برای پسر ایران و دختر ایران؛ رویش‌های امیدبخش جنبش مهسا

محسن‌حسام مظاهری:

اول روایت سپیده رشنو (دانشجویی که از دانشگاه اخراج شد و در دادگاه، محکوم) را بخوانید. از حضورش با شمایلی متفاوت و بدون حجابِ سر، در روستا و خانه‌ی پدری. روایتی جاندار از مواجهه‌ی یک دختر مصمم، انتخاب‌گر و مستقل با محیط پیرامون و مقاومت آرام و همدلانه.

پدری که مخالف و خشمگین است از انتخاب دختر؛ مادری که گرچه با انتخاب دختر کنار آمده، اما همچنان نگران عرف است؛ برادری که همدلی دارد با خواهر؛ و دختر که گرچه مسیر متفاوتی را انتخاب کرده و هزینه‌های گزافی هم داده، اما سر به عصیان و شورش نمی‌گذارد و خانواده را ترک نمی‌کند و همه‌ی تلاشش را به کار می‌بندد تا پدر را همراه کند. و نهایتاً اهالی روستا، شاهدان خاموش، برخی همدل و برخی ناهمدل، که با کنجکاوی به دعوای دختر و پدر می‌نگرند تا ببینند آخر ماجرا چه خواهد شد.

و دوم ترانه‌ی «آشغال» را بشنوید از شروین، که روایت ماندن و ساختن است در شهری که به هر بهانه طردت می‌کند. از «اونی که هیچ جا آشنا نداشت که سند نذاشتن توی پاسگاه براش»، «اونی که هر کار که می‌کنه هرچی تلاش بازم نداره رنگی حناش». اما با این‌همه «مامانو تنها نذاشت» و «یه روز همتون برید … می‌مونه این شهرو بسازه».

چند ماه پیش در یادداشت «جنبش زنانه‌: از خیابان تا خانه» نوشتم که مهم‌تر از آنچه در جنبش مهسا در خیابان رخ داد، امتداد جنبش در داخل خانه‌ها است. تغییرات فضاهای غیررسمی و خصوصی از جنبش مهسا به‌مراتب بیشتر، وسیع‌تر و عمیق‌تر از تغییرات فضاهای رسمی و عمومی بوده است و پس‌لرزه‌ها و پی‌آمدهای این جنبش را نه در سیاست ایرانی که در خانواده‌ی ایرانی باید جست. به نظر می‌رسد مسیر بخش مهمی از تحولات آینده‌ی جامعه‌ی ایرانی هم از همین مسیر باشد.

در این مسیر، جامعه بیش از هر زمان به سپیده‌هایی که خانواده‌ را و شروین‌هایی که شهر را ترک نمی‌کنند، نیاز دارد. آن‌ها که می‌مانند و تغییر می‌دهند.

تلگرام نویسنده