اصرار بر «بی‌قاعدگی سرکوب»

حسین باستانی

نحوه اجرای احکام اعدام در ایران، مکررا این پرسش را برجسته کرده که دستگاه قضایی چه اصراری به زیرپا گذاشتن قانون -حتی قوانین نیم‌بند خودش- در پرونده‌های مختلف دارد؟

به نظر نمی‌رسد نقض مکرر قوانین -اعم از بین ‌المللی یا داخلی- در پرونده‌های ‌امنیتی و از جمله پرونده‌های اعدام، تصادفی باشد. درواقع باید این رویه را، بخشی نانوشته از یک راهبرد مشخص سرکوب در جمهوری اسلامی ایران دانست: راهبردی که «مقید کردن سرکوب» به متن هر نوع قانون را، به معنی تقدیم مطلع ساختن پیشاپیش معترضان از چارچوب سرکوب می‌داند.

در سال ۷۷، مجله‌‌ای مشهور به نام «صبح» مجموعه مقالاتی را منتشر می‌کرد که موضوع صریح آنها، تجویز اقدامات غیرقانونی در مقابله با افراد و جریانات متهم به دشمنی با رهبر و نظام بود.
این مقالات صراحتا عمل در چارچوب قوانین را به معنی تقدیم «نقشه میدان مین» به دشمن می دانستند و هر اقدامی که باعث پیش بینی حدود اقدامات مدافعان نظام شود را، بازی در زمین دشمنان حکومت توصیف می‌کردند.

توصیف علنی این واقعیت در یک رسانه رسمی، البته در آن زمان با انتقاد برخی سخنگویان رسمی حکومت مواجه شد. ولی رسانه منتشرکننده آن مقالات، درواقع راهبرد آشنایی را علنی کرده بود که در محافل سیاسی، به عنوان مبنای برخورد نظام با دشمنانش شناخته شده بود. درعمل هم نهادهای متولی سرکوب، در سال‌ها و دهه‌های بعد، با رو دربایستی کمتر و کمتری به اجرای علنی آنچه توصیف شده بود پرداختند.

در تمام این مدت به تدریج این واقعیت راهبردی آشکار و‌آشکارتر شده، که قاعده کلیدی سرکوب در جمهوری اسلامی ایران، به ویژه در شرایط بحرانی، «بی‌قاعدگی مطلق» آن است.