پوشش اختیاری، مطالبه‌ی یک قشر خاص نیست، فریبا نظری

در میان انبوه مسائل و بحران‌های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و زیست_محیطی کشور در سطوح داخلی و منطقه‌ای و جهانی، طبل حجاب اجباری؛ هم‌چنان سر و صدا می‌کند. نظریه‌پردازان و دنبال کنندگان این ماجرا، هرازگاهی مطالبی را مطرح می‌کنند.

به بخشی از استدلال‌ها و توجیهات عجیب و قلدرمآبانه و جنسیت زده‌ی یکی از طراحان نوشتار مخدوش و پرچالش حجاب و عفاف در دفاع از مفاد آن توجه کنیم:
« باید حرص و ولع جامعه را در روابط جنسی بیشتر کنیم، با حجاب و با حریم‌های جنسی، روابط جنسی حریص تر و گرم تر ایجاد کنیم. این حرص و ولع است که پایه‌ی خانواده را تحکیم می‌کند. اگر مثل جوامع غربی، آزادی روابط داشته باشیم که دیگر خانواده به معنای حقیقی شکل نمی‌گیرد. این چیزی که شما در غرب می‌بینید و اسمش را خانواده می‌گذارید، ما به آن نمی‌گوییم خانواده؛ خانواده برای خودش تعریفی دارد..»

« سلبریتی‌ها مجازاتشان در این لایحه، سخت‌تر و شدیدتر هست. چون این‌ها شهروندان عادی نیستند و رفتارشان یک تبعیت اجتماعی را رقم می‌زند. هنرمندی که حضورش و زندگیش در كشور، قرار هست ملتزم با هنجارشکنی و قانون‌شکنی باشد و اگر کسی متحفظ این قانون‌شکنی بشود و او( هنرمند سلبریتی) اعتراض می‌کند و از کشور خارج می‌شود، خب بشود؛ چه ایرادی دارد؟» ( دیده بان ایران/ دی ماه ۱۴۰۲).

چند گزاره‌ی مهم و ضروری دراین مورد عبارتنداز:
۱- حجاب اجباری، بدعت سیاسی و ایدئولوژیک ایران پس‌از انقلاب سال ۵۷ در میان همه‌ی کشورهای مسلمان است.
۲- گواه این بدعت سیاسی و ایدئولوژیک، مرور سخنان بنیانگذار جمهوری اسلامی و پیشگامان انقلاب در سال ۵۷ و پیش از آن درخصوص آزادی جامعه است.
۳- اجباری شدن حجاب* چند سال پس از پیروزی انقلاب، عملی می‌شود.
۴- ادله‌ی وجوب حجاب در نص صریح قرآن، مورد اختلاف است و غالبا به وجوب آن برای باورمندان و مومنان اشاره دارد.
۵- پوشش اختیاری، صرفا مطالبه‌ی سلبریتی‌ها یا قشر و گروه خاصی نیست؛ بلکه مطالبه‌ی گروه‌های مختلف ایرانیان است اعم از: دین‌باوران، با حجابان و دین ناباوران در سن و جنس و طبقه و منزلت اجتماعی گوناگون.
۶- سلبریتی‌ها از سیاره‌ای دیگری نیامده‌اند و بخشی از مردم ایران هستند و کسی نمی‌تواند آن‌ها را به جرم مورد اقبال بودن جامعه و انتخاب پوشش اختیاری؛ مجبور به ترک وطن نماید.
۷- مفهوم عفت و پاکدامنی هیچ ارتباطی با حجاب اجباری ندارد و این عبارت مخدوش و از اساس، نادرست است.
۸- کمیت و کیفیت پدیده‌ها و آسیب‌های نوظهور خانواده در ایران، گواه شیوه‌ها و سیاست‌های نادرست و آسیب‌زای چند دهه‌ی اخیر است، و ارتباطی با مدرنیته و غرب ندارد. خانواده‌های ایرانی در سایه‌ی سیاست‌ها و راهبردهایی چون حجاب اجباری به‌عنوان نمادی از تبعیض و نابرابری و انسداد اجتماعی و فرهنگی و نیز فقر و فساد و خشونت، دچار مسائل پیچیده و بحران‌های نابهنجاری است که انکارشدنی نیست.
۹- اگر خانواده در غرب، معنایی ندارد و دچار فروپاشی و ابتذال است؛ اقبال و شیفتگی بسیاری از مدیران و مسئولان جمهوری اسلامی و فرزندان و بستگان آن‌ها به زندگی و اقامت در این منطقه از جهان، تناقض و پارادوکسی آشکار است.
۱۰- از ابتدای اجباری شدن حجاب در سال ۵۹ به‌ویژه پس‌از اعتراضات جنبش #زن‌زندگی‌آزادی و فضاحت بدعت‌های گشت ارشاد و حجاب بانان، بخش زیادی از باورمندان به حجاب و دین باوران؛ بر پوشش اختیاری و حق آزادی و انتخاب سبک زندگی همه‌ی ایرانیان، اعلام همراهی و هم صدایی نموده‌اند. این نیز نشان‌گر آنست که پوشش اختیاری، مطالبه‌ی یک قشر خاص نیست.

درنهایت با مقاومت مدنی خشونت‌پرهیز زنان و مردان، پوشش اختیاری که مقدمه‌ای برای رسیدن به برابری جنسیتی و بهره‌مندی از حقوق شهروندی و رواداری اجتماعی و انسانی است، هم‌چون حق رأی و حق آموزش؛ در جامعه نهادینه خواهد شد، پس آن‌را محترم بشماریم.

۲۵ دی ۱۴۰۲