۱. خانه و خانواده امنترین و مناسبترین مکان، برای امنیت زنان در برابر خشونت هستند.
۲. خشونت علیه زنان حتما توسط یک مرد یا گروهی از مردان، بر علیه یک زن یا گروهی از زنان صورت میگیرد.
۳. خشونت همواره آشکار است و آثار آن همواره مشهود است؛ نظیر جای کبودی یا زخم…
۴. خشونت علیه زنان به ندرت، فقط در برخی مناطق یا فرهنگها و در مورد عده معدودی از زنان رخ میدهد.
۵. خشونت همواره توسط افراد غریبه و ناآشنا رخ میدهد.
۶. خشونت علیه زنان فقط یک مسئله جنسیتی و زنانه است.
۷. یافتن راهکار رفع خشونت، صرفاً بر عهده خشونتدیده است.
۸. زن و شوهر دعوا کنند ابلهان باور کنند، چهاردیواری اختیاری است و کسی حق دخالت در دعوای زن و شوهری ندارد.
۹. خشونتدیده حتما دچار لغزشی شده است و خود مقصر است.
۱۰. خشونتگر حتماً در حالت مستی است یا سابقه بیماری روانی و عصبی یا تربیت در خانواده خشونتگر دارد و یا سطح تحصیلات و فرهنگ پایین دارد و یا متأثر از ناراحتی موقتی نظیر قرار گرفتن در تنگنای مالی به خشونتگری روی آورده است.
۱۱. خشونت علیه زنان، فقط خشونت فردی است نه ساختاری؛ پس متوجه قصور فردی است نه اجتماعی.
۱۲. زنان از خشونت مردانه لذت میبرند و برایشان تداعیگر عشق و اقتدار و یا غیرت مردانه است!
۱۳. شخصی، سیاسی نیست و خشونت خانگی علیه زنان هیچ ربطی به خارج از چهارچوب خانه، نظیر تصمیمات دولتی و سیاسی و یا حمایت های قانونی ندارد.
۱۴. خشونت علیه زنان یک پدیده طبیعی است و در طول تاریخ همواره و در همه جوامع وجود داشته و از ذات فرودست زن نشأت میگیرد.
۱۵. مواردی که خود زن بدان معترض نیست و رضایت دارد، نمیتواند مصداق خشونت باشند.
۱۶. خشونت علیه زنان از قاعده ثابت علت و معلولی نشأت میگیرد و متوجه پیچیدگی و درهمتنیدگی نیست.
۱۷. تا بوده همین بوده و نهایتاً زنان باید بسوزند و بسازند و اعتراض و آگاهی بخشی ثمرهای ندارد.
۱۸. خشونت علیه زنان میتواند راهکار مؤثر در تثبیت اقتدار مردانه باشد.
۱۹. زن اگر بخواهد میتواند با سیاست و مهارتهای زنانه، دل شوهر را بدست آورد و مانع خشونت شود!
۲۰. خشونت همواره با سروصدا و جیغ و دعوا همراه است.
۲۱. همه انواع خشونتها در لحظه و ناخواسته اتفاق میافتند و هیچگاه با برنامهريزی قبلی و اطلاع از عواقب قانونی آن رخ نمیدهند.
۲۲. چون در ایران آمار دقیقی از خشونت علیه زنان وجود ندارد، پس چندان مسئله شایعی نیست.
۲۳. بین زن و شوهر، خشونت جنسی معنی ندارد.
۲۴. زنان، خود عاملان اصلی خشونت علیه زنان هستند.
۲۵. خشونت در ذات مردان است و کنترل چندانی بر آن ندارند.
۲۶. رفتارهای خشونتآمیز در یک محدوده کاملاً خصوصی نتایج و پیامدی بر حوزههای عمومی ندارد.
۲۷. صرفاً زنانی با سطح سواد و تحصیلات و طبقه اجتماعی پایین ممکن است در معرض خشونت واقع شوند.
۲۸. با تحمل و صبر زنان، خشونت علیه آنان در خانه و اجتماع کمرنگتر خواهد شد.
۲۹. زنان، خود با آگاهی، اطاعت از ساختار خشونت بار تبعیضآمیز را “انتخاب” میکنند.
۳۰. خشونت علیه زنان تنها یک معضل فرهنگی است و قانون در آن نقشی ندارد.
@Zane_Ruz_Channel