سرنوشت جانباختگان دی ماه ۹۶؛ کشتند و گردن معترضان انداختند

علیه فراموشی

با گذشت سال‌ها از اعتراضات دی ۹۶ آمار رسمی و دقیقی از تعداد جانباختگان وجود ندارد. هیچ‌یک از مقامات مسئولیت قتل ده‌ها نفر در این اعتراضات را بر عهده نگرفته‌اند و خانواده‌های جانباختگان با شکایت‌ها و پیگیری‌ها برای معرفی قاتلان فرزندان‌شان به نتیجه نرسیدند.

دی ۹۶ ابتدا اعتراضات به گرانی و وضعیت اقتصادی از مشهد و دیگر شهرهای خراسان رضوی آغاز شد. این اعتراضات که به مدت ۱۰ روز در حدود ۱۰۰ شهر ایران ادامه یافت، به سرعت سیاسی شد و معترضان شعارهایی علیه کلیت ساختار نظام سر دادند. محسنی اژه‌ای در ۲۴ دی ۹۶ تعداد کشته‌شدگان این اعتراضات را ۲۵ نفر عنوان کرد.

حسن شفیعی،برادر نعمت‌الله، کشاورز قهدریجانی که روز ۱۲دی۹۶ در جریان اعتراضات قهدریجان اصفهان بر اثر اصابت گلوله کشته شد،گفت که نه تنها به شکایت خانواده او پاسخی ندادند که آنها را تهدید به زندان کردند. برادرم ۴۰ سال داشت و کشاورز بود، او را با کلت زده بودند.پنج روز بعد آمدند خانه ما و گفتند که اگر صدایتان در بیاید و حرفی بزنید شما را زندانی می‌کنیم.

برادرم جزء معترضان نبود و با تراکتور درحال بازگشت به خانه بود که گلوله خورد و یک نوجوان هم در کنارش براثر گلوله کشته شد.این نوجوان احمد حیدری، دانش‌آموز ۱۳ ساله‌ و تک‌فرزند بود و تنها با مادرش زندگی می‌کرد.

روزنامه‌ی ایران در ۱۳دی۹۶ و به نقل از وزیر آ.پ اعلام کرد که دو نفر از کشته‌شدگان این اعتراضات، دانش‌آموز بوده‌اند. شایان و آرمین ساکن خمینی‌شهر که به ضرب گلوله کشته شدند.اما هیچ اشاره‌ای به کشته شدن احمد حیدری نکرد و هیچ توضیح دیگری درباره دو دانش‌آموز دیگر نداد.

غلامحسین شهاب، فروشنده کفش، محمد ابراهیمی و حسین‌ شفیع‌زاده دیگر کشته‌شدگان قهدریجان هستند. خانواده حسین شفیع‌زاده با گذشت این همه سال هنوز کشته شدن پسرشان را که ۱۸سال داشت باور نکرده‌اند. پدر او توان صحبت کردن ندارد.خواهرزاده‌اش می‌گوید: خانواده وضعیت روحی وحشتناکی دارند،حسین تنها پسر خانواده بود و یک خواهر داشت. بعد از این اتفاق دیپلمش که آمد، مادرش خیلی داغون شد. پسرعمه او می‌گوید: حسین جزء معترضان بود. من هم توی آن جمع بودم و خودم هم از ناحیه پا تیر خوردم و ۶ ماهی هم بازداشت بودم. آن روز یک عده از معترضان سمت کلانتری رفتند و مأمور کلانتری تیر را گرفت سمت مردم. خیلی‌ها مجروح شدند و تیر به گردن حسین خورد و بعد جنازه را تحویل نمی‌دادند گفتند باید اعتراضات را تمام کنید و کسی دیگر بیرون نیاید تا تحویل دهیم.

شکایت خانواده حسین شفیع‌زاده و من هیچ فایده‌ای نداشت.قاضی که هیچ وقت نمی‌آید یک مأمور را محکوم کند. این یک واقعیت است. وقتی می‌روید پیگیری و می‌فهمند جزء معترضان بوده‌اید، خیلی وحشتناک برخورد می‌کنند.

برادر محمد شیرزاد می‌گوید که «هیچ کسی نمی‌گوید چگونه کشته شده حتی ما نمی‌دانیم چند گلوله خورده. ما جنازه را ندیدیم. فقط موقع دفن کردن صورتش را دیدیم و تأیید کردیم خودش است و دفنش کردیم.»
محمد شیرزاد در شاهین‌شهر اصفهان گلوله خورد و جنازه‌اش در شوشتر خوزستان، شهر پدریش به خاک سپرده شد.

معترضان را متهم به قتل کردند

درود، ایذه، تویسرکان، خمینی‌شهر، شاهین‌شهر، کهریزسنگ نجف‌آباد، مسجد سلیمان، کرج و دزفول دیگر شهرهایی هستند که در جریان اعتراضات دی۹۶، معترضان هدف گلوله‌های مأموران نظامی و امنیتی قرار گرفته و کشته شدند.

محسن عادلی، جوان ۲۶ ساله‌ روز ۱۰دی در دزفول مورد اصابت گلوله قرار گرفت و برادرش هم از ناحیه پا گلوله خورد.

مسئولان اما معترضان را متهم کردند که با اسلحه شکاری آنها را کشته‌اند. مهدی صالحی‌قلعه‌شاهرخی، محمد بسطامی، عباس محمدی، مجید نظری کندری و هادی کیانی، پنج تن از بازداشت‌شدگان، به قتل اصغر هارون‌الرشیدی متهم و به دو بار اعدام محکوم شدند و صداوسیما مدعی شد که این موضوع تسویه حساب شخصی بوده است.

اصغر هارون‌الرشیدی، جوان ۲۰ساله در اعتراضات ۱۲دی از ناحیه قفسه سینه، هدف گلوله نیروهای امنیتی قرار گرفت و جان باخت. کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گزارش داد که «خانواده او از نیروهای بسیج و سپاه شکایت کردند و اطلاعات سپاه قتل او را به گردن این ۵ نفرمی‌اندازد و می‌گوید شما کشتید، در حالی که هیچ مستندی وجود ندارد که نشان دهد این ۵ نفر جرمی مرتکب شده‌اند.»

مصطفی صالحی در اعتراضات دی۹۶ متهم به قتل «بسیجی پاسدار سجاد شاه‌سنایی» با سلاح شکاری در کهریزسنگ اصفهان شده و در ۱۵مرداد ۹۹ در حالی اعدام شد که به گفته دادستان نجف‌آباد، به هیچ‌چیزی اعتراف نکرد و سلاح‌ و آلات جرم هم از او کشف نشد. او در دادگاه هم گفت که بی‌گناه است.

زندان‌هایی که قتلگاه شدند

اما تنها خیابان‌های شهرهای مختلف ایران نبودند که قتلگاه معترضان شدند.چندین نفر از بازداشت‌شدگان در زندان‌های اوین، اراک، ایلام به طرزی مشکوک کشته شدند و حکومت مدعی شد که معتاد بوده‌اند یا خودکشی کرده‌اند.

سیروس کرکی، برادر امین که ۱۲دی۹۶ بازداشت و پس از آزادی در ۲۵ اسفند همان سال به طرز مشکوکی کشته شد، می‌گوید: «برادر من هم در خیابان بود و بازداشت شد. در محله‌ی ما نزدیک ۴۰۰نفر بازداشت شدند، می‌ریختند به خانه‌ها و فله‌ای بازداشت می‌کردند. از یگان پلیس دزفول ریختند خانه‌ی ما و خانواده ما مقاومت می‌کرد آنها با شوکر پدرم را زده بودند و پدرم سر همین موضوع بستری شد.

امین را بازداشت کردند و بعد از چند روز گفتند دنبالش نیایید. تعدادی را با جریمه مالی آزاد کردند وخساراتی که در محل وارد شده بود را به بعضی‌ها تحمیل کردند و ولشان کردند ولی برادرم را با چند نفر دیگر نگه‌داشتند و گفتند اینها لیدر بوده‌اند. بعد وثیقه سنگین تعیین کردند که از توان ما خارج بود. تا روز ۲۵ اسفند که امین یکباره به خانه آمد و گفت رئیس دادگاه انقلاب گفت برو ضمانت هم نمی‌خواهد. این آزادی به این صورت مشکوک بود و شاید سابقه‌ی کهریزک در سال ۸۸ باعث شده بود که فکرکنیم تسویه‌ حساب‌ها، داخل زندان انجام نشود وبیرون انجام شود.

امین فقط خانه بود و یک روز که پدرم به خانه برگشت دید درها همه بازست، کیف پول و موبایل امین جلوی تلویزیون روشن افتاده اما امین نیست. فردای آن روز از کلانتری به ما خبردادند که جسد در یک ساختمان نیمه‌کاره پیدا شده.من جنازه برادرم را شستم.جای ضربه و پارگی روی صورتش بودوجای آمپول روی ساق دستش یعنی پشت آرنجش. گفتند بر اثر تزریق موادمخدر فوت کرده اما امین معتاد نبود.ما درخواست کالبدشکافی دادیم و به دیوان عالی کشور اعتراض کردیم. در جواب کالبدشکافی نوشته بود هیچگونه مواد مخدری داخل بدنش نبود. دیوان عالی هم تأیید کرد که قتل بود و پرونده را دوباره به دادسرای انقلاب دزفول دادند. آنجا اما گفتند بروید ببینید از چه کسی شاکی هستید. یک نفر را بیاورید اینجا ببینیم قاتل است یا نیست به ما نچسبانید.»

امین متولد سال۶۶ و از ابتدا کارگر ساختمانی بود و رنگ‌آمیزی می‌کرد او کمک خرج خانه بود.کاش بروند وضعیت خانواده‌های کسانی که کشتند را ببیند که “یک کارگر چرا به خیابان آمد؟”

وحید حیدری۲۲ساله،دستفروش ومعترض اراکی، ۱۰دی۹۶ بازداشت شد و روز ۱۶دی جنازه‌اش به خاک سپرده شد. مسئولان قضایی متهم به خریدوفروش مواد مخدرش کرده و گفتنددر بازداشتگاه خودکشی کرده. محمد نجفی،وکیل دادگستری به‌دلیل پیگیری پرونده قتل وحید حیدری در زندان، بازداشت شد.

سینا قنبری جوان ۲۲ساله و بازداشتی اعتراضات دی۹۶، روز ۱۰دی در تهران بازداشت شد و ۱۹دی جنازه او را به خانواده‌ تحویل دادند. مقامات قضایی گفتند او در دستشویی قرنطینه زندان اوین خودکشی کرده، اما کمیته پیگیری بازداشت‌های دی۹۶ به نقل از دو “شاهد عینی” اعلام کرد که او دو روز قبل از مرگ بازجویی شده و بعد از بازداشت به هم‌اتاقی‌هایش می‌گوید که کتک خورده و برخی از بخش‌های بدنش به شدت کبود بوده‌است.

محمدمنتظری،دادستان کل کشور مدعی شد که سینا معتاد بوده و درزندان خودکشی کرده است؛ سناریویی که برای دیگر کشته‌شدگان دی ۹۶ در زندان در همان سال به اجرا در آمد.
سارو قهرمانی و کیانوش زند در ۱۲دی۹۶ مفقود شدند و پیکرشان ۲۳دی به خانواده‌هاوتحویل داده شد و در حضور نیروهای امنیتی به خاک سپرده شدند. مقامات مدعی شدند که آنها در یک درگیری مسلحانه کشته شده‌اند. کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران گزارش داد که سارو قهرمانی وکیانوش زند درماشین درحالی از سوی ماموران به رگبار بسته شده‌اند که نه مسلح بودند و نه درگیری مسلحانه داشتند.

طالب بساطی، دانشجوی پرستاری کارمند اورژانس بیمارستان ملکشاهی ایلام، بازداشتی اعتراضات دی۹۶ درزندان جان باخت. جلال میرزایی، نماینده وقت ایلام در مجلس علت مرگ او را سکته قلبی عنوان کرد.طالب ۲۹بهمن درمنزل بازداشت وجنازه او ۶اسفند۹۶ به خانواده‌ تحویل داده شد.در گواهی فوت او ذکر شد که او به‌دلیل «ترومای مغزی» فوت کرده و آثار ضرب و جرح بر بدن متوفی مشهود بوده است.

درمیان جانباختگان دی۹۶، هم معترض بود هم رهگذر؛ ازکشاورز ودانشجو و سرباز وکارگر و دانش‌آموزانی که کودک ونوجوان بودند.حکومت مسئولیت کشته شدن هیچ یک را برعهده نگرفت و خانواده‌های بسیاری براثر فشارها سکوت کردند.کشته‌شدگانی که نه آمار درستی ازتعدادشان وجوددارد و نه دادرسی عادلانه‌ای برای پرونده‌شان.

خلاصه‌ای از گزارش فرشته قاضی

اعتراضات دی سال ۹۶ برخاسته از مشکلات معیشتی و نیاز به نان و کار بود، برای حداقل‌های رفاهی. توده‌ مردم از فقروبی‌عدالتی به خیابان‌ها آمدنداما هدف تیر سرکوب قرار گرفتند و سینه‌ها مدفن گلوله‌ها شد.
دی ۱۴.۲

اتحاد بازنشستگان