بازندگان این جنگ: حماس، جهاد اسلامی و ج.ا.
برای من سخت بود درک کنم چرا باید حکومت اسلامی ایران آتش بیار معرکه باشد، آنهم در چنین وضعیت بغرنج که کشور گرفتار است. اگر این نظام بی نظم و نسق یک جو عقلانیت و سیاست، و حسابگری و عملگرایی می داشت نمی بایست به این ماجراجویی بدنام بدفرجام دست بزند. آخوند سپاهی های نخود مغز ایران بارها ملت ما را هزینه تعصب کور و رفتار جنون آمیز خود در منطقه و جهان ساختند.
همینجا، با دلشکستگی، به آن نیم جامعه ایرانی که به رنگ خاکستری درآمد و با عافیت خواهی و فرصت طلبی نخواست از زیر خاکستر تباهی سر بر بکشد و به عیاران ملت بپیوندد، بگویم که فرزندان فردای شما و ما برای بدکرداری این رژیم وحشی بدهکار مردمان منطقه خواهند شد.
در نوشتار زیر می خواهم روند پیش رو پیرامون بحران غزه را بررسی کنم.
شواهد روی زمین، بویژه با تهدید قاطع پرزیدنت بایدن، گواهی می دهد که ج.ا. بر آن نیست تا حزب الله را به واکنش جدی در برابر اسرائیل وادارد. ج.ا. آماده نیست این ریسک را بپذیرد و گروه تروریستی حزب الله را روبروی اسرائیل قرار بدهد. حزب الله هم حاضر به چنین خطری نیست. بعید می دانم ج.ا. بخواهد نیروهای نیابتی خود در سوریه، یمن و یا عراق را تحریک کند که به اسرائیل بپرند و موشک بزنند. اکنون، سایه آمریکا بر سر اسرائیل و متحدان آمریکا در منطقه است.
بنظر میآید تا همین مقدار آزار دادن اسرائیل برای حاکمان ایران کافی بوده است؛ و ج.ا. نمی خواهد نیروهای خود را در اطراف اسرائیل ضعیف کند.
شاید بتوان گفت که ج.ا. بی میل نیست تنش در منطقه عربی-اسرائیلی در همین مقیاس کنونی تا یکی دو هفته ادامه پیدا کند. ج.ا. می بیند که افکار عمومی غرب در برابر بمباران های سخت اسرائیل و محاصره و محدودیت های غزه بی تفاوت نبوده و نارضایی نشان داده است. تا این لحظه از جنگ، تهران، اورشلیم را آچمز می بیند. به گمان حکام ایران، اکنون، احساسات غربی ها یکدست به نفع اسرائیل نیست و کار دستگاه تبلیغاتی اسرائیل سخت شده است. شاید باور نکردنی باشد، اما از واکنش ها در ج.ا. چنان بر می آید که گویی اسرائیل گیج و سراسیمه شده و راه پس و پیش را گم کرده است. با این برداشت خام، ج.ا. امیدوار است جنگ در همین وضعیت تا مدتی، دو تا سه هفته، ادامه پیدا کند و در حالیکه اسرائیل آزار می بیند و اعتبار و آبرویش را هزینه می کند، جبهه تروریست های غزه در موقعیت پدافندی و مظلوم نمایی بماند تا مبادا صحنه برگردد بسوی رویارویی با ایران.
روشن است که ج.ا. از آغاز تا امروز، همواره با تنش آفرینی زنده بوده است. افسوس، حال و روز ایران بسیار اسفبار است و حکام ایران آنسان بی آبرو و بی خردند که از ماجراجویی شرم نکنند. آخوند-سپاهی ها می دانند که مردم در شرایط جنگی کنار حکومت نخواهند ایستاد. اما، آنها دیدند که چگونه جمعیت خاکستری در برابر جنایت حکومت، نسل کشی ۱۴۰۲، سکوت کرد و به کنار گود خزید. بویژه، سکوت سرد و بی روح جامعه، اینبار در حق خواهی و خون خواهی برای آرمیتا، حکام گستاخ ما را جری تر ساخت. این شد که زمان را مناسب دیده، جسارت کرد تا پاسخ بارها تحقیر شدن از دست اسرائیل را با هزینه کردن جان و مال مردم غیر نظامی اسرائیل و غزه بدهد.
درست است، رهبری ج.ا. می خواهد در داخل کشور فضا را میلیتاریزه کند تا با مردم تصفیه حساب نماید؛ اما می داند که درگیر کردن مزدورانش در چند جبهه می تواند ارتش آمریکا را به واکنش وادارد. رهبری ج.ا. آنقدر می فهمد که پاسخ نظامی آمریکا، هر چند هم که کوچک باشد، به بهای شکست هیمنه منطقه ای نظامش تمام خواهد شد. بنظرم آنها تا این مقدار حسابگر هستند که ضریب ریسک را در نظر بگیرند که نکند یکدفعه کل صحنه،صد در صد، برگردد به ضرر خودشان. هرآینه، برای ج.ا. بهروزی مردم ایران مطرح نیست؛ پیروزی و بقای تروریست های فلسطینی مهم است. آنها بی پرده گفته اند که کردستان و بلوچستان ما فدای آرمان تروریست های فلسطین.
من معتقدم ج.ا. نمی خواهد جنگ از اطراف غزه فراتر برود و نمی خواهد اسرائیل داخل شهر غزه بشود و اینکه نمی خواهد بحران خیلی طول بکشد. از هارت و پورت های حکومت اسلامی ایران که بگذریم، حالا، ج.ا. بطور جدی دنبال آتش بس است؛ بویژه با تهدید محکم پرزیدنت بایدن و آمدن ناوهای آمریکایی به منطقه. آتش بس در وضعیت فعلی تنها چیزی است که می تواند موقعیت ج.ا. و نیروهای نیابتی را تضمین و تأمین کند. امروز آتش بس برگ برنده ج.ا. است. ج.ا. می خواست حال اسرائیل را بگیرد که فکر می کند گرفته است. حکام ایران می خواستند گوشی را بدهند به دست اسرائیل، عربستان، امارات، آذربایجان و نیز ترکیه که به خیالشان تا همینجا این کار شده است.
با اینهمه، به نظر من ج.ا. یکی از بازندگان بزرگ این ماجراجویی است؛ چرا که بلافاصله با فروکش کردن جنگ، اسرائیل و آمریکا فشارها و تهدیدهای اقتصادی و امنیتی را روی ایران بیشتر و بیشتر می کنند و هرگز کسی مانند پرزیدنت بایدن حاضر نخواهد شد با ج.ا. مماشات بکند.
به هر روی، تا این مرحله شعله جنگ رو به بالا بود؛ اما از اینجا به بعد، هر دو، ایران و اسرائیل سعی می کنند فتیله را بکشانند پایین. دو طرف، هر کدام به دلیل خودشان، علاقمند نیستند به درگیر شدن در جنگ زمینی در خاک غزه و بویژه در شهر غزه. بنظر میآید اسرائیل بیشتر از محدوده شمالی غزه ورود نکند و شاید تا آن حد هم به داخل غزه نرود.
اسرائیل می داند که رفتن به عمق غزه می تواند بازگشتش را بسیار پر هزینه سازد. خطر گیر افتادن در باتلاق مخوف یک جنگ شهری کوچه به کوچه و تونل به تونل، کابوسی برای دو طرف است که تعبیرش با حضرت عزرائیل خواهد بود.
اگر مدیریت جنگ از دست خارج شود و قاطعیت آمریکا در کنترل بحران کاری از پیش نبرد و صحنه نبرد از محدوده غزه بیرون برود، با ورود دیگر نیروهای محلی به جنگ، نباید واکنش عصبی ایران، ترکیه، پاکستان و شاید عربستان را از نظر دور داشت. حمله شنیع به بیمارستان در غزه- از هر طرف که صورت گرفته باشد، زنگ خطری است که بصدا در آمده است. گسترش بحران، تنها و تنها، به سود آتش افروزی پوتین در اوکراین مظلوم تمام خواهد شد. از اینرو، آمریکا این بحران را با قاطعیت و قدرت جمع خواهد کرد.
به هر حال، دولت نتانیاهو در موقعیت بسیار پیچیده و حساسی است؛ هم در داخل کشورش و هم در جامعه بین الملل. نتانیاهو ناچار است با آمیزه ای از هجمه دیپلماتیک، پروپگندای خون خواهی و حق طلبی و عملگرایی نظامی، بشدت با حماس برخورد کند تا بتواند روحیه مردمش را بازسازی کرده، تونل ها را تخریب و خطر را دفع کند و تا حدودی آبروریزی شرم آوری که برای ضعف اطلاعاتی و ناکارآمدی سپر دفاعی اسرائیل شده را برطرف نماید.
نتانیاهو اگر از طرف مصر کمی حمایت می شد، شاید بدش نمی آمد مردم غزه را به سمت جنوب غزه و اگر می توانست به مصر کوچ دهد تا بتواند کنترل امنیت و پاسگاه های پلیس غزه را تا مدتها در دست بگیرد. اما، بنظر می آید نتانياهو فهمیده باشد که این کوچ بزرگ اجباری ممکن نیست.
شاید بتوان گفت که اگر برای نتانیاهو معجزه ای نشود، با فروکش کردن این جنگ، کار او در جامعه دمکراتیک اسرائیل بیخ پیدا کند. چه بسا، کار به دادگاه و پاسگاه و بازداشتگاه کشیده شود. به هر حال، اسرائیل باید نیروهای عاقل و اهل مدارا را سر کار بیاورد و ماجراجوهای راست افراطی مذهبی را از مصدر کار کنار بگذارد.
کاری که حماس کرد وحشیگری فوق داعشی و خودکشی احمقانه بود و با این تجاوز تروریستی در واقع گور خودش را کند. اسرائیل ضربه سخت خورد؛ اما، در نهایت با تضعیف تروریستها در غزه، روند صلح با اطمینان بیشتری دوباره از سر گرفته خواهد شد. اینبار، محمود عباس جدا نخواهد افتاد و نادیده گرفته نخواهد شد. در پروسه صلح و آشتی، فلسطینی های صلح طلب در پیشبرد ‘پیمان ابراهیم’ نقش خواهند داشت و این به سود اسرائیل است.
بباور من، اسرائیل با همه عصبانیت و تحریک شدن احساسات ملی خود، سر جمع، عاقلانه عمل می کند. در این بین، آمریکا، تنها حمایت نکرد؛ که فراتر از آن، هدایت خیرخواهانه بجا آورد. گویا، اعتماد ملت اسرائیل به دولت بشدت دست راستی خود، در پی این آسیب پذیری، کم شده است. اگر چنین باشد، رهبران میانه رو و صلح جوی اسرائیل دست بالا را در مدیریت تحولات آینده کشورشان در برابر فلسطینی ها و نیز در سیاست منطقه ای اسرائیل خواهند داشت. به گمان من، ورود عقلای اسرائیل به صحنه سیاست و حکومت در اورشلیم به سود مردم ما نیز خواهد بود.
در پایان، بنظر من بازنده های این جنگ، حماس و جهاد اسلامی، ج.ا.، نتانیاهو و راستی های افراطی مذهبی در اسرائیل هستند. برنده های جنگ، در میان مدت، روند صلح اعراب و اسرائیل با حضور پررنگ دولت خودگردان فلسطین، نیروهای میانه رو اسرائیل و نیز آمریکا خواهند بود.
در این بحران، پوتین هم چند روزی در عذاب دادن ملت مظلوم اوکراین نفس تازه کرد.