آلودگی هوای تهران موضوعی فنی یا مربوط به مدیریت شهری نیست بلکه موضوعی سیاسی است که ریشه در سیاست خارجی و دکترین راهنمای آن دارد. آنهایی که حافظه قویتری دارند قطعا به یاد میآورند که پیش از سال هشتاد و نه هم تهران آلودگی هوا داشت ولی قابل مقایسه با وضع وحشتناک فعلی نبود.
مسئله آلودگی هوای تهران در دو مرحله مشخص به وضع فعلی رسید. اول مقطع سالهای هشتاد و هشت و هشتاد و نه و دوم بازه زمانی مربوط سالهای نود و شش و نود و هفت. در برهه اول نگرانی راهبردی از موضوع تحریم بنزین به تولید بنزین بی کیفیت داخلی انجامید و در برهه دوم سیستم برای تاب آوردن در برابر تحریمها و تامین نیازهای ارزی صادرات گاز را افزایش داد و کمبودی که در نتیجه آن پیش آمد صنایع و نیروگاهها را ناچار به مصرف مازوت یا همان نفت کوره کرد که بیشترین میزان آلایندگی را دارد.
عامل دیگری هم که در درجه بعدی اهمیت قرار دارد و بیشتر به آن اشاره میشود، یعنی فرسودگی خودروها، باز هم مسئلهای ریشه گرفته از سیاست و دکترین راهبر سیاست خارجی است. همین دیروز اعلام شد که برای واردات همان خودروهای خارجی دست دوم ارز خارجی وجود ندارد و مردم ایران باز هم مجبورند از خودروهای بنجل و معیوب داخلی با قیمت گزاف استفاده کنند که در تصادفی که در جاهای دیگر دنیا هیچ صدمه جسمانی به همراه ندارد، تمام سرنشینان خود را به کشتن میدهند، چرا که به هنگام تصادف چنان مچاله و متلاشی میشوند که انسان در همان حالت اندوه و درد یاد اتفاقات کارتون تام و جری میافتد.
شکست تمام عیار و معنادار صنعت خودرو در ایران هم از همان منطق ذکر شده پیروی میکند. اگر سرمایهگذاری خارجی و روند مناسب انتقال تکنولوژی از غرب وجود داشت و بستری برای رقابت بر سر کیفیت ایجاد میشد، مسلما وضعیت صنعت خودرو در ایران چنین نبود. بحران آب و فرونشست زمین و نیز عدم نوسازی صنایع نفت و گاز هم از همان منطق پیروی میکنند. تا شرایط اضطراری و شبه جنگی دائمی پس از پنجاه و هفت تغییر نکند و مسائل با آمریکا و نظم جهانی به صورتی بنیادی حل نشود، چشماندازی برای حل و مدیریت هیچیک از بحرانهای نابودگر ایران ما وجود ندارد.