دوام جنبش اجتماعی” مهسا ” در سیمای مادران دادخواه، ابوالفضل محققی

مادران دادخواه  تجمعی شکل گرفته از صدها مادری است که لباس رزم فرزندان خود را برتن کرده و رو در روی نظام بی شرافت و کودک کش حکومت اسلامی “بخوان حکومت خامنه ای” صف بسته اند.

نوشتم صدها! اینان مادرانی هستند که آشکار و بی هراس از شکنجه و زندان به خون خواهی فرزندان خود برخاسته تداوم دهنده راه آنانند. بی هراس از شکنجه و زندان سخن می گویند و مردم را به داد خواهی فرا می‌خوانند.

مادرانی که با تصویری از فرزندان خود در میان مردم می گردند. پرده از جنایت رژیم بر می دارند و شعله در جان های آزاد می افکنند. افکار عمومی را به حمایت ازمبارزه خود، به حمایت از فرزندانشان که برای آزادی کشته شده اند بر می انگیزند.

هر مادری، هر پدری که اندک وجدان و عاطفه ای نسبت به جوانان این سرزمین داشته باشد، بسته به توان خود عملا و یا قلبا به حمایت از این ستم دیدگان برمی‌خیزد. برمی‌خیزد چرا که در تداوم این حکومت سرنوشت تلخ رقم زده توسط حکومت اسلامی را درحق فرزند خود، نوه خود و نسل های آتی می‌بیند.

امروز مادران دادخواه یکی از اجزای جدائی ناپذیر جنبش اجتماعی هستند. جنبشی که با جنبش “زن ،زندگی،آزادی ” گره خورده است.

بگذار بی هویت ها، بی رگ و ریشه های حل شده در قدرت و پول ولایت بعنوان نماینده مجلس ،بعنوان قاضی ،بعنوان نیروی امنیت همراه با لشکری از طفیلی های جامعه ،از لاتهای کف خیابان گرفته  تا تلکه بگیران، پا اندازان، مداحان ووو عرصه بر مردم تنگ کنند. قانون های ارتجاعی و محدود کننده حداقل آزادی های مردم را تصویب نمایند. اما آنچه که پایدار و مانا است حقیقت زندگی است که خود را در فرهنگ و شیوه زندگی و تفکر یک ملت متجلی می سازد.

اکثریت جامعه  دیر وقتی است که از جمهوری اسلامی گذر کرده و آرام آرام در کار سازماندهی و تجمع نیرو برای سرنگونی این حکومت نامشروع هستند. حکومتی که حاصل جمع مشتی دزد، رانت خوار، جنایتکاران حرفه ای و بی وطنان ذوب شده در ولایت شیطانی فردی سفاک، خود شیفته و جنایتکار است.

امروز اکثریت جامعه آفت زده اسلامی ایران این مادران را می‌شناسند. مادر سالخورده ستار بهشتی را که نام زیبای “گوهر عشقی” دارد، بی هراس در حمایت از جنیش مهسا حجاب از موهای سفید خود بر می دارد. در مقابل نیرو های سرکوب می ایستد!پیام انسانی خود را در رد صلاحیت خامنه ای و حکومت اسلامی می دهد.

مادر انوشیروان لطفی “فروغ تاجبخش”را که یکی از افشاگران  کشتار تلخ سال شصت و هفت بود. زنی که تا آخرین لحظه حیات بر در گورستان خاوران ایستاد وتف بر سیمای ننگین جمهوری اسلامی از آمران تا مجریان این جنایت هولناک از خمینی گرفته تا رئیسی افکند.

با شکوهمندی یک زن آزادی خواه زیست و با عظمت یک مبارز دادخواه و خستگی ناپذیر زندگی را بدرود گفت.بر شانه ده ها زن مبارز به خانه ابدی خود بدرقه گردید. اما نشان خود بر تاریخ غرور آفرین زنان مبارز و آزادیخواه ایران نقش زد.

هر صفحه این تاریخ  باز گو کننده نقش ابر زنانی است که از گذشته تا کنون تاثیری تعین کننده در مبارزه با استبداد بخصوص در سال های اخیر داشته اند.

“ناهید شیر بیشه” چه صفت رسا و دقیقی است بر زنی که از پیراهن خونین فرزندش “پویا بختیاری” پرچمی ساخت برای داد خواهی .زنی که با نشان دادن زیبائی های فرزندش در عرصه های مختلف زندگی و چگونگی تربیت او و نحوه جان باختن اش در راه آزادی، درد یک مادر را به درد میلیون ها مادر ایرانی بدل ساخت .سرافراز بی آن که سر در برابر دژخیمان خم کند  سال ها زندان انفرادی در بدترین شرایط را پذیرفت، تا نشانگر عظمت یک مادر دادخواه باشد.

مادری دیگر”معصومه یزدانی” در مصافی نا برابر تن به سیزده سال زندان می دهد تا از آرمان پسر دلبندش” محمد جواد زاهدی” دفاع کندو مادر کیان کوچک “زینب مولائی راد” مراسم خاکسپاری اورا به صحنه افشاگری خامنه ای بدل می سازد و بر دامنه نفرت مردم از این جرثومه نازل شده بر حیات مردم ایران می افزاید و بهای سنگین آنرا می‌پردازد.

قافله بزرگی از جنبش آزادی خواهان، ستم دیدگان، دادخواهان، اگر چه امروز محتاط و آرام !اما انباشته از نفرت و کینه در حمایت و پشت سر مادران داد خواه در حرکتند!که در زمان لازم که روز به روز وقت آن نزدیک تر می شود و حکومت سرکوب قادر به متوف کردن آن نیست.روزی که این معترضان خاموش ،این داد خواهان  دهان و دست خواهند گشود و بیکی از ارگان های تاثیر گذار در جنبش بر اندازی رژیم بدل خواهند شد.این از ویژگی های جنبش های اجتماعیست! مداوم ، پیگیر و گسترش یابنده که اندک ،اندک ،گروه گروه  جمع می شوند ،سازمان می یابند و پیروزی نهائی را رقم می زنند.

ابوالفضل محققی