نگاه و نقدی به سخنان حمید نیکزاد دبیر ستاد همکاری های حوزه علمیه و آموزش و پرورش در مورد ورود طلاب به مدارس

۱) ” لزوم تربیت دینی کودکان و نوجوانان ”

یک شهروند چرا نباید در انتخاب دین آزاد باشد؟کودکان از نظر عقلانی که قوه تشخیص آنان است به کدام درجه از رشد رسیده اند که اهل تحلیل منطقی برای انتخاب آزادانه دین باشند؟
چرا باید عده ای تحت عنوان روحانی برای آنان دین انتخاب کنند؟ انتخاب کردن دین برای دیگری که توان تشخیص ندارد تعرض‌آشکار به انسان است که حق آزادی انتخاب سبک زندگی از او سلب شده است. ابزار ایجاد ” یقین” بدون ابزار ” نقد”، تقدم یقین بدون عقلانیت است که منجر به بنیادگرایی دینی می شود، استارت آن در مدارس یک هشدار جدی به خانواده هاست.

۲) ” اسلامی سازی آموزش و پرورش ”

بسیار آگاهانه عملکرد خود را در دینی کردن سیاست، اقتصاد، فرهنگ، علوم و… ارزیابی کرده اید، و با نگاه به آن، به این باور رسیده اید که، محصول چهل ساله این ورودِ نا میمون یک کلمه
بوده است : دین زدایی از جامعه. آری، این یک واقعیت تمام عیار است که تلویحا به آن معترف هستید. این جهد بی توفیق که بعد از این بحران به آن اهتمام ورزیده اید قطعا تتمه آن را ( دین) بر باد خواهد داد، اذعان کنید بزرگترین نهاد سکولاریزاسیون در جامعه نهاد روحانیت بوده، به این حقیقت تمکین کنید و به سمت لاغر کردن خویش بروید. اقتصاد ایدئولوژیک/دینی حاکم بر ایران که به عقد دائم سرمایه داری در آمده، فرودست سازی و فقیر سازی را چنان سرعت بخشیده که دین را از سفره ذهن مردم فراری داده اید، مگر حضور انبوه روحانیت در راس هرم سیاست های اقتصادی را این مردم فقر زده نمی بینند!!! در حوزه سیاست: به نام ” خدا” و تحت عنوان ” محارب با خدا” چه ها که نکردید. در حوزه فرهنگ و دانش وضعیت بدتر از اینهاست مگر ما، خدا را در ” زندگی” شما می بینیم!!؟؟ که خدا را و آموزه های او را آموزش دهید.
“برای نجات دین، دین را رها کنید”، شاید این مهمترین آیه ای باشد که بر شما نازل شده اما نمی خواهید آن را بشنوید!!!

۳)  “ورود ۳۰۰۰ طلبه به آموزش و پرورش ”

نیک بدانید، در خوش بینانه ترین تحلیل این اقدام یعنی : عصیان ۹۰۰۰ جوان تحصیل کرده بیکار و خانواده‌های آن علیه دین، بواسطه عدم عقلانیت شما و دست اندازی شما به تمامی ساحت های زندگی! جوانانی که امید به مرگ در آنان را خیلی  بالا برده اید ، قطعا  آموزش شما علت مضاعف خواهد شد!!

۴) ” هر مدرسه‌ای که روحانی در آن حضور دارد آمار بزه کاری در آن بشدت  کاهش یافته است”

کدام مدارس؟ این ادعای شما بر مبنای کدام آمار است؟
بزه کاری نتیجه فقر مطلق بیش از ۵۰ درصد جامعه بر اثر سیاست های اقتصادی فرودست سازی حکومت دینی شما برای فربه سازی یک درصدی هاست. چرا پایین آمدن سن اعتیاد، سرقت و تن فروشی برای بقا را نمی بینید؟؟!! با آموزش ایدئولوژیک/ دینی این بحران ها حل می شوند؟؟ زمینه برای انواع بزه را دولت ها و مجلس های تحت رهبری شما آماده کرده اند، به آموزش آنان بپردازید، مدارس را جایگاه بزه نکنید. بزه در مقامات ارشد جامعه اسلامی را پایین آورید. این هم آیه ای دیگر که گوش شنیدن آن وجود ندارد!!

۵)  گفته اید: طلاب بدون هزینه”

شما در درس منطق مغالطات را خوب خوانده اید این مغالطه و تناقض آشکار را با کدام منطق حل کرده اید؟ چرا مردم را اینقدر ” نفهم” پنداشته اید؟ با همین تربیت دینی که انصاف و صداقت به ادعای شما رکن رکین آن است، سری به ردیف های بودجه در سالهای اخیر بزنید،  بودجه ای که توسط دولت دینی شما ارائه و با تدابیر مجالس دینی تصویب شده و سهم نهادهای دینی ایدئولوژیک که از قضا ماموریت دینی کردن آحاد جامعه را بر عهده دارند را مطالعه کنید و توسط همان طلاب مدارس به سمع و نظر دانش آموزان و خانواده های ایشان برسانید. تا متوجه شوید راه دینی کردن جامعه و مبارزه با دین زدایی چگونه است!!

نتیجه :

می دانیم که می دانید ” ساحت دین” در جامعه شکست خورده است، و می دانیم که علل چیست. چرا فرافکنی می کنید؟؟ راهکار گسیل طلبه ها به مدارس نیست. راهکار دین زدایی از ساحت خدا نیست!؟ و چه غافلیم ، “مرگ خدا” نیز توسط شمایان با نیچه ی بزرگ اعلام شد.

شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران