اسرائیلیها ظاهرا هنوز در تصمیمگیری در باره غزه (البته با مشورت با آمریکا) مردد هستند: یک سیاست «حداکثری» که همانند برخورد آمریکا بعد از حملات 11 سپتامبر (که با حمله به افغانستان دولت طالبان را سرنگون کرد)، به غزه حمله و دولت حماس را سرنگون کنند یا یک سیاست «حداقلی» که فقط به قصد انتقام به سرکوب حماس و غزه بپردازند ولی بعد به مذاکره برای تبادل اسرا و… رضایت دهند.
خامنهای که میداند اسرائیلیها در مرحله تصمیمگیری هستند، با سخنانش هم میخواهد بر این تصمیم اثر بازدارنده داشته باشد و هم خودش را از معرکه بیرون نشان دهد!
امروزه با توجه به اینکه هیچ کدام از طرفهای درگیر در منطقه و جهان خواهان گسترش جنگ نیستند(شاید روسیه، آن هم تا حدی، مستثنی باشد)، بنابراین رویکرد خامنهای را باید عمدتا تلاش برای حفظ حماس در معادله فلسطین دانست.
منازعه اخیر فلسطینی-اسرائیلی یک میدان آزمونِ حقوق بشری برای اپوزیسیون ایرانی هم هست…
همچنین؛ برخی از آنها خواهان کوبیدن سر مار هستند که…
خامنهای در ابتدای عملیات حماس گفت ما از آنها حمایت میکنیم و بازو و پیشانیشان را هم میبوسیم ولی آنها خودشان مستقل عمل میکنند(یعنی ما پشت نقشه این حمله نبودیم). حالا هم در همان امتداد میگوید اگر اسرائیل به جنایتهایش در غزه ادامه دهد دیگر برخی کشورها (مثل اروپاییها) از ما انتظار نداشته باشند که از برخی نیروها در منطقه بخواهیم کوتاه بیایند.
او ضمن برخی تهدیدات و رجزخوانیها اما میخواهد خودش را جدا از نیروهای نیابتی نشان دهد و بار مسئولیت ادامه نزاع را بر دوش آنها بگذارد و از خود رفع مسئولیت کند.
خامنهای سیاست خارجی ج.ا را، حتی برخلاف مصلحت نظام، تبدیل به یک امر خصوصی و حیثتی برای خودش کرده است. کم نیستند حتی در میان اصولگرایان که با این سیاست موافق نیستند و آن را به ضرر حفظ و استمرار حکومت میدانند.
وقایع اخیر نشان داد که صلح در منطقه بدون حل مسئله فلسطین امکانپذیر نیست. بسیاری کارشناسان مستقل معتقدند تروریسم دولتی، بسترسازِ تروریسم مذهبی و سیاسی است.
مسئله فلسطین- اسرائیل عمری طولانی تر از حیات ج.ا دارد. حکومت ولایی اما با مداخلات و سیاستهای کاسه داغتر از آشاش بزرگترین ضربه را به حقوق مردم فلسطین زده و بیشترین خدمت را به جریان راست افراطی در اسرائیل کرده است.
منازعه اخیر فلسطینی-اسرائیلی یک میدان آزمون حقوق بشری برای مخالفان و اپوزیسیون ایرانی هم هست که آیا در برخورد با قربانیان نقض حقوق بشر دچار استاندارد دوگانه شده یا خیر. جنایتهای ضد حقوق بشری باید بدون شرط و بدون لکنت محکوم شوند.
آن بخش از شهروندان و اپوزیسیون ایرانی که میگویند باید چشم اژدها را در آورد و سر مار را کوبید، قبلا تکذیب میکردند که ما خواهان حمله نظامی به ایران هستیم. متاسفانه برخی از افراد در میان اپوزیسیون ایران اینک همچون یک شهروند اسرائیل و یا آمریکا برخورد میکنند.
کسانی که در صف اسرائیل ایستادهاند، توجهی به ریشههای عمیق مشکل در منازعه پیش آمده ندارند. وزیر امورخارجه دولت خامنهای خیلی صریح میگوید اگر از غزه دفاع نکنیم در بیمارستانهای تهران باید به مقابله با بمبهای فسفری برویم.
حزب الله(شیعی) به ج.ا بسیار نزدیکتر است تا حماس(سنی). حماس علیه سیاست مداخلهجویانه ج.ا در سوریه بود.
ج.ا و خامنهای یک تجربه نیز در حافظه خود دارند؛ حفظ بشار اسد علیرغم همه فشارها برای سرنگونی او. حالا هم فکر میکنند اگر بخواهند حماس را حذف کنند آنها باید و میتوانند آن را حفظ کنند و نباید بگذارند یکی از ستونهای مقاومت بریزد چون میتواند تبدیل به یک زنجیره بشود و احیانا به خود آنها نیز برسد.
گفتگوی رضا علیجانی با صدای آمریکا
https://t.me/RezaAlijaniarchive/231