از اخبار مهم دو سه هفته گذشته ایران ،نخست مصوبه مجلس در تایید قرار داد امنیتی روسیه با ایران و سپس صدور دومین بیانیه مشترک روسیه با کشور های عربی بود. بر اساس شنیده ها بخشی از مفاد مصوبه مجلس برای مجلس نشینان نیز محرمانه بوده و به کلیات آن رای داده شده است. این قرارداد پیوند امنیتی کشور با روسیه را که سال هاست در حال اجراست قانونی میکند .
در کشورهای درحال توسعه معمولا استبداد برای تداوم حاکمیت خود ناچار از تکیه به امکانات و تکنولوژی خارجی می شود و این ارتباط بتدریج کشورها را در سیطره قدرت آنها قرار میدهد. در زمان شاه هم نظیر این قرارداد با اسراییل و آمریکا بسته شده بود.در حقیقت بجای تکیه به نیروی لایزال ملت ، دستگاه امنیتی با کمک دولت خارجی، سلطه بر مردم و مهار نارضایتی آنها را برای تداوم حکومت بعهده می گیرد.
از عوارض بدتر این نوع قرار دادها پدید آمدن تصورات کاذبی از احساس قدرت و ثبات برای رهبران کشور های در حال توسعه است. وقتی بولتن های امنیتی ،از ریزترین و خصوصی ترین عملکرد مردم و مخالفین به حاکمان گزارش می دهند و توان سرکوب و کشتار مردم را به رخ مسئولین می کشند و احساس تسلط بر همه ارکان مملکت را به رهبران القا می کنند، بدیهی است در چنین شرایطی حاکمان کوچکترین انگیزه و نیازی ،برای شنیدن سخن مردم و مخالفين و گفتگو با آن ها نخواهند داشت .حذف و زندانی کردن مخالفان ، بی ارزش کردن انتخابات ، برخورد با منتقدین و سرکوب مردم بدون تردید باید با اطلاع از توان امنیتی حکومت و تکیه بر آن انجام گیرد.
اگر با وجود چنین بحران های عظیمی بازهم حاکمیت حاضر به عقب نشینی و گفتگو برای اداره بهتر کشور نیست قاعدتا به جایی جز مردم خودش تکیه داده است.پیامد چنین قراردادهایی با دربسته مواجه شدن کسانی است که به مذاکره با حاکمان برای اصلاح بحران ها امیدوار هستند. در حالی که به پشتوانه این توافقنامه ها حاکمان ذره ای در مقابل مردم عقب نخواهند نشست .
اما جالب اینجاست قدرتهایی که حاکمیت این چنین بدان ها تکیه می کند، خود را به هیچ وجه ملزم و متعهد به چنین وابستگی ها و سرسپردگی ها نمی دانند. دقیقا در همین شرایط و در بعد از سفر رئیسی به روسیه، دومین بیانیه مشترک روسیه با کشور های عربی ، که در آن ادعای امارات برای جزایرسه گانه ایران را تایید کرده،صادر می شود.
🔸هرچند امیدی به پذیرش انتقاد و توصیه در حاکمیت وجود ندارد لیکن صادقانه و از روی دلسوزی ، تجدید نظر در سیاست خارجی کشور و دل بستن به مناسباتی از این دست که در نهایت نیز منافع ملی ایران را تحت الشعاع قرار می دهد، امری ضروری و فوری است .
روسیه و چین از محدودیت های انتخاب ایران در روابط بین المللی اطلاع و اطمینان کامل دارند.این که کشوری مطمئن باشد طرف مقابل را در چنگ خودش گرفته تا جایی که امکان هیچگونه مانوری ندارد عملا به تضعیف موقعیت ایران منجر شده است . ایران با تهاتر پرهزینه تمام منابع خام خود با اجناس کم کیفیت چینی ، و نیز حمایت از سیاست های روسیه در جنگ اوکراین و غزه ، مریدی! خود را به اثبات رسانده است. در حالی که این دو کشور از حمایت های اقتصادی و ژئوپلیتیک از ایران خود داری کرده اند.
این موضوع نه فقط به منافع ملی بلکه به تداوم همین حاکمیت نیز در میان مدت و بلند مدت ضربه خواهد زد . سیاست خارجی ایران در بن بست قرار گرفته و باعث از ببن رفتن مزیت های استراتژیک ایران در منطقه و روابط ببن الملل شده و عملا وضعیت بین المللی ایران به دوران قاجار شبیه شده است. با چنین سیاست هایی ایران سهمپنجاه درصدی خود در دریای خزر را نیز از دست داد و اکنون زمینه برای ازدست دادن جزایر خلیج فارس و آبهای سرزمینی آن در حال فراهم شدن است. هر چند سیاست های داخلی و خارجی هر کشور نمی توانند متضاد هم باشند اما اگر تمایلی به تغییر در سیاست داخلی و آشتی با ملت، وجود ندارد، ضروری است بحران در سیاست بین المللی کشور، پذیرفته شده و نسبت به اصلاح آن حداقل با کمک مشاوران دلسوز خودی! اقدام گردد. شاید فردا دیر باشد!
متاسفانه در این کشور ها حاکمان زمانی حاضر به عقب نشینی می شوند که کشور طرف قرار داد از حمایت امنیتی دست بر داشته وجمعیت میلیونی در خیابان ها سفره نظم اجتماعی را بهم ریخته و همه چیز تمام شده است. گویا قرار است تاریخ کشور ما ، چرخه معیوب تکرار خطای مردم و حاکمان باشد و مستبد هر دوران از حاکم قبلی درسی نگیرد.
http://t.me/iranfardamag