این تحلیل باید نقطه عزیمت «گذار» صورت گیرد
سخنان رضا علیجانی در همایش سالیانه همبستگی جمهوری خواهان ایران:
هر نقطه عزیمت در تحلیل اوضاع خواه ناخواه یک خروجی راهبردی هم دارد. شروع از بحث جمهوریت و سلطنت و یا بحث اقوام و فدرالیسم (و موافقان و مخالفانش)، نقطه عزیمتی نادرست است که به راهبرد نادرستی هم منجر میشود. این تحلیل باید از نقطه عزیمت «گذار» صورت گیرد.
آیا وحشت، شر و جباریتی که آقای نیکفر ترسیم میکنند، معطوف به آیندهای است که ممکن است دچارش شویم یا همین جمهوری اسلامی که اکنون در آن زندگی میکنیم. باید مراقب باشیم در ترسیم شر آینده، شر بزرگ کنونی را به حاشیه نرانیم.
ما دو نوع رویکرد «ملی» داریم: ستیزنده با اقوام ایرانی، دربرگیرنده همه مردمان ایران و تضمین کننده حقوق آنها. اول باید حقوق اتنیکهای ایرانی داده و تضمین گردد و بعد روی دیگر ارزشهایی مثل موجودیت سرزمینی پافشاری شود.
چه برای گذار و چه برای پس از گذار ما نیاز مبرم به گفتگو و همسویی میانه روهای همه طیفهای سیاسی داریم. از درون سپاه گرفته تا درون سلطنت(طلبها)! بگذارید یک پله بالاترش را هم بگویم، گفتگو و همراهی پراگماتیستها، نه حتی میانهروها…
در ایران ما شاهد تولد سوژه فلسفی و شهروند سیاسی، از دوم خرداد و جنبش سبز به بعد و در بالاترین شکل آن در جنبش «زن، زندگی، آزادی» بودهایم. هر دو تولد هر چند قابل آسیب شناسیاند ولی بسیار مبارک و پیش برندهاند. حاصل هر دوی اینها هم نوعی «تکثر» است. عنوان سخن من نیز «نوزایی ملی، تکثر ملی» است. مدیریت این تکثر اما خود یک امر «راهبردی» است.
ما چون «ملی-مذهبی» هستیم در رابطه با هر دو جزء این نام مورد سئوال واقع میشویم. تقدم ملی بر مذهبی در این نام بیانگر نوعی اختلاف در درون خود مذهبیهاست. ما از مذهبیهایی هستیم که اول ملی هستیم و بعد مذهبی. جهان وطنی و امتی نیستیم.
جزء «ملی» در این نام بیانگر چند ممیزه است: هویت ملی (بدون تفکیک به قبل و بعد از اسلام)، تبار ملی (اشاره به تبار سیاسی متأخر این جریان یعنی نهضت ملی دکتر مصدق به عنوان بینش و منش)ٍ، منافع ملی(اصل بنیادین حاکم بر سیاست خارجی؛ ما در روابط بینالملل طرفدار منافع ملی هستیم و در سیاست داخلی سوسیال-دموکرات) و بالاخره مسئله بسیار مهم ایرانِ ملی یا ایران متکثر (این «ملی» اقوامستیز نیست بلکه حامی و تضمین کننده حقوق آنهاست).
یک حکومت فرضا سلطنتیِ غرب گرایی که سمبل شر معرفی میشود، برای آینده ایران؛ محیط زیستش، روابط بین المللش و مهمتر از همه سفره مردمش، بهتر و مفیدتر است تا ج.ا کنونی. در آن حکومت فرضی (که احتمال وقوعش هم بسیار کم است)، من و شمای جمهوریخواه بهتر و راحت تر میتوانیم برای دموکراسی و حقوق بشر مبارزه کنیم.
به جز اقلیتی کوچک و ناچیز، گرایش جداییطلبی در هیچکدام از اقوام ایرانی وجود ندارد و نباید با عمده کردن آن، سیاست و راهبرد را از نقطه عزیمتهای نادرست تحلیل کرد.
از نظر اکثریت مردم ایران مشکل اصلیشان اول معیشت و اقتصاد است، بعدا آزادی و سبک زندگی برجسته میشود؛ دموکراسی و آزادی سیاسی در رتبه سوم قرار دارد.
چه برای گذار و چه برای پس از گذار ما نیاز مبرم به گفتگو و همسویی میانه روهای همه طیفهای سیاسی داریم. از درون سپاه گرفته تا درون سلطنت(طلبها)! اگر کسانی باشند که مسئله ایران برایشان مهمتر از حفظ نظام باشد و یا نیروهایی باشند که دگرپذیر باشند نه دگرستیز، همگی باید به یک همسویی ملی برای نجات ایران برسند. در این مسیر همه نیروها میتوانند تفاوتها و نقدهای هویتی، آرمانی و برنامهایشان نسبت به یکدیگر را هم در یک بازی رقابتی نه حذفی پیش ببرند.
بگذارید یک پله بالاترش را هم بگویم، گفتگو و همراهی پراگماتیستها، نه حتی میانهروها، پراگماتیستهایی که شاید نه منافع نظام و نه مصلحت ایران برایشان دیگر اهمیتی نداشته باشد و فقط به بقا و مصلحت و منفعت خودشان فکر میکنند! این اتفاقی است که در آفریقای جنوبی و شیلی و … هم افتاد. کارگزاران نظام آپارتاید و یا پینوشه جنایتکار و سرکوبگر و یا حزب کمونیست لهستان و آلمان شرقی و … اصلاحطلب و میانه رو نشدند بلکه پراگماتیست شدند و دیدند که باید مردم و جنبش مخالف را به رسمیت بشناسند و تسلیمش شوند تا سالم بمانند!
حوزه های علمیه روحانیت و نظام ج.ا همیشه اصلاح طلبانشان را طرد و بیرون میاندازند. «اگر» راهی برای گذار مسالمت آمیز باشد نه از طریق فرضا اصلاحطلبان و میانهروها بلکه احتمالا باید از طریق پراگماتیستهای احتمالی درون قدرت مستقر باز شود. این نسخه ترجیحی ماست. اگر این راه باز نشود هیچ گریزی به جز انقلاب در پیش روی ملت نخواهد ماند. در آن صورت ما هم در صف مردم خواهیم بود نه صف حکومت!
لینک فایل صوتی: https://t.me/RezaAlijaniarchive/248