درباره یک جنین!

شورای سردبیری جامعه نو:

امشب می‌خواهیم در رابطه با آنچه دیشب منتشر کردیم و از یک بیانیه تازه حرف بزنیم: “بیانیه۱۷۰ فعال سیاسی و مدنی و فرهنگی درباره ضرورت اعتراض سازمان یافته و نافرمانی مدنی”.

ناگفته پیداست که اگر بیانیه شب پیشین امضا نداشت و امضا کردن آن اندکی کردیت امنیتی لازم داشت، بیانیه اخیر امضاهای روشنی دارد و شناسنامه سیاسی امضا کنندگان نیز در عنوان بیانیه آشکار است.

پیش از حرف اصلی، به این نکته اشاره کنیم درباره امضاها که طبق معمول آشکار است بسیاری نخوانده امضا می‌کنند و بسیاری هم فکر نکرده امضا می‌کنند وگرنه باید می‌دانستند که معقول نیست آدم در فرانسه و بلژیک بنشیند و به مصداق لنگش کن خواهان اعتراض سازمان یافته و  نافرمانی مدنی در داخل شود.
البته این حرف به نوعی شامل آن امنیتی‌های امضا کننده بیانیه دیشب نیز می‌شود: آنها هم برای عمل در خارج ، خواستار رها کردن داخل شده‌اند آنجا که می‌گویند حکومت با ” تنزیل سیاست به اداره و فرهنگ و امنیت” علایق ایدیولوژیک آنها را وانهاده است.

اما نکته اصلی، نگاهی به زیرپوست ایران از طریق همین دو بیانیه است که به صورت طرفه و تفکر برانگیزی همزمان منتشر شده‌اند. میتوان از طریق واکاوی مفاد آنها به روندهای زیرپوستی جاری در کشور پی برد. از تفسیر بند بند آنها می‌گذریم و صرفا به تصویری نهایی که به دست می‌دهند بسنده می‌کنیم.

آنچه دیشب ارائه دادیم نشان می‌دهد نیروهای تندروی پس پرده آنچه را حکومت برای تداوم و ثبات سیستم انجام میدهد کافی نمی‌دانند و درپی دواندن نوعی ریشه بین‌المللی برای تضمین بقا هستند. لباس ایدئولوژیک تشدید حمایت از غزه ( امروز غزه و فردا شاید جایی دیگر) و صرف منابع بیشتر برای آن در واقع دعوت برای تشدید میلیتاریسم اسلامی در ایران هست که در نهایت به مطالبه بمب اتم توسط امضا کنندگان خواهد رسید.

از نگاه آنان اهمیت اقتدار در بیرون، از فایده امنیت در داخل (که تحقیرش کرده‌اند) بیشتر است. این تفکر لاجرم به محافظه کار وبی عمل دانستن حاکمیت مستقر میانجامد که البته فعلا حاکمیت چنین هست و خوب است که محافظه کار هست. پیش بینی ما این است که اتفاقا همین دیدگاه تندروی برونگرا، در داخل کارکرد سیاسی پیدا میکند و مانند عضوی از بدن که در اثر رشد زیاد سازوکار سایر اجزا را به هم میریزد به تقابل با بخش دیگری از سیستم می‌رسد. آنرا جنین خونتای اسلامی توصیف کرده بودیم. یکی از گهواره‌های بناپارتیزم می‌تواند باشد. جنینی که هنوز نمی‌داند باید کدام طبقه را نمایندگی کند: شبه دولت اقتدارگرایی که  تداوم خود را در ستیزه جویی خارجی و سرکوب داخلی خواهد یافت، یا طبقه نوخاسته چاق شده در دامان چهل ساله حاکمیت مطلق یک نفره که طبعا ثبات در داخل را به اقتدار در خارج ارجح می‌داند.

اسم این طبقه را بورژوازی نو پدید گذاشته بودیم که درشرایط حاکمیتی شبه فئودالی به روش غارتی – مصادره‌ای پدید آمده است. اصل مسلم اینکه در سالهای اول رشد جنین یاد شده هستیم یعنی درباره فردا حرف نمی‌زنیم. دارد فعلا خون می آشامد و دست و پا تکان می‌دهد. باورش برای بسیاری سخت بوده، ولی روزی بیرون می‌آید و به حضور روحانیون پایان میدهد تا نمادی باشد بر یک شروع تازه.

درباره آن بیانیه دوم حرف زیادی نمی‌توان زد. متاسفانه این فعالان و نیروها که غالبا حسن نیت دارند در تحولات واقعی جا ندارند، هرچند برای مکانیابی تلاش می‌کنند. در انواعی از سناریوهای ممکن پیش رو، هزینه میدهند اما تاثیر زیاد ندارند. آنها سه بار (۹۶، ۹۸، ۴۰۱) در حاشیه ماندند. نه توانستند جهت بدهند و نه در میدان خیابان جایی داشتند (تلاش فردی برای تاثیر بر خیابان البته داشتند) که دلیلش همان است که در عنوان بیانیه مطالبه‌ کرده‌اند: سازماندهی!

می‌خواهیم نتیجه بگیریم، البته با قید “محتمل است”:
نیروهایی که از نظر سیاسی در آینده روبروی هم خواهند ایستاد نیروهای تندروی سیستم و جنبش – شورش‌های سازمان نیافته اجتماعی هستند. تماشاچی ناگزیر  آنها محافظه کاران رو به افول نسل پیشین و فعالان سیاسی فاقد پایگاه اجتماعی (به تسامح، روشنفکران) هستند. این الگو قبلا دوبار در سال ۹۶ و ۹۸ رخ داده است: حضور توده شورشی بی‌سر و فاقد تاکتیسین در خیابان، و عمله‌جات (از باب تحقیر به کار نمی‌بریم) تندروهای اقتدار گرا در برابر آنها!

قربانی آخرین دور  این شورش‌ها، علاوه بر هزاران نفر از تهیدستان شهری ، همین تماشاچی‌هایی خواهند بود که در بالا توصیف کردیم. بعد از آن، دوران سیاهی از سرکوب و آرامش گورستانی برقرار خواهد بود. مصادرهای فراوانی برای تسویه حساب به بهانه پاکسازی اقتصادی رخ می‌دهد و شبه طبقه کلپتوکراتیک دولت صورت کاملا نظامی‌ به خود می‌گیرد و حتما توانایی چندسال حکمرانی مقتدرانه را خواهد داشت که در پرتو باز تنظیم روابط خارجی با دولت‌های ماورای همسایگان رخ می‌دهد….

 

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»