اهمیت شبکه های دوستی، در فقدان نمایندگی سیاسی،‌ مجتبی نجفی

در شرایطی که حاکم با تمام ابزارها تلاش دارد نفس جامعه معترض را بگیرد،” چه باید کرد” مهم ترین پرسش است. اما پاسخ به این پرسش برای کسی که به جنبش زن،زندگی و آزادی اعتقاد دارد،نیازمند روشن کردن زاویه دیدهای مهم است. در حالی که سال گذشته جامعه ایران شاهد شکوهمندترین صحنه هایی از مقاومت مدنی بود،بخشی از اپوزیسیون به تب تند زودبینی و زودباوری دامن زد. از همان ابتدای جنبش هم رویا فروشی مبنی بر اینکه به زودی سفره هفت سین آزادی در ایران دایر می شود و انبوه مقامات در حال فرارند به روند این جنبش که به اعتقادم نه دوی سرعت که دوی استقامت و امدادی است،ضربه زد.

جنبش ها قرار نیستند در کوتاه مدت الزاما به نتایج سیاسی ملموس برسند بلکه مهم تر اثرات بلند مدت آنهاست. جنبش ها گفتمان سازند و سه کلمه زن، زندگی، آزادی گفتمانی را شکل داد که ملات آن سالها در فرآیند مبارزه مدنی شهروند ایرانی با حاکمیتی تهیه شد که تمامیت خواه نه فقط در ساختار قدرت که در عرصه عمومی است.‌ جامعه متکثر ایرانی یکدست سازی را نمیخواهد و این بزرگترین مانع برای تکمیل پروژه توتالیتاریسم در ایران است. حاکمیت هر چقدر در سطح قدرت توانسته یکدست سازی کند در سطح جامعه شکست های سنگینی به بهای تحمیل هزینه بالا به شهروندان، خورده.

بیایید سخت گیری های متنوع حاکم را از این زاویه ببینیم که هراسان شده،عصبی از مقاومت مدنی که فراز و نشیب فراوان دارد اما همچنان گفتمانش در ذهنیت جمعی معترضان شکل گرفته. شاید بگویند دستاورد سیاسی اش کو؟این پرسش نزدیک بینان است نه کسانی که فرآیند رخدادها را در بلند مدت ارزیابی میکنند. به گمانم مای معترض هنوز در حال شکل دادن به گفتمان خود است و این گفتمان چون در حال شکل گیری است هنوز نماینده سیاسی مناسبش را ندارد چرا که جبهه های سیاسی در کشور هم مانند حاکمیت گیج و منگ از تحولاتی اند که در لایه های پنهان و آشکار جامعه ایرانی شکل گرفته.

شکست نشست جرج تاون که به جای همبستگی به افتضاح چنددستگی منجر شد، نشانه مهمی است بر عقب ماندن اپوزیسیون پرسروصدای ایرانی از تحولات پیچیده جامعه. اما هنوز از این شکست،درس گرفته نشده. پرسشی نمیکنند چه شد نتیجه آن همه تاکید بر” به داد ما برسید”جلوی درب دولتهای خارجی اما باز هم یا از کوبیدن سر مار در تهران میگویند یا از حمله به تاسیسات اتمی: این همان اپوزیسیون دلخواه جمهوری اسلامی است که مسأله ناشناس است. یعنی در تشخیص مساله اصلی ناتوان است.همه سیاست شو و جیغ و داد نیست، همه اش لایک ریزان و سازماندهی لشکر فحاش نیست. سیاست علم است،نیازمند روش و برنامه.
برای همین اولین گام «چه باید کرد» این است دلبسته اپوزیسیونی نشویم که الفبای کار سیاسی را نمیداند، مختصات بازی میدان سیاست را نمی شناسد و بر کلیدواژه های قبلی تاکید دارد. شکل گیری اپوزیسیون سیاسی مناسب با وضعیت جدید ایران، نیازمند زمان است. نمایندگی سیاسی تجویزی دستوری شکل نمی‌گیرد، زمان میخواهد اما شاید این پرسش مطرح شود با این وضعیت اسفناک اپوزیسیون ایرانی پرسش “چه باید کرد” چه پاسخی دارد؟

پاسخ به این پرسشها به سادگی نیست. به خصوص اینکه وقتی تب جنبش داغ است، رویافروشان حضور جدی دارند، وقتی میخوابد، یا افسرده می شوند یا فرصت طلب.

در جنبش سبز دیدم به محض اینکه دوران بورس رسانه ای خوابید و دوران سخت تنهایی و حصر و عزلت رسید یکی مداح حاکم حصر کننده در ایران شد و یکی هم مدیون رهبر کشور همسایه. اسیر جو نشدن و ناامید نشدن، دو اصل مهم برای تداوم جنبش هاست. چون که جنبش ها، فراز و نشیب فراوان دارند. گاهی موج بالا می آید و زمانی پایین. جنبش زن،زندگی آزادی را با دید دوی ماراتن و امدادی ببینید: زمان بر ، سخت،پرفراز و نشیب. گمان میکنم در این دوران طاقت فرسا، موضع دفاعی تا یافتن فرصت های کم نظیر آن هم در شرایطی که ما نهاد دولت مدرن نداریم و کشور به صورت مافیایی با نقض سیستماتیک حقوق شهروندی اداره می شود، تقویت شبکه های دوستی و جمعی است. هر امکانی برای ساختن جمعی ولو کوچک و محدود، کاری یا غیرانتفاعی برای حفظ همین نخ های کوچک همبستگی در راستای یک کنش راهبردی جمعی با نگاه به آینده دور تعریف می شود.

همین شبکه های دوستی و همیاری در فقدان نمایندگی سیاسی اپوزیسیون را دست کم نگیریم، از این منظر که هدف تمامیت خواهان، گسستن ریشه های همبستگی، منزوی کردن افراد و کشتن قدرت رویاورزی آنهاست. اما به عوض، حفظ و امتداد همین شبکه های دوستی، ساختن سرمایه اجتماعی برای فرداست. همین سرمایه های اجتماعی مستعد ساختن جنبش هایی حتی قوی تر از زن،زندگی،آزادی اند. به عبارتی همکاری همین ” نیروهای ضعیف” با تقویت ایده همبستگی شهروندی، خانه استبداد را از ریشه ویران میکند. ریشه کنی خانه استبداد یا ساختن دموکراسی، تغییر نظام روابط است نه صرفا تعویض یک سلطان با سلطان جدید.

تلگرام نویسنده

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»