جایزه صلح نوبل را به مردم، زنان و زندانیان ایران تبریک میگویم.
ما متاسفانه یا خوشبختانه هیچ رهبر ملی نداریم؛ اما هم در داخل و هم در خارج از کشور چهرههای ملیای داریم که هر کدام ظرفیتهایی دارند؛ برخی از اینها چهره بینالمللی هم هستند مثل نرگس محمدی. ما برای مواجهه با سد و مانع بزرگ استبداد دینی باید از همه ظرفیتهایمان استفاده کنیم و باید بدانیم هیچ کدام جا را برای دیگری تنگ نمیکند. ما به شدت نیازمند «تجمیع» همه نیروها و ظرفیتها هستیم.
به نظرم یکی از مهمترین بخشهای بیانیه نرگس این تاکید راهبردی او بود که «مرکز ثقل تحلیل و راهبرد من مردم و جامعه است. گر چه پارامترهای دیگری هم در این معادله نقش دارند». او با این تاکید نشان داد که «داخل محور» و «داخلی محور» است.
کیانا و علی، امروز در کنار هم، برابر و مساوی ظاهر شدند و پیام نرگس را خواندند. دو قلویی متشکل از یک دختر و یک پسر. امیدوارم این امر نمادی از آینده ایران باشد و در آینده همه دختران و پسران، زنان و مردان ایران همینطور همسطح و دارای حقوق برابر باشند.
نرگس محمدی به عنوان نماد و نماینده شایستهی جنبش «زن، زندگی، آزادی» در ایران این جایزه را دریافت کرد. از همه ظرفیتهای ملت بزرگ ایران باید برای رشد دموکراسی، آزادی و برابری و رفع انواع تبعیض استفاده کنیم.
نرگس محمدی این هوشمندی را داشته است که وارد حاشیهها نشود، صدای بی صدایان باشد و چتر حقوق بشریاش را بدون هیچ حد و مرزی بالای سر همه بگیرد. متقابلا این انتظار از همه فعالان سیاسی و مدنی و حقوق بشری وجود دارد که همین گونه برخورد کنند.
باید پروژههای بزرگ دموکراسیخواهی و حقوق بشری را به پروژههای کوچکتر خُرد کنیم. مثل نه به اعدام، نه به حجاب اجباری، نه به تبعیض علیه اقلیتهای مختلف (اگر کلمه اقلیت درست باشد) و… . نرگس خود در همه این پروژههای مشخص یکی از فعالان اثرگذار بوده است.
مراسم اهدای جایزه صلح نوبل برای من به عنوان یک ایرانی باعث افتخار است هر چند دعوت داشتم ولی متاسفانه نتوانستم بروم. این مراسم و اهدای جایزه به یک ایرانیِ زن و زندانی صدای حقوق بشری ایرانیها را در جهان بلندتر و رساتر خواهد کرد.
گفتگوی رضا علیجانی با بیبیسی