خشونت اقتصادی علیه زنان چیست؟
خشونت اقتصادی علیه زنان یکی از اشکال رایج خشونت مبتنی بر جنسیت است که کمتر به آن پرداخته میشود. این شکل از خشونت علیه زنان که ریشه در نابرابریهای جنسیتی دارد، به اقدامات آسیبزا و خشونتآمیزی گفته میشود که اگر چه طیف وسیعی را در بر میگیرد، یک نقطه مشترک دارد: محدود کردن دسترسی زنان به منابع مالی. نتیجه آن به خطر انداختن امنیت اقتصادی زنان، ایجاد وابستگی مالی، اعمال قدرت و کنترل است.
مصادیق خشونت اقتصادی علیه زنان در روابط خانوادگی و زندگی مشترک
▫️خشونت خانگی تنها فیزیکی نیست. آزارگر میتواند از طریق کنترل، محدود یا محروم کردن زن برای کسب درآمد، خرج کردن و پسانداز پول به او آسیب بزند.
برخی از روشها و مصادیق خشونت اقتصادی علیه زنان عبارتند از:
ممانعت از کسب درآمد و پیشرفت شغلی زن
ایجاد ممنوعیت و محدودیت در رابطه با حق اشتغال از نشانههای بارز اعمال خشونت اقتصادی علیه زنان است. جملاتی از این دست، از نشانههای هشداردهنده اعمال خشونت اقتصادی علیه زنان است: «اجازه نمیدهم سر کار بروی»، «این کار مناسب تو نیست و باید استعفا بدهی»، «نیاز مالی نداریم و تنها وظیفهات مراقبت از فرزندانمان است»، «اگر الان اجازه دهم درس بخوانی، حتما بعدش میخواهی بروی سر کار و رابطه ما را به هم بزنی»، «چقدر بی مسئولیتی که مدام به سفرهای کاری میروی».
کنترل درآمد و سرمایه اقتصادی زن
«نمیدانی چطور پول خرج کنی، درآمدت را باید به حساب بانکی من واریز کنی»، «اعتماد ندارم که حساب بانکی جدا داشته باشی»، «باید اموالت را به نام من کنی»، «سرمایهات را باید به من بدهی، میخواهم سرمایهگذاری کنم». اگر چنین جملاتی را شنیدید یا اینکه زنی را میشناسید که مخاطب چنین جملاتی است بدانید که از نشانههای خشونت اقتصادی است و باید برای رفع این خطر چارهاندیشی کنید.
قرار دادن زن در موقعیتی که برای پول تمنا کند
تصویر زنانی که برای خرید، تحصیل، سرگرمی، دسترسی به مراقبتهای بهداشتی یا نیازهای فرزندان باید با تحمل فشار روانی، از نانآور مرد خانواده پول تمنا کنند، تصویر غریبی نیست. در چنین شرایطی احتمال زیادی وجود دارد که زن علاوه بر خشونت اقتصادی، اشکال دیگری از خشونت مثل خشونت روانی و فیزیکی را هم تجربه کند.
سوءاستفاده و مخدوش کردن امنیت اقتصادی زن
ممکن است زنانی را بشناسید که تحت فشار شریک زندگیشان به تعهدات مالی تن دادهاند، وامی گرفتهاند یا زیر بار قرضی رفتهاند که امکان پرداخت آن را نداشتهاند. اینها همه نمونههای اعمال خشونت اقتصادی علیه زنان است. در بسیاری موارد، زنان برای گریز از مواجهه با خشونت فیزیکی و روانی یا در نتیجه این خشونتها زیر بار این تعهدات رفتهاند و با عواقب آن درگیر شدهاند.
دخیل نکردن زن در فرایندهای تصمیمگیری اقتصادی
حذف زنان از فرایندهای تصمیمگیری در مورد معاملات اقتصادی و سرمایهگذاریها، از مصادیق خشونت اقتصادی علیه زنان است. بازتولید کلیشههایی همچون «زنان ذهن اقتصادی ندارند» و «زنان تمایلی به درگیر شدن در مسائل مالی ندارند» به این محرومیت دامن میزند.
مصادیق خشونت اقتصادی علیه زنان در جامعه و دنیای کار
خشونت اقتصادی علیه زنان، علاوه بر روابط خانوادگی در موقعیتهای کاری نیز میتواند اعمال شود. از مثالهای اعمال خشونت اقتصادی علیه زنان در دنیای کار، محروم شدن زنان به دلیل جنسیتشان از دریافت دستمزد برابر با همکاران مرد برای کار برابر یا کار با ارزش مشابه، ارتقای شغلی و موقعیتهای کاری است.
این شکل از خشونت مبتنی بر جنسیت، در رابطه با حق مالکیت و در قوانین و عملکرد دانشگاهها، ادارات، موسسات مالی و خدمات اجتماعی هم میتواند نمود پیدا کند، زمانی که فردی در دسترسی به خدمات و امکانات به واسطه زن بودن تبعیض را تجربه میکند.
خشونت اقتصادی علیه زنان هم میتواند در نتیجه فقر افزایش پیدا کند و هم زمینهساز فقر است. با توجه به اینکه فقر یکی از قدرتمندترین محرکهای افزایش انواع خشونت است، خشونت اقتصادی علیه زنان میتواند منجر به بروز انواع دیگری از خشونت علیه زنان همچون خشونت جنسی، خشونت فیزیکی و روانی شود. از جمله پیامدهای خشونت اقتصادی علیه زنان، افزایش کودک-همسری و استثمار جنسی است.
خشونت اقتصادی علیه زنان، پایان دادن به خشونت خانگی را دشوار میکند. زنی که در روابط خانوادگی یا زندگی مشترک خشونت اقتصادی و انواع دیگری از خشونت را تجربه میکند، به دلیل وابستگی مالی به فرد آزارگر در شرایط پیچیده و دشواری برای خارج شدن از رابطه خشونتآمیز قرار دارد./مدرسه پرتو