جامعه‌ توده‌ای، فرهاد قنبری

«اورتگا یی گاست» فیلسوف بزرگ اسپانیایی در نیمه اول قرن بیستم از خطر ظهور انسان توده ای و طغیان توده ها خبر داده و ابراز نگرانی کرده بود.

به عقیده او توده ها در همه جا حاضر بودند و در هر زمینه ای بدون هیچ اندیشه و تفکری خود را محق ابراز عقیده و فکر می دانستند.
یی گاست در تعریف انسان توده ای می‌گفت: “انسان توده‌ای کسی است که شک و تردید به خود راه نمی‌دهد، زندگی او جریان دارد ولی بی هدف است و اسیر روزمرگی‌ها است. انسان توده‌ای همان است که توسط امپراتوری‌های رسانه‌ای کنترل می‌شود و هرچه به خوردش می‌دهند بی هیچ تردیدی می‌پذیرد”

در عموم دبیرستانها، برخی ناظمان و معلمان برای کنترل دانش‌آموزان شرور و مزاحم به آنها رشوه‌های مختلف از قبیل نمره و مبصری و انتظامات مدرسه و امثالهم را می‌دهند.

آنها با این عمل هم از مزاحمت آنها در مدرسه و کلاس کاسته و هم سایر دانش آموزان را به واسطه ترس از این دانش آموزان، کنترل می‌کنند.

این روش مدیریتی «مدارا یا باج به مزاحم» (تا آنجا که اطلاع دارم در زندان هم رایج است) که در آینده تاثیرات ویرانگری هم بر جامعه دارد (چرا که از نوجوانی در ذهن دانش‌آموزان نهادینه می‌شود که حق با هر کسی که گردن کلفت‌تری دارد)، روشی است که امروزه روشنفکران و روشنفکران و سلبریتی‌ها و رسانه‌ها و در کل هر کسی که صدایی در جامعه دارد نیز دنبال می‌شود.

امروز روشنفکر جامعه ما از ترس از دست دادن مخاطب به جای اینکه وجدان بیدار جامعه و پیشرو توده‌ها باشد، به پیرو و دنباله توده‌ها تبدیل شده است.

امروز روشنفکر ما به جای آنکه منتقد رسانه‌های ضدایرانی باشد، خود پیرو و دنباله رو آنها شده است.
امروز روشنفکر ما به جای آنکه در نزدیک کردن افق‌های گفتمان های مختلف جامعه تلاش نماید، درصدد دمیدن بر نفرت و دوقطبی بیشتر در جامعه است.

امروز روشنفکر ما به جای اینکه منتقد تحریم و دخالت بیگانگان باشد، توجیه‌گر اعمال دشمنان کشور است.

امروز روشنفکر ما به جای آنکه منتقد جو مبتذل و سخیف حاکم بر هنر و فرهنگ عمومی جامعه باشد، مدافع سرسخت و پیرو آن است.

امروز روشنفکر ما به جای آنکه به نقد کردارهای سیاسی و اجتماعی توده‌ها یا برخی جریانهای سیاسی تروریستی و ویرانی‌طلب و تجزیه‌طلب باشد، (از سر عافیت و از دست ندادن فالوئر و ترس از تهدید و ناسزا و بدنامی و…) به سخنگو و توجیه‌گر کنش‌های قبیله‌گرایان و خشونت‌طلبان تبدیل شده است.

جامعه توده ای و خالی از روشنفکر بیشتر از آنکه صاحب اندیشه و تفکر باشد، شبیه رباتی است که توسط رسانه ها، سلبریتی ها کوک شده و ممکن است به دشمن اصلی حیات و بقاء و موجودیت خویش نیز تبدیل شود.

توتالیتاریسم توده ای که ایدئولوژی های خشنی مانند فاشیسم و استالینیسم از آن تغذیه می‌کرد و هیچ «غیر و فردیتی» را به رسمیت نمی شناخت، نشان داد که نگرانی متفکرانی مانند نیچه و یی‌گاست نگرانی نادرستی نبود و جامعه توده‌ای کم کم متفکر و اندیشمند و روشنفکر را در خود هضم کرده و هر غیری را با انگ هایی مانند وطن فروش و خائن و ضدملت و… مجازات خواهد کرد.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»