مجتبی نجفی
کودکان اردکانی در امتداد حرکت مدنی زیبای این روزهای مردم اردکان، در اعتراض به آلودگی هوا، خواستار هوای پاک هستند. یادم می آید بیشتر از ده سال پیش وقتی مردم یکی از استانهای غربی برای دفاع از نجات جان یک چشمه تحصن کردند،چقدر خوشحال شدم.
بازداشت ناعادلانه و کینه جویانه فعالان محیط زیستی از سوی اطلاعات سپاه واکنشی به پیشرفت گفتمان مدنی بود که تنها مسأله اش، دفاع از حقوق شهروندان نبود بلکه حق حیات زیست بوم ایرانی نیز در کانون توجه قرار گرفته بود.
درون جامعه ایران حرکتهای امیدوار کننده ای صورت گرفته: شما به اعتراضهای مداوم کارگران توجه کنید، به رشد گفتمان دفاع از محیط زیست، مقاومت جامعه ایرانی در دفاع از حق انتخاب سبک زندگی، زنانه شدن جنبشهای اجتماعی، …و بسیاری از موارد دیگر از بسط گفتمان «اپوزیسیون مدنی» در ایران خبر میدهد.
این اپوزیسیون که برخاسته از بطن جامعه ایرانی، محصول ابر بحرانهایی است که جمهوری اسلامی ناتوان از حل آنهاست، به همان اندازه که پیشرفته و به روز شده، اپوزیسیون سیاسی عقب مانده، کند ذهن و بعضا فاسد است. به اپوزیسیون رانتی فاندی هیچ امیدی نداشته باشید چرا که همانطور که رانت نفت، مغز جمهوری اسلامی را از کار انداخته، اعتیاد بخش بزرگی از اپوزیسیون سیاسی به فاند، آنها را ناتوان از تشخیص مسایل اصلی جامعه ایران کرده و عمده گروههای سیاسی بدون ابتکار خاصی از اعتراضهای مدنی شجاعانه در ایران مرده خوری میکنند. برای همین، اگر در ایران سبک زندگی، آلودگی، حق معیشت و امنیت شغلی، مطالبات صنفی و بسیاری از دیگر از بحرانها مسأله هستند، مسأله های اپوزیسیون ایرانی به خصوص در خارج از کشور آویزان شدن به یک دولت خارجی برای حمله نظامی یا تشدید تحریمهای معیشتی است.
شوربختانه آنقدر پرت هستند نه کانتکست جهان و اولویت های دولتهای غربی را درک می کنند، نه از درک آرایشبندی بین الملل که کاملا متفاوت با ایران قبل از انقلاب پنجاه و هفت است، آگاهی دارند.
از همان روزهای نخستین جنبش زن، زندگی و آزادی هم جامعه مسیر دیگری را می رفت و اینها سرگرم بحثهای دیگری بودند و اکنون در اوج جنگهای حیدری نعمتی شان، یکی از با شکوهترین اعتراض های مدنی در شهر کوچک اردکان رخ داده و این خود صحه ای دیگر بر این ایده است که این جنبش های اعتراضی در ایران، نمایندگی سیاسی ندارد، یعنی هر چقدر جامعه اعتراضی ایران جسورتر، مطالبه گرتر و وسیع تر شده، اپوزیسیون سیاسی در ایران کندذهن تر و فشل تر شده، به عبارتی مسأله ناشناس است.
ایران سالهای آینده، پرتنش تر خواهد بود. ابر بحرانهای محیط زیستی، معیشتی، فرهنگی و سیاسی در برابر ناتوانی حکومت و اصرار بر تداوم وضع اسفناک فعلی با سیستم تحقیر و انکار، کشور را آبستن رخدادهای جدی تری خواهد کرد و از این منظر ما با جامعه ای جنبشی تر مواجه خواهیم شد و مسأله اینجاست، نمایندگی سیاسی جدید در ایران کی و در چه بازه زمانی شکل خواهد گرفت؟
نظم قدیم سیاسی که محور اصلی آن اصلاح طلبان بودند به هم ریخته، اما آرایش سیاسی جدید هنوز شکل نگرفته. به عبارتی هنوز تا شکل گیری جریان جدید سیاسی که جنبش های مدنی در ایران را نمایندگی کند، فاصله جدی است، یکی از علتهایش فساد و کندذهنی در اپوزیسیون سیاسی است؛ به عبارتی عقب ماندن اپوزیسیون سیاسی از اپوزیسیون مدنی در ایران است.
هر آرایش بندی جدید سیاسی هم که در ایران شکل بگیرد، نیازمند درک جامعه ای متکثر ، شبکه ای و جنبشی است. جامعهای که مانند همین دختران در تصویر یاد گرفته، مستقیم حق خود را مطالبه کند.
به اعتقاد من این روند اعتراضات در نهایت، نیروی سیاسی متناسب با خود را در طول زمان هر چند بلندمدت خلق خواهد کرد،نیروی سیاسی که به جای ارتجاع گذشته به سمت آینده نگاه کند و خود را با واقعیت های جامعه ایران به روز کند.
تلگرام نویسنده