داده‌های آماری؛ ابزاری برای سیاست‌گذاری ‌یا تامین منافع سیاست‌گذار

(نقدی به سخنان اخیر وزیر آموزش و پرورش در خصوص آمار مدارس پرجمعیت)

شهرام جمالی

انتشار آمار و اطلاعاتِ درست، پایه تحلیل‌های صحیح و پیش‌فرض موردنیاز جهت ارائه راهکارهای بنیادین است. با این حال شايد بتوان گفت كه بخشی از ضعف در ارائه و انتشار آمار، تعمدی است. بسیاری از دولت‌ها با این توجیه که انتشار برخی آمارها ممکن است امكان ارزيابی دقيق خلاءهایی را فراهم کنند که سبب ایجاد بحران در عرصه‌های مرتبط شوند، همواره مانع انتشار آمار شفاف شده‌اند و به همين دليل عدم ارائه آمار دقيق يا ارائه آمار نادرست همیشه قابل پیش‌بینی بوده است. از این رو، تحلیل این مسئله که چرا دولت‌ها تمایلی به انتشار «آمار بد» ندارند و حتا گاهی تعمداً به ارائه آمار نادرست می‌پردازند، چندان دشوار نیست.

این‌ جمله که : «آمارهای رسمی در کشورهای جهان سوم از دقت کافی برخوردار نیستند و در کشورهای دیگر نیز ممکن است غرض‌آلود باشند.» واقعیتی است که از زبان زنده‌یاد استاد غلامحسین شکوهی، نخستین وزیر آموزش‌وپرورش پس از انقلاب بیان شده است. موضوعاتی مثل آمار کودکان بازمانده از تحصیل، کلاس‌های بدون معلم، مناطق فاقد مدرسه، کمبود معلم، مدارس فرسوده و تخریبی، کلاس‌های شلوغ و متراکم و موارد مشابه دیگر، از آنجا آموزش و پرورش را در موقعیت پاسخ‌گویی قرار می‌دهد، «آمار بد» محسوب می‌شوند و علت تفاوت‌های معنادارِ این موضوعات در آمارهای منابع رسمی و غیررسمی از این جهت قابل تحلیل است.

وزیر آموزش‌و‌پرورش اخیراَ در حاشیه افتتاح یک مدرسه گفته است : «کمتر از ۱۰ درصد مدارس کشور تراکم بالای ۳۵ نفر دارند.» بیان عدد ۱۰ درصد در این سخن وزیر، می‌تواند این ذهنیتِ اشتباه را به مخاطب منتقل کند که تعداد بسیار اندکی از مدارس کشور شلوغ هستند. در حالی‌که حقیقت ماجرا، این نیست.
برای روشن شدن موضوع، ذکر چند نکته لازم است :

نخست اینکه؛ اعلام تعداد ۳۵ نفر به عنوان بیشینه تراکم جمعیت دانش‌آموزان یک کلاس برخلاف استانداردهای فعلی آموزش و پرورش است. چراکه براساس مصوبه ۸۸۶ شورای عالی آموزش و پرورش تراکم دانش‌آموزان در کلاس‌های درس دوره ابتدایی مشخص شده است که براین اساس حداکثر تراکم ۲۶ نفر است و در مقاطع تحصیلی بالاتر نیز این عدد، کمتر از ۲۶ است.

دوم اینکه؛ این آمار – حتی به فرض درست‌بودن – شاخص درستی از وضعیت تراکم دانش‌آموزی در کلاس‌های درس را نشان نمی‌دهد. بدیهی است که تراکم‌ دانش‌آموزی، شاخص کلاس است نه مدرسه!  به بیان دیگر، وزیر آموزش‌و‌پرورش برای آنکه آمار درستی از تراکم دانش‌آموزی ارائه دهد باید تعداد کلاس‌های درس با تراکم بالای استاندارد تعیین شده (۲۶ نفر) را اعلام کند. آقای وزیر عدد ۳۵ را به عنوان بیشینه تعداد دانش‌آموزان یک کلاس بیان می کند اما آمار ۱۰ درصد را به مدرسه نسبت می دهد!

سوم اینکه؛ آماری که از تراکم دانش‌آموزی ارائه شده، زمانی می تواند مبنایی برای تحلیل‌های دقیق‌تر باشد که افزون بر تعداد کلاس‌ها، تعداد کل دانش‌آموزانی که در کلاس‌های درس با تراکم بیش از استاندارد آموزشیِ تعیین شده حضور دارند را نشان دهد. تردیدی نیست که هم‌اکنون نزدیک به ۱۰۰ درصد مدارس در کلان‌شهرها دارای کلاس‌های با تراکم بیش از ۴۰ دانش‌آموز هستند که البته این مشکل با بحران کمبود معلم تشدید هم شده است‌ و این آمار در مدارس برخی استان‌ها مثل البرز حتا فراتر از اینهاست و در برخی مدارس ابتدایی به ۶۰ دانش‌آموز هم می‌‌رسد!

اینکه تهیه‌کنندگان این آمار، تعداد مدارس تک نفره و زیر ۱۰ نفر در برخی مناطق محروم دورافتاده را در ‌کنار تعداد مدارس دوشیفته و با جمعیت بالای ۵۰۰ نفر در کلانشهرها دیده باشند، نشان از مخدوش بودن این آمار دارد.

تصور کنید مثلاً استانی با ۵۰۰ مدرسه ابتدایی که ۵۰ مدرسه آن با میانگین ۶ کلاس ۵۰ نفره یعنی ۱۵ هزار دانش‌آموز در ۳۰۰ کلاس ۵۰ نفره حضور دارند و ۴۵۰ مدرسه ابتدایی دیگر در همین استان با میانگین جمعیت دانش‌آموزی ۱۰ نفر؛ یعنی ۴۵۰۰ دانش‌آموز در ۴۵۰ کلاس ۱۰ نفره. و حالا با مقایسه این دو نمونه آماری، نتیجه بگیریم که در این استان ۱۰ درصد مدارس، با میانگین کلاسی ۵۰ نفر و ۹۰ درصد مدارس، با میانگین کلاسی ۱۰ نفر وجود  دارند! بدون اینکه به این واقعیت توجه شود که تعداد کل دانش‌آموزان کلاس‌های ۵۰ نفره در این استان بیش از ۳.۳ برابر تعداد دانش‌آموزان کلاس‌های ۱۰ نفره بوده است!

◽️ داده‌های آماری باید ابزاری در خدمت سیاست‌گذاری ‌و پیش‌بینی آینده باشند و نه تامین منافع زودگذر سیاست‌‌مدار و با توجه به اهمیت خاص آموزش‌وپرورش، انتظار آنست که این نهاد، توجه بیشتری به کیفیت آماری، نظم آماری و انتشار آمارهای شفاف داشته باشد.

شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران