صبر زیرکانه آمریکا و غزه ثانی ایران، علیرضا مکرمی

هیاهوی باطل و رجزخوانی جمهوری اسلامی برای آمریکا

نخستین تصاویر انفجار مهیب پایگاه ارتش آمریکا در حومه میدان نفتی العمر سوریه مخابره شد. گزارشها خبر از چند حمله راکتی دیگر به پایگاه آمریکا در منطقه التنف میدهند. مقامات آمریکایی همچنان یکصدا روی این عبارت تاکید دارند:«اگر در مناقشه حماس و اسرائیل، ایران به متحدین اسرائیل حمله کند به شدت دفاع خواهیم کرد»، اتحاد رسانه ای و صبر زیرکانه آمریکایی ها هدف مشخصی را دنبال میکند؛ القای این گزاره به جهان که «منبعد هرگونه حمله آمریکا به مواضع ایران اقدامی دفاعی و مشروع خواهد بود.»

کمترین نفع معنوی یا نظامی در ورود ایران به جنگ اسرائیل و حماس قابل تصور نیست، اما حیات استراتژیک روس ها به رخداد این مهم گره خورده است. فهم این نکته که پوتین اینبار چه خواب آشفته ای برای ایران دیده چندان دشوار نیست. ورود مستقیم ایران به جنگ اسرائیل_حماس قدرت چانه زنی پوتین در برابر بایدن را تقویت میکند و به سرعت حیرت انگیزی معادلات جنگ اوکراین را به نفع روسها تغییر خواهد داد، البته تا اینجای کار هم تغییراتی به نفع روسها حاصل شده، چه آنکه حماس و حزب الله متحد ایران و ایران متحد استراتژیک روسیه به شمار میرود. اما تجربه میگوید این میزان انتفاع طمع روسها را تامین نمی‌کند.

حماس با آزادی چند گروگان زن آمریکایی و اسراییلی و اعلام اینکه حدود پنجاه نفر از گروگانها در دست دیگر گروههای مسلح پراکنده در غزه قرار دارد تلاش کرد این پیام را به جهان مخابره کند که در صورت عدم حمله زمینی اسرائیل به غزه و پایان رسمی جنگ، درباره آزادی گروگانهایی که در اسارت خود دارد حاضر به مذاکره است و نیز دولت اسرائیل برای آزادی دیگر گروگانها نیاز به همکاری و مهلت به حماس برای مذاکره با دیگر گروهک های مسلح فلسطینی دارد، اما به نظر میرسد حماس در تفوق این سیاست نیز به موقع عمل نکرده باشد. در واقع اعتراف رسمی حماس به وجود تشتت نظامی در داخل باریکه غزه، اسرائیل و متحدینش را نسبت به لزوم خلع سلاح و پاکسازی کامل سرتاسر غزه مصمم تر کرده است.

در حال حاضر غزه به طور کامل توسط نیروهای زرهی و دریایی و هوایی اسرائیل محاصره شده است، بنیامین نتانیاهو از خلع سلاح غزه و آزادی گروگانهای اسرائیلی به عنوان آخرین هدیه او به اسرائیلی ها قبل از بازنشستگی سیاسی اش نام برده، گویا هنوز هیبت عملیات برق آسای سال ۱۹۷۶ ارتش اسرائیل در فرودگاه انتبه پایتخت کشور اوگاندا و آزادی سریع گروگانها توسط یگان ویژه سایرت متکل به فرماندهی یوناتان نتانیاهو برادر بزرگ بنیامین نتانیاهو خاطر اسرائیلی ها را به نشئه می اندازد.

حماس در اثر آلودگی به آرمانگرایی کور و عواملی چون محاسبات غلط، ناآگاهی نسبت ژئوپلیتیک جنگ و فقدان دکترین نظامی علمی و پایدار، نتیجه جنگ را از پیش باخته است، حتی اگر مذاکرات مصر و قطر به عدم حمله زمینی اسراییل به غزه و پایان جنگ منتج شود باز هم در این قضاوت تلخ تغییری حاصل نمیشود. حماس آغازگر جنگی شد که پایانش دست او نبود و نابخردانه هزینه ای سنگین برای ملت مظلوم غزه تراشید، با حمله به غیر نظامیان همچون نظامیان اسرائیلی اعتبار اخلاقی اش را در جهان از دست داد و به تبع آن مشروعیت حملات پیش دستانه را به رژیم اسرائیل هدیه کرد. اسرائیل منبعد بر طبق «دکترین حمله پیش دستانه» با خیال آسوده به سمت هرگونه حرکت مشکوک در خاک غزه شلیک و کشته خواهد گرفت و تداوم محاصره غزه نیز توجیه خواهد یافت.

بدیهی است در پسا جنگ خانمانسوز، مردم غزه خواهند فهمید که به رغم همه ادعاها و انتظارات، در میانه آشوبها از سمت جمهوری اسلامی آبی آنچنان که باید برایشان گرم نمیشود جز مشتی رجز و هیاهوی باطل. این سرنوشت تلخ سهم تمام گروههای مشابه حماس است که «عصبیت» مانع از «اندیشه صحیح» آنها شده باشد چه آنکه بروز این سطح از نابخردی، ترجمان خودکشی جمعی در مقابل دشمنی غدار است.

به نظر میرسد هرگونه پیش بینی درباره آینده تحولات منطقه بستگی به سرنوشت سیاست صبر زیرکانه آمریکایی ها دارد، اگر در نزد آمریکایی ها هزینه فایده حمله نظامی به ایران مقرون به صرفه آید بالطبع با چراغ سبز آمریکا به اسرائیل، تبادل چند موشک بین تهران و تل آویو به جنگ مستقیم آمریکا و ایران ختم شده و در ادامه، ایران مستعد است همچون حماس در پساطوفانی گذرا به غزه ای ثانی بدل شود.

کانال دولت ایرانی

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»