آیتالله خامنهای: «بعضیها که در دنیا راجع به نظرات جمهوری اسلامی درباره منطقه صحبت میکنند،به دروغ میگویند که ایران میگوید باید یهودیها و صهیونیستها به دریا ریخته شوند؛ این صحبت را قبلا بعضی اعراب میگفتند اما ما هیچ وقت این صحبت را نگفتیم؛ ما کسی را به دریا نمیریزیم. ما میگیم نظر نظر مردم، اون دولتی که با نظر مردم فلسطین تشکیل شد، اون تصمیمگیری خواهد کرد. در رابطه با مردم اونجا، مردمی که از جاهای دیگه اومدن، ممکنه بگن همشون بمونن،کما اینکه در بعضی از کشورهای آفریقایی که من زمان ریاستجمهوری رفتم اونجا،مبارزه کردند و پیروز شدند و بومیان، توانستند انگلیسیها را مغلوب کنند اما مصلحت دانستند و انگلیسیها را نگه داشتند. ممکن است فلسطینیها هم همین کار را بکنند؛ ممکن است نگه دارند، یا بگویند بعضی بمانند و بعضی دیگر، بروند. اختیار با فلسطینیها است و ما در اینباره نظری نداریم.»
برخی از دوستان با ضمیمه کردن فایل سخنان سردار سلامی نشان دادند که این اظهارات چندان هم از صحت برخوردار نیست. البته میتوان این موضوع را چنین توجیه کرد که موضع سیاسی کشور را جناب سردار مشخص نمیکند و ایشان هم به مانند صدها نفر دور قاپچینهای نظام که متأسفانه شمارشان کم نیست، از روی بخار معده چیزی گفتهاند و این را نباید به حساب نظام گذاشت.
بگذریم که دهها امام جمعهٔ بیسواد سیاسی هر هفته مطالبی را بر زبان جاری میکنند که بسیارش برای کشور هزینههای گزاف دارد،
بگذریم نمایندهٔ مجلسی که با ده پانزده هزار رای روی صندلی مجلس نشسته، متوجه نیست که حق ندارد به تنهایی در امر سیاستگذاری کشور تصمیم بگیرد و به یکباره حرفهای صد من یک غازی بزند که دستگاه دیپلماسی مستأصل میگردد و بگذریم که حتی رئیس قوهٔ قضائیهٔ ما نمیداند که در کشور طبق قانون اساسی قوا قرار است از یکدیگر مستقل باشد و جنابشان نباید در این حوزه ورود کند.
اما اگر از همهٔ اینها که بگذریم نمیتوانیم از موضعگیریهای شخص رهبر بگذریم و به دنیا اعلام کنیم که حالا روی حرفهای ایشان حساب نکنید که وی نقش اجرایی در ادارهٔ کشور ما ندارد، که حالا همگان میدانند در کشور ما از ساخت اسباببازی تا عرصهٔ انرژی اتمی همه باید تابع نظرات وی باشند.
خوانندگان محترم بنا دارم به همین سخنرانی بپردازم و آن را در کنار دیگر مواضع ایشان قرار دهم تا مشخص شود که در همین مورد خاص دستگاه دیپلماسی ما دچار چه کلاف پیچیدهای شده که باز کردن گرههای کور آن از امثال ظریف هم برنمیآید چه رسد به امیرعبدالهیان که اینکاره نیست.
رهبر معظم انقلاب میفرمایند ما نگفتهایم که آنها را به دریا میریزیم، معنی این عبارت چیست؟ شما چه کاره اید که اسرائیلیها را به دریا بریزید یا نریزید؟ معنی این جمله این نیست که شما به طور مستقیم اعلام میکنید که طرف اشغالگران در این جنگ خانمانسوز شمائید و حماس از جانب شما و به صورت نیابتی وارد جنگ شده است؟
جناب خامنهای ابتدا قصدتان را مواجههٔ انسانی با مهاجران و منطبق با نظر مردم فلسطین اعلام میکنید، اما در ادامه طوری سخن میگویید که همان حرف سردار سلامی را اما در لفافه بیان مینمایید.
از نوع بیان شما برمیآید که نیاز به رفراندوم نیست و نتیجهٔ همه پرسی از پیش مشخص است و تنها مردم فلسطین باید تصمیم بگیرند که ساکنان سرزمینهای اشغالی را به دریا بریزند یا اجازه دهند، همانجا سکنی گزینند.
از استانداردهای دوگانهٔ حضرتعالی در مورد رفراندوم بگذریم که مردم خود را شایستهٔ ورود به این عرصه نمیدانید، اما برای دسترسی فلسطینیان به حقوق حقهٔ خود آن را مدلی مطلوب جوامع بشری ارزیابی میکنید. اما یک سؤال، چطور مسئله اینقدر سادهسازی مینمایید و به اسرائیل که همواره در موضع قدرت بوده پیشنهاد میکنید که با دستان خود، دولت برساخته خودشان را منحل و اختیار بود و نبودشان را به دست دشمنانشان بدهند؟!!!
موضوع دیگری که حداقل برای بنده لاینحل است، این می باشد که چطور میتوان هم طرفدار دیپلماسی فعال و مطابق با طبیعت مردم جهان بود و بر طبل رفراندوم بکوبیم و در عین حال از تجهیز نه فقط حماس که مردم کرانهٔ باختری سخن بگوییم؟
ولیامر مسلمینجهان این عین سخنان حضرتعالی در سال ۹۳ است.
«بنده این عقیدهام این است، این اعتقاد ما است که کرانهى باخترى هم مثل غزه باید مسلح بشود. دست قدرت کسانىکه علاقهمند به سرنوشت فلسطینند، اگر میتوانند کارى بکنند، کار این است؛ در آنجا هم باید مردم را مسلح کنند.»
اگر رویکرد سیاسی کشور ما پای فشردن به رفراندوم است، چرا یک طرف ماجرا را مسلح میکنیم؟ چرا از پیروزیهای اولیهٔ حماس سر از پا نمیشناسیم.
با این عملکرد چرا طرف مقابل باید باور کند که شما به همهپرسی باور دارید؟ البته که منظور شما از رفراندوم، چیزی شبیه آری یا نه به جمهوریاسلامی است.