بیانیه حزب اتحاد ملت در دفاع از جنایتهای گروه افراطی و واپسگرای حماس نشان داد که ورشکستگی سیاسی آنها به ورشکستگی اخلاقی نیز گسترش پیدا کردهاست.
البته اکثریت این جماعت در گذشته و بخصوص در دفاع از قاسم سلیمانی، سردار جنایت و فساد نیز نشان داده بودند که باور اصولی و مطلق به حقوق بشر ندارند. علاوه بر سهم خواهی از قدرت، در کنه نگاه آنها رسوبات ایئولوژی بنیادگرای اسلامی باقی مانده است.
اما این گروه با این بیانیه برای خودشان دردسر درست کردند چون با منطق نادرست آنها کثیری از اعضای میانسال این گروه هدف مشروع خشونت مردم ایران به دلیل مشارکت در سرکوب سیاسی، خشونت و بعضا غارت اموال عمومی در گذشته قرار میگیرند. همچنین با این منطق مبارزه مسلحانه با جمهوری اسلامی و کشتار اعضا خانواده مسئولان ارشد سیاسی و نظامی نیز مشروعیت پیدا میکند!
صد البته من با این برخوردها مخالف بوده و هستم و خشونت ناموجه، هدف قرار دادن غیرنظامیها، کلا مبارزه مسلحانه را به صورت مطلق رد کرده و میکنم.
هدفم نمایش تناقضات بیپایان این جماعت و خطرات آنها برای آینده جامعه ایران بود. آنها همین توجیه را ممکن است در کشتار مردم ایران در آینده نیز طرح کنند کما اینکه از خشونتهای مشمئزکننده در زمان حضور در قدرت در دهه شصت ابراز برائت و پشیمانی نکردند.
نمیشود یک بام و دو هوا داشت. موقعی که بحث جمهوریاسلامی مطرح است از گاندی گاندیتر شد و در مقطعی دیگر از جنایتهای حماس در کشتار کودکان، زنان و غیرنظامیها دفاع کرد و در صورتبندی کاذب آن را در تطابق با قوانین بینالمللی بشمار آورد.
@Rfrens