جمهوری اسلامی و عوامل دستاندرکارش، ایران را به کشور اضطراب و نگرانی و ناامنی و ناامیدی و افسردگی و…. برای مردم تبدیل کرده است!
کشوری که هر روز باید منتظر اخبار بد و وحشتناک و جنایتبار بود. شاید فقط طی سالهای گذشته حداکثر یک خبر مسرتبخش دیده و شنیده باشم و آن هم اهدا جایزه نوبل به بانوی اول و مبارز و شجاع ایران نرگس محمدی بود، که البته ربطی به این رژیم ندارد.
وگرنه هر روز و هر ساعت وقایع عجیب و اخبار مشمئز کننده و روزهای تکراری را میبینیم و هر صبح منتظریم که رژیم و عواملش دستهگل تازهای به آب بدهند و روزمان را با افسردگی و سرخوردگی و لعن و نفرین بر این از خدابیخبران و اشغالگران وطن شروع کنیم. و روز بعد دستهگل دیگری و جنایت فجیعتری…
برای مثال در همین چند روز بعد از ۲۵ شهریور و اتفاقات کشتن چند نفر و دستگیری تعدادی دیگر از معترضان، خبر بازداشت خانوادههای مظلومِ دادخواه، خبر جراحی قلب بانو فاطمه سپهری، خبر دستگیری ظالمانه برادرانش، اخبار ظلم به زندانیان سیاسی بیگناه و خبر اعدامهای جنایتآمیز و خبر خودکشی دخترکی بیگناه بخاطر برخورد یک وحشی در مدرسه با او بخاطر حجاب اختیاری، خبر قتلهای ناموسی و قتلهای متاثر از مصرف مواد مخدر روانگردان (که همگی دستاورد رژیم و نتیجه عملکرد آنان است)، خبر گمشدن شدن مادر کیان پیرفلک، دستگیری ماشالله کرمی پدر داغدار جاویدنام محمدمهدی کرمی، خبر کوبیدن سر دختر نوجوان و دانشآموز آرمیتا گراوند به میلههای مترو و بیخبری از حال او و کتمان واقعیات، خبر حملات وحشیانه حماس و اسرائیل و قتل و غارت و کشتار یکدیگر (که دست جمهوری اسلامی در آن آشکارا پیداست و بدون اجازه مردم پولهای ملت را خرج این آتشافروزیها میکنند و نوعی دزدی محسوب میشود.)
و امروز خبر قتل فجیع و ناجوانمردانه داریوش مهرجویی و همسر گرامیش به روشی حیوانی و سلاخی کردن! مشابه جنایات و قتلهای زنجیرهای دهه هفتاد…
این رژیم فقط با بحران زنده است و آتشافروزی و رذالت و پدرسوختگی و حرامزادگی و….ما ملت هر روز تماشاگر بدبخت شدن خود و جوانانمان هستیم! ایران ۴۴ سال است با وجود این واعظان مرگ روی شادی و خوشی بخود ندیده. و تا این حرامیان و دشمنان ایران و بشریت باشند، همین آش و همین کاسه است.
باید همتی کرد و ریشه این شجرهی خبیثه و مفسده و لکه ننگ را از جا بکنیم و دنیا و منطقه و وطنمان را از شر این بیپدران و بیشرفان خلاص کنیم…
۲۳مهر ۱۴۰۲
مشهد
کمال جعفری یزدی