سریال دایی جان ناپلئون را لازم باشد ده بار دیگر خواهم دید. یکی از استعاره ای ترین سریالهای تاریخ فیلم و سینمای ایران است که تبیین کننده بخشی از روحیه مای ایرانی است. آنچه که مرحوم پزشک زاد نوشت و ناصر تقوایی در ماهرانه ترین شکل ممکن به تصویر کشید، هاله ای از توهم است که گاه به نام واقعیت از فرط تکرار به انسان ایرانی قالب میشود. دایی جان ناپلئون ساختار فاسد نظام استبدادی خاندان محور و حاکم دور از واقعیتهای اجتماعی به روز را تصویرسازی میکند. برای همین سریال کمتر از آن عمارت زیبا و فریبنده بیرون میرود تا ذهن بسته انسان ایرانی ستایشگر خاندان و دلبسته به گذشته ای که ندیده اما آن را وهم میکند را به خوبی روایت کند. دایی جان، حاکم مطلقه است که جنگ های خیالی کازرون و ممسنی را از سرگذرانده. او متوهم است اما توهم او مدام در اثر مدح های گاه و بیگاه مش قاسم، خدمتکارش، بزرگ تر میشود و آنچنان جزییاتی به جنگ های خیالی اضافه می شوند که در نهایت وهم به باور قلبی تبدیل می شود.
مش قاسم هم نوکری بدون گذشته و آینده، رعیتی بدون رویا و زندگی شایسته است، خود را در سایه وهم تکثیر شونده، دست راست دایی جان میبیند و چه جایگاهی بهتر از این برای رعیتی که شهروند نشده؟
در «دایی جان ناپلئون» از شهروند خبری نیست، همه در ساختاری از روابط استبدادی حبس شده اند که بر قداست خاندانی پوشالی استوار شده. در حالی که جنگ جهانی دوم، مرزهای خود را به ایران کشانده، دایی جان و خاندانش سرگرم بررسی مسایل خیانت و مباحث بیهوده ای هستند که نشان میدهد ساختار استبدادی در ایران چه توانایی در به حاشیه کشاندن مسایل اصلی و برتری دادن مسایل فرعی دارد.
این ساختار استبدادی است که عشق اصیل سعید و لیلی را ناکام میگذارد و انبوه خیانتهای پنهان را بر صدر مینشاند. دایی جان ناپلئون هم برای گذشته استبدادی دیروز و هم برای استبداد دینی امروز حرف دارد. در غیاب شهروند آزاد، لجنها بالا میزنند و فساد ساختاری میشود. یکی تقدس خاندانهای پوشالی است، یکی دنیای کوچک چشم و هم چشمی رعیتی است که هنوز آنقدر شخصیت پیدا نکرده تا خود را از زیر یوغ خرافه ها و کاریزمای حاکم مستبد رهایی دهد. اینجاست که انتقام بزرگ را شوهر خواهر دایی جان میگیرد، او که عاری از تبار و خون و نژاد خاندان است و به مثابه شهروند ناشده ایرانی، بدون جایگاه درخور، پذیرای تحقیر روزانه حاکم مستبد است، آنقدر بر تنور توهم دایی جان می دمد تا او را در دنیای وهم آلود خود اسیر کند و بکشد.«دایی جان ناپلئون» روایت فقدان ایران شهروند مدار و پوسیدگی ساختاری ایران دیکتاتور هاست.
تلگرام نویسنده