سفر امیر عبداللهیان به امریکا پس از تهدید بایدن، امید فراغت

سیاست تهاجمی جمهوری‌اسلامی نسبت به آمریکا برای به دست آوردن امتیازهای مختلف است.

نکته این است عوام و خواص متوجه چنین تاکتیکی از سوی جمهوری‌اسلامی در زمینه سیاست‌خارجی شده‌اند. وقتی جو‌بایدن، رئیس‌جمهوری آمریکا، جمهوری‌اسلامی را متهم کرده و هشدار می‌دهد که نیروهای نیابتی‌شان، نباید نیروهای آمریکایی را در عراق، سوریه و …مورد هدف قرار دهند در غیر این صورت آمریکا هم مقابله به مثل می‌کند، ناخودآگاه فضا برای مذاکره مستقیم یا غیر مستقیم و همچنین تبدیل این معادله به معامله مهیا می‌شود!

با وجود این‌که آمریکا بعد از حمله حماس به اسرائیل و پس‌لرزه‌های ناشی از جنگ حماس و اسراییل، آرایش نظامی گرفته است اما واقعیت این است نه آمریکا و نه جمهوری‌اسلامی دوست ندارند در چنین شرایطی درگیری نظامی را تجربه کنند.

بر همین اساس دو طرف یعنی جمهوری‌اسلامی و آمریکا تا آستانه رد نشدن از خطوط قرمز هم، نقش آفرینی و تندخویی می‌کنند، اما به محض این‌که به آستانه خطوط قرمز هم نزدیک می‌شوند، باب معادله، معامله و مذاکره باز می‌شود و امتیاز‌دهی‌ها و امتیازگیری‌ها انجام می‌شود.

نکته قابل تامل این است سال‌هاست مسئولان‌جمهوری‌اسلامی حضور در سوریه عراق و …  به این دلیل اعلام شده که اگر در آن‌جا نباشیم باید با داعش در تهران بجنگیم. پس با توجه به چنین تاکتیک و استراتژی، قاعدتا مثل همیشه از برخورد مستقیم نظامی پرهیز می‌کنند و در چنین شرایطی که فضای داخل مملکت نیز دو قطبی‌ و مثل سابق نیست، قاعدتا بر طبل جنگ کوبیدن، نوعی خودکشی هم به حساب می‌آید.

اما نکته‌ این است انسانی که مدام در حال دویدن و به تعبیری دویدن به دور خود است، آیا می‌تواند فکر صحیح کند؟ پاسخ خیر است! آیا امکان خطای محاسباتی وجود دارد؟ بله وجود دارد!

پس احتمال این‌که مثل همیشه در به روی یک پاشنه نچرخد، برای جمهوری‌اسلامی وجود دارد! اما احتمال آن ضعیف است چرا که حضور وزیر خارجه جمهوری‌اسلامی در نیویورک، هر چند مدعی شوند برای کاری جز گفت‌وگو و مذاکره با آمریکایی‌هاست، نشان از توافق‌های پنهانی‌ست!

راقم سطور کاری به ادعای برخی کارشناسان که می‌گویند قربانی‌ شدن غزه، برای جلوگیری از قربانی نشدن چیز یا چیزهای دیگر است کاری ندارم، کاری هم به شعارها و رزمایش‌های اجتماعی و سیاسی و حماسی ندارم!

متاسفانه فضا به گونه‌ای‌ست اگر جمهوری‌اسلامی از حماس حمایت واقعی نکند، متهم به کنار کشیدن و ذبح شدن آنان خواهد شد و اگر هم بخواهد دخالت کند، بلایای دیگری نازل خواهد شد که به هیچ روی تامین کننده منافع ملت ایران نیست!

سوال پایانی این‌که تمام این واقعیت‌ها یا ترفندها یا فریب‌ها، برای اکثریت ملت ایران چه منافعی دارد؟ متاسفانه چه در فضای صلح و چه در فضای جنگ، وضعیت اقتصاد و معیشت مردم ایران، در یک حالت درهم ریختگی‌ست!