تشدید فشار حکومت به زنان به بهانه حجاب
روزنامه شرق در گزارشی با بازتاب روایت برخی زنان از توقیف خودروهایشان به بهانه بیحجابی نوشت توقیف خودروهای شخصی به دلیل رعایت نکردن حجاب، وارد فاز جدیدی شده است و نیروهای حکومتی با لباس شخصی، تحت عنوان پلیس نامحسوس بدون ارائه مدرک به توقف خودروها به بهانه بیحجابی راننده یا سرنشین اقدام میکنند.
در این گزارش آمده است که توقیف ماشین صرفا مختص خیابان های شهر نیست و گزارشهایی وجود دارد که در جادههای بین شهری هم تعدادی از خودروها متوقف و به پارکینگ منتقل شدهاند.
محسن برهانی، حقوقدان پیشتر گفته بود: «هیچ مستند قانونی برای توقیف خودرو به خاطر حجاب وجود ندارد و تنها ادعایی که صورت میگیرد مصوبه غیرقانونی ستاد عفاف و حجاب کشور است که وزیر کشور آن را ابلاغ کرده که این ابلاغیه و این مصوبه هم بر خلاف قانون اساسی و برخلاف قوانین موجود است.»
روایت اول
در گزارش روزنامه شرق آمده است: با مأمور پلیس بحث کردم که هیچ پیامکی بابت بی حجابی برایم نیامده که حالا شما ماشین را توقیف میکنید. اصلا این توقیف با کدام حکم قضائی است؟ چرا همان لحظه که مدارک را گرفتید، نگفتید که به خاطر بدحجابی ماشین توقیف میشود؟ این کار شما قانونی است؟ اما برای هیچ کدامشان سؤالات من مهم نبود. یکی از مأموران پلیس که فهمیده بود خبرنگارم آمد و گفت: «خانم برو بنویس. ما هم خسته شدیم. همه کارمان را کنار گذاشتیم و الان دنبال ماشینهای توقیفی هستیم. ما هم خسته شدیم. هر روز با این سؤالها روبهرو میشویم.» گفتم این کار قانونی نیست، گفت: «بر اساس دستور قضائی ما موظفیم که ماشین شما را توقیف کنیم. به ما هم دستور دادند. حالا خدا را شکر کنید پلیس جلوی شما را گرفت. الان به بسیج و لباس شخصیها هم دستور دادند تا ماشینها را توقیف کنند.»
روایت دوم
در داخل کلانتری چند خانواده بودند که به خاطر کشف حجاب ماشینشان توقیف شده بود و برای پیگیری کارهایشان آمده بودند، یکی از دختران جوان به سمتم آمد و گفت : «با اینها بحث نکن. ماشین را منتقل میکنند به پارکینگ خیابان حافظ . 5 روزی آنجا میماند، بعدش شما میروید پلیس +۱۰ و خلافی ماشین را میدهی . بعدش میروی پلیس امنیت اخلافی که در خیابان گیشا است ؛یک پولی آنجا باید بدهی و در آخر هم باید بروی پارکینگ و یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان هم برای آنها واریز کنی.»
روایت سوم
پریا اواخر شهریور خانوادهاش را به فرودگاه امام میبرد، ساعت نزدیک یک شب بود و در محوطه اصلی فرودگاه چند دقیقه توقف میکند تا پدرش چمدانها را از ماشین بردارد، پریا همان لحظه متوجه حضور پلیس کنار ماشینش شد و صدای پلیس را شنید که از او مدارک ماشین را خواست. پریا فکر کرد برای ایستادن کنار در اصلی سالن به او تذکر دادهاند و سریع گفت چمدانها را که بردارند، حرکت میکنم. اما پلیس در جواب این جملات به او اعلام کرد که ماشینش حکم توقیف دارد و باید مدارک را تحویل پلیس دهد. او مدارک را داد و در نهایت پلیس هم از او خواست تا ماشین را به پارکینگ ببرد. پریا هم درگیر پارکینگ شد اما جای خالی پیدا نکرد برای همین ماشین را برداشت و برای عروسی یکی از اقوامش به سمت ساوه رفت.
روایت چهارم
ساعت ۱۰ شب، مریم نزدیک خانهاش بود، در حین رانندگی متوجه چراغهای قرمز ماشین نیروی انتظامی میشود. مأمورپلیس آژیر ماشین را به صدا در آورد و با بلندگو تکرار میکرد: «راننده ۲۰۷ بزن کنار، راننده ۲۰۷ بزن کنار.» مریم ترسیده بود، نمیدانست که چکار کند، ماشین را همان جا نگه داشت و از ماشین پیاده شد.
او هم فکر میکرد که پلیس اشتباه آژیرکشیده است، پلیس به سمتش آمد و گفت: «خانم ماشین شما به خاطر بدحجابی توقیف است.» مریم میگوید: «ترسیدم، مگر دزد گرفتید که این گونه مرا نگه داشتید. این چه مدل رفتار است.» مریم چند دقیقهای با مأموران بحث میکند، اما این بحث فایدهای ندارد، یکی از مأموران به او میگوید : «داخل ماشین شما مینشینم تا به کلانتری برویم.» با اینکه مریم مخالف نشستن مأمور در ماشین بود و این کار را غیرقانونی میدانست اما مأمور پلیس بی توجه به اظهارات او، در ماشین را باز کرد و نشست.