گردآورنده: رضا الیاسی
اشکال سبوعانه خشونت کموبیش فارغ از طبقه، ملیت، مذهب و موقعیت اجتماعی در همه جای جهان اتفاق میافتد. اگرچه دولتمردان و رسانەهای جریان اصلی راست در بسترهای سیاسی و اجتماعی مختلف همواره در تلاشند آن را به طبقات فرودست، اقلیتهای ملی و مذهبی یا بە طور کلی بە “دیگری” نسبت دهند و از آن مستمسکی برای “شیطانسازی” از فرودستان و اقشار تحتستم دست و پا کنند، اما آمارها و گزارشات حاکی از آن است که خشونت جسمی علیه زنان و “زنکشی” پدیدەای جهانی است و در بە ظاهر متمدنترین جوامع سفید نیز به معضلی فراگیر تبدیل شده است. اما خشونت علیه زنان همیشه به شکل فیزیکی اتفاق نمیافتد و در بسیاری موارد اشکال چندوجهی و بسیار پیچیده به خود میگیرد که از قضا مبارزه با آن را دشوار میسازد.
تحمیل نقش مادری به زنانی که قابلیت باروری دارند یا اجبار آنان به سقط جنین، به رسمیت نشناختن هویت جنسی زنان ترنس، دیوانەانگاری زنان، بیاهمیت شمردن علائم دردها و اختلالات جسمی و روانی آنها، نادیده گرفتن زنها در بحث و گفتگو، تربیت سیستماتیک زنان برای برعهده گرفتن نقشهای مراقبتی و در عینحال سرزنش آنها، فرو رفتن در نقش همسر/مادر، بازیهای روانی و احساسی توسط شریک عاطفی یا جنسی و… از مصادیق پنهان و چندلایه خشونت علیه زنان است که نمیشود همانند خشونت فیزیکی با انگشت نشانش داد یا مورد استناد قرارش داد.
تمامی اشکال ستم به زنان قدمتی چندهزار ساله دارد و با نامگذاری فرمالیتەی یک روز در سال بهعنوان روز مبارزه با خشونت پایان نمییابد. مبارزه با خشونت علیه زنان نیازمند زیرسوال بردن روزمره همه هنجارها و قواعد مردسالارانەای است که بدیهی تلقی میشود. این مبارزه نیازمند فهمی چند وجهی از مفهوم کلی “خشونت” و تلاش برای برقراری پیوند بین تمام اقشار تحتستم است. در یک کلام خشونت علیه زنان متوقف نخواهد شد اگر هر روزمان ۲۵ نوامبر نباشد.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران