خطاب به فمینیست­‌های ایرانی و مشخصاً الهه و نیلوفر و به بهانۀ ترجمه کتاب «فمینیستی زندگی کردن» ، سارا احمد

فمینیست‌های ایرانی عزیز،

برایتان پیام‌آور همبستگی‌ام. این همبستگی را گاه همبستگیِ ضدحال می‌نامم؛ همبستگی‌ای که هنگام مواجهه با سدهای پیش‌رو‌ی‌مان به آن نیازمندیم.

طنین «زن- زندگی – ‌آزادی»‌ شما بسیاری از ما را بهت‌زده کرد. برای من پژواک‌اش یادآور مبارزه و طغیان بود. از آنجلا دیویس آموختیم که آزادی، درونِ مبارزه‌ای مستمر خانه کرده است. برای ما نیز آزادی در چیزی جز «جنگیدن در راه آزادی» معنا نمی‌دهد.

اگر می‌خواهیم در مسیر آزادی گام برداریم، اگر می‌خواهیم رها باشیم، اگر می‌خواهیم خود را آنگونه که دوست ‌داریم تعریف کنیم و خواستنی‌هایمان را می‌جوییم، از آن روست که پیشتر در راه آزادی جنگیدیم. برای آزادی می‌جنگیم چون آزادیمان سلب شده است، چون به‌جای خودمان دیگرانی کیستی و باید و نبایدهایمان را تعیین کرده‌اند.

وقتی آزادی را در آغوش می‌گیریم، وقتی بر قلۀ آزادی پا می‌گذاریم، وارث زخم‌ تنِ پیشینیان‌مان هستیم که در جنگ برای آزادی برداشته‌اند.

ما نیز برای جهانی می‌جنگیم که فرزندانمان میراث‌دارش‌اند.

می‌جنگیم تا ممکن شویم، می‌جنگیم به خاطر آزادی. مبارزات شما به ما فهماند که آزادی چه هزینه‌ای دارد، چه مخاطراتی دارد، چه جان‌هایی که از دست رفتند و از ما گرفته شدند و چه تن‌هایی که در راه آزادی به زنجیر شدند. بر ماست که نام‌شان را، نام‌تان را فریاد زنیم، بر ماست که از جنگیدن، از جلورفتن در راه شما بازنایستیم.

دست برنمی‌داریم، نه از شما، نه از امید داشتن به شما.

آنانی که آزادیمان را مصلوب می‌خواهند، ارتباط ما با یکدیگر را قطع می‌کنند. کتاب‌هایمان را ممنوع، واژه‌مان را مثله، دیدارهایمان را ناممکن و جمعمان را پخش می‌کنند. اما هرگز، هرگز نمی‌توانند پرنده خیال‌ و جوهر کلاممان را به بند کشند. سرود آزادی چنان آتش است؛ با شراره‌ای شعله می‌کشد. آزادی نیز چیزی جز طریقی که با یکدیگر رابطه می‌گیریم نیست؛ جست‌وجوی راهی برای به‌هم وصل شدن؛ شکلی برای همبسته شدن؛ نقشی که از خیال آینده، از زنان و دخترانِ در راه، به اشتراک می‌زنیم. آزادی چیزی نیست جز به‌تصویر کشیدن تمام آنانی که قواعد و قوانین جنسیتی دست‌وپای آنها را خراش داده است.

جنگیدن برای آزادی می‌تواند ما را از جایی که هستیم بیرون بکشد؛ می‌تواند ما را از پیله‌مان بیرون بیاورد. مبارزه برای آزادی می‌تواند ما را با خیابان آشتی دهد؛ جستجوی آزادی می‌تواند همان بیرون زدن و پیدا کردن کتابی باشد؛ شمایل آزادی می‌تواند مبارزه‌ای آرام و بی‌صدا باشد که از تن دادن به قانون سر باز می‌زند.

جنگیدن برای آزادی می‌تواند تلاش برای «نه» گفتن باشد.

راه‌های بی‌شماری برای نه گفتن به خشونت مردسالاری بلدیم. اما می‌دانیم که از پس هر نه‌ای که می‌گوییم خشونتی دوچندان در انتظارمان است.

درست به‌همین خاطر بلندتر و رساتر از پیش می‌گوییم:

نه!

هربار بلندتر از گذشته می‌گوییم «نه»، تا که انعکاسش را در صدای دیگران‌مان بشنویم.

جنگیدن برای آزادی می‌تواند آموختن معنای آزادی باشد. می‌توانیم آزادی را یاد بگیریم بدون آنکه فقط آن را برای خودمان بخواهیم. درست به‌همین خاطر کسانی که در راه آزادی می‌جنگند معنایش را می‌فهمند.

حقیقت را با گوشت و پوست‌مان حس کرده‌ایم.

ما برای آزادی می‌جنگیم تا دیگران از آن بهره‌مند شوند.

خواهرانم، این خطوط را با تمام احساسات و عاطفه‌ای که نسبت به شما دارم می‌نویسم؛ می‌نویسم تا قدردان تمام آنچه برای آن مبارزه می‌کنید باشم.

🖍 با همبستگی‌ضدحال سارا

جامعه‌شناسی  زن روز

#زن_زندگی_آزادی

منبع: @etehad_bazn