چگونه قتل حکومتی آرمیتا از سوی نهادهای امنیتی مدیریت شد؟

زمان اعلام مرگ از پیش تعیین شده بود

وقت آزادی:

آیا سیر و توالی اتفاقات و انتشار اخبار توسط حکومت جمهوری اسلامی از زمان  وخیم شدن حال  آرمیتا تا اعلام خبر درگذشت او تصادفی است  یا ناشی از طراحی یک نقشه امنیتی برای گذر  بی خطر نظام از  یک قیام عمومی دیگر  ؟
به ترتیب توالی حوادث در جریان قیام جنبش زن زندگی ، آزادی  در سال گذشته و عوامل موثر در آن دقت کنید:

الف : مکان رخداد
به کما رفتن  مهسا امینی در بازداشت گاه و انتقال به بیمارستانی با دسترسی عمومی

ب: نقش  موثر خبرنگار و رسانه
پیگیری  توسط خبرنگار و عکاس در بیمارستان و انتشار عکس و خبر مهسا و آگاه شدن افکار عمومی از این ماجرا. انتشار خبر درگذشت مهسا و سپس تجمع مردمی جلوی بیمارستان.

ج: نقش موثر خانواده
مهسا از خانواده ای کرد بود. خانواده و بستگان دو ر و نزدیک در اطلاع رسانی و حق طلبی ، فعال بودند. جمله‌ نوشته شده بر مزار او ، « تو نمی میری ، نام تو رمز می شود» جامعه را تکان داد.

د: نقش افراد مرجع و شناخته شده در عرصه
چهره های هنری و غیر هنری شناخته شده
واکنش گسترده ای به این جنایت نشان دادند و اقداماتی ابتکاری در اعتراض به وضعیت موجود را آغاز کردند.

خاکسپاری با حضور خانواده در کردستان انجام شد و خبر رسانی گسترده ای فضای مجازی و رسانه ها از جزییات در گذشت انجام گرفت. خیزش عمومی آغاز شد و چهره های شناخته با مردم همراهی گسترده ای را نشان دادند و خود به میدان آمدند. در نتیجه خیزش عمومی گسترش یافت ، دیوار

اقتدار حکومت فرو ریخت و هراس از فروپاشی تمام بدنه نظام را فرا گرفت .حکومت وحشیانه به سرکوب روی آورد . اما حجاب اجباری بی اعتبار شد و زنان قدمی عقب ننشستند

یک سال پس از این خیزش عمومی ، در حالیکه حکومت به شدت از کنترل حجاب زنان ناتوان شده است و سعی می کند با اعمال خشونت بیشتر خود را بازیابی کند ، بار دیگر قتل یک دختر نوجوان بی حجاب در مترو ، می توانست پایه های حکومت را که حسابی ترسیده، سست تر کند .

آرمیتا در شرایطی مشابه با مهسا به کما رفت . بخش امنیتی حکومت برای آن که دوباره موجی گسترده شبیه موج مهسا به راه نیفتد، با بررسی همه آن چه که در جریان خیزش عمومی سال قبل رخ داد و همه عوامل موثر در آن ، کوشید همه روزنه های ممکن را که به خیال خودش در قیام سال گذشته از دستش در رفته بود، ببندد و با هراس افکنی، مانع خیزش عمومی دوباره شود .

تقویم را جلوی تان بگذارید و ترتیب اعلام خبرها را نگاه کنید. نگاهی ساده به سیر رویدادهای دو سه هفته گذشته نشان می دهد که امنیتی های حکومت با یک سناریوی پیچیده و جنگ روانی و به کارگیری همه امکانات سخت افزاری و نرم افزاری در بخش های مختلف چگونه کوشیده اند که نظام از کنار قتل آرمیتا، با کمترین هزینه ممکن عبور کند و اتفاقاتی مشابه سال قبل روی ندهد. نگاهی به شیوه حکومت در چگونگی اعلام خبرمرگ آرمیتا ، تصویر روشنی از نقشه به دست می دهد.

به ترتیب این حوادث دقت کنید . می بینید که حکومت مو به مو چگونه توانسته همه چیز را کنترل کند:

اتفاق: شباهت های دو مرگ
ماموران حکومتی به دو دختر که مشکل «حجاب» دارند، « تذکر حجاب » می دهند، یا به عبارت دیگر « با آنها برخورد( فیزیکی) می کنند. به مهسا در داخل خودرویی که او را بازداشت کرده و به آرمیتا در قطار .
بعد «ناگهان» هر دو به « کما» می روند.
حکومت نقش ماموران اش را در قتل انکار می کند . از نظر حکومت چون هر دوشان سابقه بیماری داشته اند، مرده اند.
اما کسی این را باور نمی کند. مردم می گویند اگر حکومت ریگی به کفش نداشته، دلیل این همه پنهانکاری گسترده در هر دو مورد چیست ؟
درست مثل مهسا، در آنجایی که قاعدتا باید دوربین وجود داشته باشد، تصادفا هیچ دوربینی نبوده است و درست مثل مورد مهسا، هیچ ماموری کار خلاف انجام نداده است.

تا اینجا سناریوها شبیه است. اما از این جا به بعد روایت چگونگی اعلام مرگ آرمیتا و مهسا متفاوت می شود. حکومتگران و امنیتی ها برای این که بار دیگر اختیار کنترل امور از دستشان خارج نشود و توسط «بیت» و بالادستی هایشان مواخذه نشوند، عملیات «کنترل» را در سطوح مختلف طراحی می کنند و لایه های های امنیتی بخش های مختلف به این شکل این عملیات اجرایی می کنند:

الف : کنترل خانواده
– بلافاصله خانواده آرمیتا تحت کنترل امنیتی شدید قرار گرفت و مصاحبه های امنیتی از خانواده تحت کنترل پخش شد. کسی هم از وضعیت کنونی خانواده خبر ندارد.

ب: کنترل امنیتی مکان
—آرمیتا در بیمارستانی امنیتی و تحت کنترل ، تحت نظارت کامل قرار گرفت. هیچ گزارشی از وضعیت پزشکی او منتشر نشد و روشن نشد که او چه وقت درگذشت و بر او چه گذشت.

ج: کنترل و ترساندن خبرنگاران و رسانه ها
– به هیچ خبرنگاری اجازه داده نشد که خبر و عکسی از آرمیتا  مستقلا منتشر کند‌. همزمان برای ترساندن خبرنگاران از پیگیری یا انتشار حداقلی اخبار در داخل، با یک هماهنگی دقیق  بین نهاد های امنیتی – قضایی ، حکم های سنگین زندان علیه دو خبرنگاری که عکس و خبر مربوط به مهسا را منتشر کردند، چند روز قبل از انتشار رسمی خبر مرگ آرمیتا اعلام شد تا حساب کار دست «اهل رسانه بیاید»

ج: کنترل گروه های مرجع عمومی
حکومت همچنان تصور می کند که سلبریتی ها و چهره های شناخته شده مرجع عمومی، در خیزش سال گذشته نقش کلیدی داشته اند. بنابراین تلاش شد به «هر قیمتی» زمینه برای رعب و وحشت گروه های مرجع و چهره های شناخته شده آماده شود و آنان را حسابی بترسانند .

قتل برنامه ریزی شده و فجیع داریوش مهرجویی و همسرش در این راستا و برای انحراف افکار عمومی و همین طور کاستن از پتانسیل اهمیت خبر کشته شدن یک نوجوان دیگر توسط حکومت ارزیابی می شود .

جامعه تا مدت ها ملتهب از این خبر قتل فجیع خواهد بود . کسی هم به خاطر قتل یک پیرمرد و همسرش به خیابان نمی آید که اعتراض کند . به خصوص که داریوش مهرجویی به عنوان یک چهره معترض و مبارز شناخته نمی شد . چرا که پس از انتشار ویدیوهایی در خارج از ایران که او در آن موضعی علنی در حمایت از خیزش عمومی اتخاذ نمی کرد، ، بدنه اجتماعی تصویر خوبی از او نداشت. از طرف دیگر همسر مرحوم آقای مهرجویی مدت ها قبل از این اتفاقات، با انتشار متنی در فضای اجتماعی درباره اختلافات شان با باغبان و یا کارگران افغانستانی، بهانه مناسبی را برای به انحراف کشاندن موضوع قتل در اختیار قاتلان واقعی داده بود .

چرا قتل امنیتی است ؟
۱- فجیع بودن این قتل به سادگی یادآور شیوه قتل های نیروی امنیتی حکومت در برخورد با مخالفان در دو – سه دهه گذشته است و نمی تواند کار یکی دو کارگر جوان به دلایلی ابلهانه باشد .
۲- تعمد رسانه های امنیتی در انتشار جزییات وحشتناک قتل هدفی جز ارعاب ندارد . حکومت سیاست « النصر بالرعب» را به خوبی می شناسد و اساس حکومتگری اش را برهمین پایه نهاده است .

بر اساس تحلیل تصمیم گیران امنیتی جمهوری اسلامی ، قتل فجیع این دو نفر و انتشار جزییات قتل در ابعاد گسترده توسط رسانه هاو افراد ، می تواند گروه های مرجع در عرصه اجتماعی را حسابی بترساند و اذهان را تا مدت ها درگیر خود سازد.

از سوی دیگر ، درست یک روز قبل از اعلام خبر رسمی درگذشت آرمیتا ، حکومت توسط شاخه امنیتی خود در وزارت ارشاد کوشید با اعلام خبر ممنوع الکاری ده زن بازیگر شناخته شده ، چهره های نام آور در عرصه عمومی را بیشتر بترسانند و مانع از اثر گذاری آنان در عرصه عمومی برای هرگونه تحرک اجتماعی شود .

د: کنترل زمان اعلام خبر درگذشت
به نظر می رسد که حتی زمان اعلام مرگ هم از پیش تعیین شده و حکومت به خوبی زمان اعلام درگذشت را به پایان عملیات در عرصه کنترل خانواده، ایجاد جو ارعاب و وحشت در بین نهادها و افراد مرجع و منحرف کردن اذهان عمومی موکول کرده بود.

کانال وقت آزادی