پیروزی قاطع میرزا حسن رشدیه بر شیخ فضل الله نوری، امیر ترکاشوند

۲۱ آذر، سالروز درگذشت میرزا حسن رشدیه (۱۳۲۳-۱۲۳۱) است که او را پایه‌گذار مدارس جدید (و کنونی و جایگزین مکتبخانه) در ایران می‌دانند. مدرسه‌سازی و ترویج آن کم گناهی نبود و بلکه در رأس گناهان قرار داشت. به این سخن شفاف شیخ فضل الله نوری رو به ناظم الاسلام (که از سوی طباطبایی نزد شیخ رفته بود تا وی را با مشروطیت همراه کند) دقت کنید:

« … ناظم الاسلام تو را به حقيقت اسلام قسم می‌دهم آيا اين مدارس جديد خلاف شرع نيست؟ و آيا ورود به اين مدارس مصادف با اضمحلال دين اسلام نيست؟ آيا درس زبان خارجه و تحصيل شيمى و فيزيک عقايد شاگردان را سخيف و ضعيف نمى‌كند؟ مدارس را افتتاح كرديد آنچه توانستيد در جرايد از ترويج مدارس نوشتيد…»

با وجود نگرانی شیخ فضل الله نوری (و بسیاری دیگر همانند او در آن زمان) اما:

امروز همه مردم ایران، فرزندان خود را با شوق به مدرسه می‌فرستند و هیچ‌کس (چه سنتی چه مذهبی چه غیر سنتی و چه دیگران) گوشش بدهکار نگرانی‌های شیخ فضل الله نوری نیست، پس میرزا حسن رشدیه ۱ شیخ فضل الله نوری صفر.

نه فقط عموم خانواده‌ها بلکه هم‌صنف‌های شیخ فضل الله نوری؛ یعنی خصوص آخوندها نیز فرزندان‌شان را بی‌صبرانه راهی مدرسه می‌کنند، پس میرزا حسن رشدیه ۲ شیخ فضل الله نوری صفر.

در هیچ محله و روستایی نیست که مدرسه نباشد، به طوری که یکی از الزامات شهرک سازی، ساختن مدرسه است، پس میرزا حسن رشدیه ۳ شیخ فضل الله نوری صفر.

امروز همه دانش‌آموزان (و یعنی تمام پسران و دختران) برخلاف نگرانی عمیق شیخ فضل الله نوری، درس فیزیک و شیمی و علوم و زیست‌شناسی و روان‌شناسی و زبان خارجه می‌خوانند، پس میرزا حسن رشدیه ۴ شیخ فضل الله نوری صفر.

نه تنها مدارس ابتدایی و متوسطه پا گرفت و فراگیر و فراگیرتر شد، بلکه بر همان اساس، مدارس سطح عالی: دانشگاه‌ها و دانشکده‌ها و مراکز تربیت معلم راه‌اندازی شد و در آن‌ها همان علوم ممنوعه و تحریمی به صورت تخصصی تدریس می‌شود تا جایی که برای ورود به آن‌ها رقابت علمی نفس‌گیر میان داوطلبان وجود دارد، و سرانجام شمار دانشگاه‌های ممنوعه، دانشگاه‌های دولتی، آزاد اسلامی، پیام نور، علمی کاربردی، تربیت معلم، غیر دولتی و غیر انتفاعی) چنان افزایش یافت که تمام دانش‌آموزان فارغ‌التحصیل از مدارس، می‌توانند وارد دانشگاه و مدارس عالی شوند، پس میرزا حسن رشدیه ۵ شیخ فضل الله نوری صفر.

امروز با وجودی که در کشورمان، حکومت مطلوب شیخ فضل الله نوری (حکومت دینی) بر روی کار آمده اما نه تنها مدارس و دانشگاه‌ها بسته نیستند، بلکه صدها دانشکده و پژوهشکده در علوم فیزیک و شیمی و هزاران آموزشگاه زبان خارجه مشغول فعالیت بوده و ردیف بودجه از دولت دارند (مراکز دانش بنیان که همه‌اش علوم جدیده و ممنوعه است را که نگو!) پس میرزا حسن رشدیه ۶ شیخ فضل الله نوری صفر.

افکار مدرسه‌ستیزِ شیخ فضل الله نوری با تأسیس وزارتی ویژۀ تعلیم در مدارس جدید، به تاریخ پیوست؛ اینک دغدغه آن وزارتخانه: رفع کمبود معلم (با استخدام هزاران معلم در هر سال) و استانداردسازی شمار دانش‌آموزان هر کلاس می‌باشد تا با کاستن تعداد، آموزش دروس ممنوعه هر چه بیشتر کیفیت یابد، و اگر وزیری نتواند معلم کافی برای تعلیمِ همان علوم تحریمی فراهم کند در معرض بازخواست و استیضاح مجالس قرار می‌گیرد، پس میرزا حسن رشدیه ۷ شیخ فضل الله نوری صفر.

شرط استخدام آحاد جامعه در تمام مشاغل مختلف، داشتن مدرک تحصیلی از همان مدارس جدیدی است که منفورِ شیخ فضل الله نوری بود؟ و تازه در اکثر مشاغل، داشتن مدرک دانشگاهی (: مدارس عالی) نیز لازم است؟ پس میرزا حسن رشدیه ۸ شیخ فضل الله نوری صفر.

امروز مدرسه‌سازی به عنوان یک کار خیریّه و دینی و انسانی به شمار می‌آید و در همین باره نهاد خیّرین مدرسه‌ساز شکل گرفته تا مدارسی نوین و مخالف افکار آن شیخ بسازند، پس میرزا حسن رشدیه ۹ شیخ فضل الله نوری صفر.

شاید بگویید یک امتیاز باید به شیخ فضل الله نوری داد. زیرا خیابانی هفت کیلومتری در پایتخت به نام اوست و فقط میدانی بسیار کوچک و ناپیدا، به نام میرزا حسن رشدیه است؛ غافل از آنکه همان خیابان هم به شیخ وفا نکرد زیرا درون آن و کوچه‌هایش پر از مدارس پسرانه و دخترانه! است و هر روز در خیابان وی صدها بار درس‌های فیزیک و شیمی و زیست و روان‌شناسی و دیگر علوم ممنوعه تعلیم می‌شود و خانه‌ای نیست در آن، که مدرسه‌رفته و دانشگاه‌رفته، نداشته باشد؛ یعنی روح او در خیابان خودش نیز آرامش ندارد بنابراین پیروز باد همان میدان کوچک و کم‌پیدای رشدیه (فلفل نبین چه ریزه …) پس میرزا حسن رشدیه ۱۰ شیخ فضل الله نوری صفر