در روزهای اخیر شاهد حضور ناگهانی افرادی بهعنوان حراست دانشگاه در میانهی برخی از کلاسهای درس استادان و دانشجویان بودیم. آنطور که در بیانیهی دانشجویان دانشکده روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی و تحصن اعتراضی آنان اعلام شد، این حضور عجیب برای تذکر رعایت حجاب اجباری به برخیاز دانشجویان در کلاس بودهاست.
https://t.me/senfi_uni_iran/10038
از برخی مدارس دخترانه نیز اخبار غیررسمی شنیده میشود که نیروهایی برای کنترل حجاب اجباری دانشآموزان دختر با مشاهدهی کلاسها ازطریق دوربینهای مدارس و توبیخ و تذکر به آنانی که با پوشش اختیاری در کلاس و مدرسه حاضر میشوند، و نیز کنترل معلمان مرد در کلاس دختران؛ در این موسسات حضور یافتهاند.
دانشجویان دانشکده روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی روزی که این اتفاق عجیب یعنی حضور ناگهانی نیروهای حراست در هنگامهی تدریس استاد در کلاس رخداده است را « روز خفت بار دانشگاه » نامیدهاند.
شوربختانه این روزهای خفت بار بر نهاد آموزشی دانشگاه و مدرسه، دیرزمانی است که چیره شده و آبرو و منزلت این نهاد جوشش و دانایی و آگاهی را برباد داده است:
– روز خفت بار یکصد سال پیش که مخالفان بنیادگرای متحجر به مدرسهی دخترانهی ایراندخت* حمله بردند تا آنرا تخریب و به حوزهی علمیه تبدیل کنند…
– روز خفت بار کشتن سه دانشجو در شانزده آذر سال ۱۳۳۲
-روز خفت بار ورود نیروهای انتظامی و امنیتی با حملهی گازانبری به دانشگاه در سال ۱۳۷۸**
– روز برهم زدن نشستهای دانشجویی در دههی هفتاد
– روز کتک زدن و فحاشی دانشجویان در خوابگاه دانشجویی دههی هفتاد و هشتاد
– روز ستارهدار کردن دانشجویان
– روز ورود بورسیههای تقلبی به دانشگاه
– روز دانشجو شدن کنکوری های متقلب
– روز تعلیق و اخراج و راه ندادن دانشجویان معترض به دانشگاه
– روز تعلیق و اخراج استادان معترض، منتقد، و حامی دانشجویان معترض از دانشگاه
– روز تیراندازی و پرتاب گاز اشکآور با اسلحه در برابر دیدگان میلیونها انسان در سال ۱۴۰۱
– روز مسمومیت دانشآموزان دختر و تمسخر و توجیه غیرعلمی و انکار آن
– روز استادی بیسوادان مجیزگو
– روز عربدهکشی و فحاشی رییس دانشکده به دانشجویان در سال ۱۴۰۲ ***
آری! تاریخ این خفت طولانی است لیکن مقاومت و پایداری کنشگرانهی دختران و پسران این سرزمین؛ طولانیتر و مستدامتر است.
دختران و پسران این سرزمین، رویایی دارند روشن و درخشان و سپید …
حق آزادی و انتخاب در زندگی، با زور و تبعیض و کنترل؛ در تقابل و تضاد است.
حجاب نیازمند زور و کنترل نیست، نیازمند انتخاب و باور شخصی است.****
همانطور که حق رأی، حق آموزش، حق شغل، و حق سیاستورزی _هرچند نه بهطور کامل و با وجود کاستی و نواقص و تبعیض _ برای زنان به رسمیت شناخته شد؛ #حق_زندگی و #آزادی_پوشش_اختیاری نیز برای زنان و مردان با باورهای مختلف و در گروههای متکثر قومی و دینی و مذهبی، دیر یا زود به رسمیت شناخته و امری بدیهی و طبیعی خواهد شد.
آن زمان تلخی این روزهای خفت بار، فراموش شده و بهعنوان عبرتی به تاریخ سپرده خواهد شد …
چنین نماند و چنین نیز هم، نخواهد ماند ...
فریبا نظری
۸ آذر ۱۴۰۲
تلگرام جامعه شناسی گروه های اجتماعی