با حکومت نباشند.

یکی از موارد پیشین این نوع تجاهل، آوردن استدلال منطقی دربارۀ نامناسب بودن تمدید مأموریت جنتی برای شورای نگهبان بود که حتی فاقد توانایی تکلمِ به‌قاعده است. درحالی‌که پیام این نوع انتصاب‌ها آشکار است: «همۀ این‌ها، هیچ‌کاره و فقط دکور من هستند!» آن‌ها عمداً این پیام‌ها را نمی‌گیرند! پیامها درباره انتخابات مجلس را نیز همینطور!

منطقی نیست برای تعاملی که نیست، خودمان را به خریت هم بزنیم! چند بار یادآوری کرده‌ایم که اصلاح‌طلبِ اصیل کسی است که کناری می‌ایستد، دائماً به مستبد نشان می‌دهد که چگونه پل‌های پشت سر را خراب کرده و می‌کند و(نکته ظریف اصلاح‌طلبی این است:) اگر روزی مستبد خواست از مسیرِ رفته برگردد، نه به عشقِ روی مستبد و یا گرفتن کیسه‌ای گندم، بلکه به خاطر هزینۀ کمترِ جامعه و مردمش کمک می‌کند پل‌های برگشت از موقعیت استبداد تعمیر شوند. البته این کار اغلب ممکن نمی‌شود چون خیلی دیر شده است، ولی این واقعیت تعریفِ اصلاح‌طلبیِ معطوف به نتیجه را تغییر نمی‌دهد. اصلاح‌طلبیِ معطوف به نتیجه، با اصلاح‌طلبیِ معطوف به سهم‌گیری از قدرت و سفره فرق دارد!

عمل سیاسیِ افراد و احزاب همواره زادۀ استراتژیِ زیستِ سیاسی آن‌هاست و این استراتژی مخلوق یک روند شناختی، به‌علاوه تجربۀ پیشینی است و از همین رو یکدست و فاقد تناقض است. برای سیاست‌بازان چنین نیست و می‌توانند فصلی تصمیم بگیرند؛ در پاییز از شکوفایی گل‌ها بگویند یا نیرنگ حکومت‌ها را فرصت تغییر و تحول صلح‌جویانه بخوانند یا حساب شاکرانه کنند چند وقت است که استبداد روزنامه‌شان را نبسته است؛ اما اصلاح‌طلبِ نگران سرنوشت کشور تصمیم فصلی و فرصت‌طلبانه نمی‌گیرد.

کسی نمی‌تواند نرم‌خوییِ سیاسیِ ربع قرن پیشِ خاتمی و «تکرار می‌کنمِ» چند سال پیش او و مواضع امتناعیِ فعلی‌اش را تلوّن سیاسی بداند چرا که همۀ آن‌ها برآیندِ یک استراتژی سیاسیِ اصلاح‌طلبیِ معطوف به نتیجه‌اند. در مقابل، یک استراتژی زیستِ سیاسی بدنام نیز هست که هر کجا لازم بوده کبادۀ اصلاح‌طلبی را کشیده و سپس روی پل صراط رها کرده است. نام تازه‌ای برای آن می‌جویند؛ طبق معمول ترکیبی که در آن عبارت اصلاح‌طلب باشد، اما آراسته به صفتی چون جدید یا نو! شیرینی کارشان را هم دیداربا خاتمی میگذارند تا در وقت مقتصی از او سواری مجانی بگیرند. سید هم که …تن میدهد معمولا!

چنین بازی‌هایی، منافع محدود گروهی و زیان‌های هنگفتِ عمومی دارند. بازیگرِ سیاس تأثیرِ گفتار و رفتار خود را بر صفوف وسیعی از آدم‌ها در جامعه نادیده می‌گیرد، چونان کارخانه‌ای آلوده‌کننده که مقدار سود خود را خوب می‌داند، اما چشم بر حجم عظیم آلودگیِ سرازیر به رودخانه می‌بندد.

بخش عظیمی از بدبینی عمومی نسبت به اصلاح‌‌طلبان نتیجۀ همین رفتارِ سمّی کسانی است که در پوشش اصلاح‌طلبی، درپیِ منافع غیر عمومی‌اند (شخصی، حزبی).

این رفتارهای لاس‌زنانه با حکومت حد یقف ندارد و روند آن چنان است که دائماً در برابر منفعت کمتر، هزینۀ بیشتر پرداخت می‌شود و حتی منجر به خوش‌رقصی می‌شود.

در پایان این روندها یک گسست گریزناپذیر در جبهۀ اصلاح‌طلب است که ما برای بار آخر در آستانه آن هستیم. بسته دیدنِ راه در ارزیابی خاتمی و چراغ سبزِ دیدن نام کروبی در یک روزنامه، اجزایی از این روندِ گسست هستند. البته به ارزیابی ما، در درازمدت روند مفیدی است، اما این‌که قرار است عده‌ای در شب عید امسال زیر عَلم اصلاح‌طلبی دستمالی شوند کسی را خوشحال نمی‌کند.

در سال‌هایی که از عمر استبداد باقی مانده تلاطم‌های بسیار دیده خواهد شد که اصلاح‌طلبیِ معطوف به نتیجه را زنده نگه می‌دارد. شاخه‌های آفت‌زدۀ درخت اصلاح‌طلبی خشک می‌شوند و فرو می‌افتند اما در کنار آن، از زمین و از خاکی که فکرش را هم نمی‌کنیم نهال‌های تازه‌ای از تغییرخواهان سبز می‌شوند که در گونۀ اصلاح‌طلب قرار می‌گیرند: ثبات‌طلبانی که آرامش گورستانی را راه حل پایدار نمی‌دانند، مؤمنانی که از کفر حکومت به تنگ می‌آیند، نهادهایی داوطلبانه که ماهیت فعالیت آن‌ها تغییرات اصلاحیِ تدریجی است و….،

اینها را گفتیم و حرف اصلی را نزده‌ایم: افتادن عرصه به دست احزاب فرصت طلب و باندهای منافع تقصیر مردم است! مردم به عنوان عام، این اعتقاد را دارند که آنچه به عنوان حزب و تشکل وجود دارد بی‌خاصیت و بی‌عمل و حکومتی است!

آنها در همین نقطه پرونده همه احزاب را میبندند. در واقع کسی به احزاب و تشکلهای مدعی کاری ندارد و آنها هم به باشگاه منافع و مجمع فرصت‌طلبان تبدیل می‌شوند!

این روش بدی برای بستن در دکان‌های سیاسی است. مردم باید با احزاب مدعی طلبکارانه برخورد کنند. از آنها موضع گیری بخواهند و پاشنه دفترشان (هرچند دفتر و دستک ندارند؛ شرکت دارند!) را در بیاورند . آنها با سیاست ده تا به میخ یکی به سندان پیش میروند، برنامه ندارند، نقد سیاسی به عامل اصلی فلاکت کشور ندارند، درباره غارت منابع حرفی نمی‌زنند، درباره شورش ها ، اعتصابات و جنبش‌های اجتماعی موضعگیری نمی‌کنند، در باره سیاست خارجی ایران برباد ده ساکتند، حرفی علیه دیکتاتوری انتخاباتی نمی‌زنند، اجزایی از حکومت و یا روندهای سرکوبگرانه ان را تحریم نمی‌کنند. جربزه اشاره به راس هرم قدرت را ندارند، چیزی درباره کشتگان به دست لمپن‌های شات‌گان به دست نمی‌گویند، و… نمی‌گویند ، چون کسی از بطن جامعه یقه آنها را نمیگیرد. از طرف دیگر ،آدمهایی که هر روز در فضای مجازی قلم میزنند حتی آنها را قابل نمی‌دانند در فضای کم هزینه مجازی سوالی از آنها بکنند و خواهان موضعگیری‌شان در مورد دهها مساله روز شوند. تعداد طعنه ها و فحاشی علیه خاتمی از سوی جامعه با همین تعداد در رسانه‌های فاشیست مسلک برابر است، اما دریغ از حتی یک سوال و مطالبه از احزاب مدعی اصلاح‌طلبی. تسنیم و فارس آنها را قابل نمیدانند ، جامعه مخاطب اصلاح طلبان هم مثل انها!

این رویه اشتباه است . برای نشان دادن سیاستهای فرصت‌طلبانه یا اشتباهات نظری و اعمال سیاسی احزاب باید هرروز آنها را با انبوهی از پرسشها و مطالبات روبرو کرد.

جامعه ما این کار را نمیکند و آن احزاب زیر فشار افکار عمومی نیستند. صرفا تکذیب وجودآنها یا تاثیرشان ، یا هیچ‌انگاری هویتشان کمکی به بیرون کشیدن عاقلانه کشور از باتلاق سیاسی جمهوری اسلامی نمیکند!

٭شورای سردبیری جامعه نو

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»