مبارزه‌های بازنشستگان و آینده بازتولید اجتماعی، سیامک خسروی‌زاده

بازنشستگان در وضعیت بغرنجی قرار دارند، چراکه مستمری‌شان کفاف یک زندگی پایه‌ای را هم نمی‌دهد. اما جدا از این، مبارزه‌های بازنشستگان بر سر چه چیزی ست و چرا حق و حقوق بازنشستگی واجد اهمیتی مضاعف است؟

با تعمیق بحران‌های چندگانه جمهوری اسلامی، اعتراضات بازنشستگان به لحاظ کیفی و کمی در حال گسترده‌تر شدن است. هفته گذشته، تجمعات بازنشستگان در کل پرشمارتر از معمول بود. همانطور که در گزارش گروه کارگری رادیوزمانه اشاره شده، بازنشستگان بانک‌هایی چون ملت و صادرات به صف مبارزه‌ها پیوستند و در برخی شهر‌ها همچون اهواز بازنشستگان تأمین اجتماعی و کشوری تجمع مشترک برگزار کردند و شعار «لشکری کشوری تامین اجتماعی، اتحاد اتحاد» سردادند.

تکثیر مبارزات بازنشستگان باعث شده که جدا از یکشنبه‌های اعتراضی، که عمدتاً به تأمین اجتماعی مربوط می‌شود، مبارزات به روز‌های دیگر هفته هم تسری کند. به عنوان نمونه، بازنشستگان مخابرات طی هفته‌های گذشته دوشنبه‌ها و سه‌شنبه‌های اعتراضی خود را در ده‌ها شهر عمدتاً جلوی اداره مخابرات رقم زده اند.

دوشنبه ۸ آبان ۱۴۰۲، بازنشستگان مخابرات در شهرهای رشت، زاهدان، کرمانشاه، سنندج، خرم‌آباد، اصفهان، آذربایجان غربی، زنجان، تبریز، ساری، اندیمشک، شیراز، تهران، قزوین، ایلام، اردبیل، همدان، و بندرعباس و … به خیابان‌ها آمدند و شعار‌هایی نظیر «مخبر حیا کن، آیین‌نامه رو اجرا کن» سر دادند. یکشنبه‌های اعتراضی نیز از دی ماه ۱۳۹۹ تا کنون، به رغم همه پستی و بلندی‌ها، همچنان تداوم خود را حفظ کرده ست. تکرار کمی این تظاهرات اما، همچون جمعه‌های اعتراضی بلوچستان، به شکل بالقوه این پتانسیل را دارد که ابعاد کیفی جدیدی به خود بگیرد و این امکان را به بازنشسته‌ها اعطا کند که زبان سیاسی، پراتیک، و ابزار‌های جدیدی را برای گرفتن حق و حقوق پایه ای خود ابداع کنند.

بدیهی ست که به لطف تورم افسار گسیخته، کاهش ارزش پول ملی، و سرکوب دست‌مزد‌ها و عدم همسان‌سازی مستمری، بازنشستگان در وضعیت بغرنجی قرار دارند، چراکه مستمری‌شان کفاف یک زندگی پایه‌ای را هم نمی‌دهد. اما جدا از این، مبارزات بازنشستگان بر سر چه چیزی ست و چرا حق و حقوق بازنشستگی واجد اهمیتی مضاعف است؟

سازمان تأمین اجتماعی، به عنوان بزرگ‌ترین و مهم‌ترین صندوق تأمین بیمه، ۴۴ میلیون نفر را برای درمان و بازنشستگی تحت پوشش خود قرار دارد. این سازمان، که بناست به عنوان صندوقی بین‌النسلی در خدمت خیر عموم باشد، همواره مورد دست‌اندازی و تجاوز  دولت‌های مختلف بوده: از میر حسین موسوی در زمان جنگ گرفته تا احمدی نژاد که سعید مرتضوی  را به ریاست این سازمان منصوب کرد، از روحانی که سهام این سازمان را در بورس عرضه کرد و با سرریز‌شدن درآمد‌های حتی فقیر‌ترین اقشار به بازارها‌ی مالی کسری بودجه دولت خود را تأمین کرد، تا بدهی‌های کلان دولت ابراهیم رئیسی (عضو هیئت مرگ) به این سازمان. در همچنان بر همان پاشنه چرخیده و می‌چرخد.

دست‌اندازی‌های دولت به کنار، سود‌های کلان شستا (شرکت سرمایه‌گذاری تأمین اجتماعی)، در عوض تأمین نیاز‌های درمانی و بازنسشتگی مزدبگیران، به‌عنوان یکی از هلدینگ‌های اصلی اقتصاد و بازار بورس به جیب مدیران و سوداگران و انواع اقسام مافیا ریخته می‌شود.

در بخش «مطالبات فوری بازنشستگان» نه فقط افزایش دستمزد بازنشستگی در همخوانی با تورم و هزینه‌های زندگی پایه‌ای، درمان رایگان و بیمه کارآمد، ایجاد مسکن و غیره بلکه همچنین بر «شفاف سازی وضعیت صندوق های بازنشستگی و برگرداندن سرمایه های اختلاس شده به صندوق ها … همچنین ضرورت نظارت نمایندگان واقعی و منتخب بازنشستگان بر صندوق ها» نیز تأکید شده. از آنجا که صندوق‌های بازنشستگی درواقع متشکل از بخشی از دستمزد خود نیروی کار و حاصل دسترنج و بخشی از ارزش افزوده‌ای ست که خود آنان تولید کرده اند، کنترل و گردانندگی این صندوق‌ها نیز به خود مزدبگیران واگذار گردد.

@shbazneshasteganir