روایتگری به مثابه کنشگری، مجتبی نجفی

از نیکتا اسفندانی تا محسن محمدپور. قصه آبان، قصه خونی است بر کف خیابان که همچنان جاری است. یکی گیتار و تئاتر دوست داشت و یکی کودک کار بود. آبان نقطه شگفتی نبود، تفاوتش این بود، قربانیانش شانس داشتند در عصر شبکه های اجتماعی، عصر شهروندان راوی کنشگر، زیست کنند و گرنه این نامها هم به سرنوشت همان توده بی نام قربانی اوایل سالهای هفتاد دچار می‌شدند که به خاطر اعتراض به سیاست‌های اقتصادی دولت وقت، کشته شدند؛ نه روایت شدند، نه نامی از آنها به یادگار مانده نه کسی هر سال به یادشان می‌نویسد. اما همین روایتهای خرد شهروندان است که هر سال به ما یادآوری می‌کند محسن محمدپوری بود که اگر می‌بود احتمالا مجبور بود برای مقابله با تورم بیشتر از دیروزش کار کند و سختی بکشد و اگر نیکتایی می‌بود شاید در اعتراض به قتل مهسا از قربانیان جنبش زن، زندگی و آزادی میشد.

درباره تحول رسانه ای عامدانه یا ناآگاهانه عده ای آدرس غلط میدهند، تحول بزرگ نه ظهور شبکه های تلویزیونی بعضا ضد جریان دموکراسی که آزاد شدن کلام شهروند عادی است، تکثیر خرده روایت‌هایی که «ظلم ظالم و جور صیاد» را به خاطر می آورند و حافظه تاریخی کوتاه مدت ما را با قدرت تصویر و اعجاز کلام امتداد می‌دهند تا فراموش نکنیم همین دیروز کودک کاری بود که قاعدتا نباید کار میکرد اما جانش هم ستانده شد و نیکتایی که اگر بود شاید اکنون گیتاریست حرفه ای و بازیگر نام آشنای تئاتر در محیط سانسور بود.

آبان کشتار بی صدایان، نادیده شدگانی بود که به طرز شگفت انگیزی در مرز رویت پذیری و رویت ناپذیری حرکت میکنند، بازیگران جدید عرصه سیاست ایران که دیگر نمیشود مثل سالهای هفتاد آنها را کشت و قربانیان را به عدد تبدیل کرد، چرا که هر‌ از گاه در میانه سوگواری های جدید سوگواری های قدیم را هم به خاطرمان می آورند و ندا می‌دهند « یاد آر ز شمع مرده یاد آر». همین سوگواری هاست که تصویر سهراب و ندای هشتادوهشت، محسن و نیکتای نودوهشت را به تصویر نیکا و سارینای چهارصد و یک وصل می‌کنند و با نام هر قربانی ما به تاریخ بر میگردیم و قربانیان کمتر دیده شده را احضار میکنیم تا به حاکم یادآوری کنیم هیچ خونی بر زمین خشک نشده و هر خونی را با قدرت کلمه زنده میکنیم تا خشونت، این میوه شجره خبیثه استبداد از این سرزمین محو شود. برای همین سنت یاد کردن نه روضه خوانی که کنش سیاسی است برای تداوم دادخواهی، دادخواهی از آن همه شهروندی که تاوان شهروند بودن، که امتناع از بردگی است، را دادند.

آبان خون جوشنده پاک ناشدنی است، یادآور لکه ننگی بر پیشانی آمر،مجری و توجیه گر قتل است.

تلگرام نویسنده