چرا دولت لیبرال کانادا سپاه را در لیست سازمان های تروریستی نمی گذارد؟  سیروس فیروزیان

ما می دانیم که دستگاه های اطلاعاتی-امنیتی ۵ چشم دنیا بسیار پیچیده، حرفه ای، دقیق و تنگاتنگ مرتبط با هم کار می کنند. سرویس اطلاعاتی-امنیتی کانادا یکی از بهترین های دنیاست. این را هم باور داریم که نیروهای اطلاعاتی کانادا آدمهای وطن پرست هستند. مصالح و منافع ملی کانادا و ثبات و امنیت جامعه برای دستگاه اطلاعاتی-امنیتی و برای پلیس فدرال و برای همه کانادایی ها اهمیت و اولویت اول و آخر است. همچنین، می دانیم که واقع گرایی و عملگرایی دو اصل کلیدی در کار های سیاسی، اطلاعاتی و پلیسی است.

آیا دستگاه سیاست سازی در کانادا با پشتوانه 

اطلاعاتی خود تلاش داشته در سپاه و حلقه های بالادستی قدرت در ح.ا. نفوذ کند؟ به هر روی، نفوذ در بدنه و نیز در حلقه های بالادستی سپاه یک ضرورت استراتژیک برای قدرت های غربی است. اما، نفوذ مستقیم، روی سطحی و جلوی چشم هرم قدرت ح.ا. در عمل ممکن نیست.

روسيه و شاید تا حدی کمتر چین، طی این سالها توانستند به طرق مختلف ازجمله آموزش نیروهای نظامی و امنیتی ایران در کشورهای خود، سرمایه گذاری های تکنولوژیک و نظامی در ایران و صد البته بجهت ناچاری رژیم در وابستگی به مسکو و پکن، افراد خود را در سپاه و اطلاعات و بالاتر از آن در حلقه تصمیم سازی ح.ا. وارد کنند. یکچنین فرصتی برای آمریکا و کانادا ممکن نبود.

خوب، در این موقعیت که آمریکا نظر به ضرورت و حساسیت منطقه ای و جهانی سپاه را در لیست گذاشت؛ آیا کانادا می بایست و یا می توانست بجای آمریکا و شاید در همپوشانی با انگلیس راه نفوذ را هموار سازد؟

برای من سخت است گمان کنم که مبادا نیروهای امنیتی ایران در حلقه های سیاسی و امنیتی کانادا نفوذ کرده باشند. اما، با توجه به طبیعت وحشی و ماجراجوی سپاه، باید شک به چنین خطری را بسیار جدی گرفت. شناسایی ۷۰۰ مأمور رژیم در کانادا که می توانند بیشتر هم باشند، یک زنگ خطر جدی و آنی است که دولت لیبرال باید به آن ترتیب اثر فوری بدهد. هر آینه، با اعتمادی که به دستگاه های اطلاعاتی-امنیتی کانادا دارم، دستیابی ح.ا. به حلقه های بالا دستی تصمیم سازی در کانادا را ساده نمی بینم؛ بویژه آنکه ح.ا. در باتلاق فساد سازمانی، گسیختگی مدیریتی و نیز پراکندگی و بی انگیزگی نیروها گرفتار است.

آیا قضیه جور دیگری است؟ ترفند مهاجرت پذیری؛ یعنی با فراهم آوردن فضای زندگی امن و آرام برای بچه ها و خود افراد حکومتی و امنیتی از سطوح میانی تا سطوح بالا، کانادا سعی کرده است نیروهای آشنا به سیاست و اطلاعات ایران را بخرد، به آنها امان و امید به آینده بی دغدغه در فضای زندگی غربی بدهد و از طریق آنها کانال بزند به حلقه های تصمیم سازی سیاسی، اداری و اطلاعاتی-امنیتی ح.ا.؟ 

اگر اسرائیل با همه محدودیت ها برای ورود به جامعه ایران تا حدودی توانسته با حربه پول و شاید قول زندگی بهتر در غرب به وابستگان رژیم، به حریم امن ح.ا. نفوذ کند؛ فرصت مهاجرت به کانادا برای عوامل رژیم بیشتر اغواگر بوده و اینگونه دری به درون حلقه قدرت ح.ا. به روی کانادا باز خواهد شد. آیا این نگاه، جدا از آنکه منطقی و یا خیال‌پردازی باشد، رویکرد دولت لیبرال کانادا را در برابر سپاه شکل داده است؟ ‌ 

اگر چنین تحلیلی تنها یک توهم نباشد، آیا در کنار این حسابگری محافظه کارانه و شاید کمی فرصت طلبانه دولت لیبرال کانادا، شرکت های مالی و فنی وابسته به سپاه در عملیات مالی سیاه و سفید خود در جای جای دنیا، پلتفرمی برای ورود پول بادآورده و سرمایه فربه به کانادا بوده اند؟ می دانیم که بچه ها و خانواده های عوامل رانتی ح.ا. پول های کلان دزدی می آورند که اگر چه این پول ها پیش قدرت بزرگ مالی و پولی کانادا پول خرد هم  به حساب نمی آید؛ به اندازه خود به سیستم بانکی و بازار کانادا کمک می کند. 

باری، بچه های حرام خورده اختلاسگران دلشان به حال ملت غارت شده ایران نخواهد سوخت. آیا سیاستمداران کانادایی دل خوش دارند بچه هایی که نان زورگویی و دزدی خورده اند و بی تفاوت و بی رحم به هموطنان بیچاره خود بوده اند؛ برای کانادا دل بسوزانند؟ براستی، اگر آنها با بهره گیری از فرصت های بکر و بسیار در کانادای آزاد برای خودشان کسی بشوند، دانش و توان فنی و مالی خود را در خدمت کانادا خواهند آورد؟ من به فرهنگ خانوادگی و حکومتی آنها سخت بدبینم. اگر اینگونه باشد و آنها بیگانه از مرام ناپاک پدران خود به کانادای عزیز خدمت کنند، پدران دزد آنها نباید، به هیچ روی، هیچ جایی در این کشور داشته باشند. خشم و بغض 

ایرانی کانادایی ها، هر کجا که باشند، به خونخواران و اختلاسگران پایانی ندارد. 

بنظر من مسئله سپاه موضوعی نیست که به سیاست حزبی در کانادا چندان مربوط باشد. فراتر از آن است! عنصر زمان و پیشبرد هدف کلان امنیتی همانا تعیین کننده نوع واکنش و مواجهه سیاسی و امنیتی کانادا با سپاه و نیز با ح.ا. است. 

اگر کانزرویتیو ها در کانادا قول‌ داده اند که نام سپاه را در لیست تروریست ها بگذارند- که بسیار مایه امیدواری و سپاسگزاری است؛ باید بدانیم که این تصمیم حتما” در سطح بالای ملی و نه در سطح حزبی گرفته خواهد شد. 

در پایان، امیدوارم روند کار در سطح ملی کانادا در مواجهه با سپاه تروریستی بگونه ای دنبال شود که هر چه زودتر کلیت این سازمان در لیست گروه های تروریستی جا بگیرد. روشن است که امنیت کامیونیتی ایرانی کانادایی جدا از مصالح و منافع کلان کانادا نیست. ایرانی کانادایی ها می خواهند خیلی پیش از انتخابات فدرال ۲۰۲۵، دولت لیبرال به این مهم عمل کند و سپاه را به زباله دان کانادا بیاندازد. این مهم، بیشتر از یک خواست سیاسی اپوزوسیون ایرانی، یک ضرورت ملی و حیاتی برای امنیت امروز و منافع آتی کاناداست!