رحیم قمیشی:
یکی از ظلمهای بزرگ چند دهه اخیر تقلب در کلمات و مفاهیم مهم است.
چه کسی گفته دمکراسی یعنی یک روز خاص مردم بروند رأی بدهند؟
چه کسی گفته انتخاب بین بد و بدتر انتخابات است؟
چه کسی گفته با تبلیغات و تعیینتکلیف و تهدید میشود دمکراسی ایجاد کرد؟
در کدام کشوری وقتی نظامیان در همه شئون کشور حضور دارند دمکراسی توانسته ایجاد بشود؟
دمکراسی یک نمایش نیست. دمکراسی مفهوم بلندی دارد.
۲۴۰۰ سال پیش افلاطون یکی از بدترین نوع حکومتها را حکومت مبتنی بر رأی عوام، یا جمهوری جهالت نام نهاد.
ارسطو هم بدترین نوع حاکمیت را حکومت افراد جاهل دانسته بود، مردمی که به آسانی نظراتشان شکل داده میشوند!
وقتی دمکراسی با به هیجان آوردن مردم، ارائه اطلاعات ناقص به آنها، تکلیف شمردن رأیدهی، ادامه راه شهدا نام گذاردنش، و شرکت در انتخاباتی فرمایشی طراحی شود، دقیقاً همان میشود که ارسطو و افلاطون گفتند، اما پرسش مهم آنست؛ کدام شیوه حکمرانی بهتر از دمکراسی است؟
شک نیست فلاسفه سیاسی مخالف دمکراسی مخالفتشان با این امر، بیربط نبوده، آنها وجوهی را میدیدهاند که چگونه دمکراسی میتواند در دست قدرتمندان تبدیل به ضد خود و منافع عموم مردم شود.
بسیاری از حکمرانان ظالم و ناکارآمد پناهگاهی میسازند به نام دمکراسیِ شکلی. انتخاباتی و رأیگیریای، تا بگویند همه عقبماندگیها و فقرها و مشکلات از انتخاب مردم است!
دمکراسی یعنی هر فرد جامعه فارغ از تعلقش به هر طبقه اجتماعی، جنسیت، نژاد، زبان، قومیت، اعتقاد، در سرنوشت خود و جامعهاش سهم دارد.
دمکراسی یعنی حاکمان هیچ برتری نسبت به مردم ندارند، به خدا متصل نیستند و مردم نخواهندشان باید بروند!
دمکراسی یعنی انتخاب مردم بهترین مسیر پیشرفت کشور است، ولو برخی نپسندند!
دمکراسی یعنی حاکمان مادامالعمر نیستند و اگر رضایت مردم را بهدست نیاورند، بهآسانی عزل میشوند.
دمکراسی یعنی نمایندگان واقعی مردم، باید برای مردم و بوسیله مردم، امور کشور را دست داشته باشند و پاسخگوی مردم باشند.
دمکراسی تنها یک شکل حاکمیت نیست!
زیربنای آن در کاهش فاصله طبقات اقتصادی، وجود آزادی، تبادل آزاد اطلاعات، بهرهمندی مردم از ابزارهای مختلف برای نظارت بر دولت و انتقال این حس به تکتک شهروندان است؛
“این کشور متعلق به همه ماست”
اگر مردم سلطنت را دوست داشتند همان دمکراسی است، اگر مردم حکومت روحانیون را دوست داشتند، اگر مردم حکومت ریاستی خواستند، پارلمانی، حزبی یا سوسیالیستی، همان دمکراسی است. دمکراسی میپذیرد مردم خیر خود را بهتر از هر کسی تشخیص میدهند.
به همین دلیل در کشورهایی که اصول واقعی دمکراسی بخوبی رعایت میشود، پیشرفت واقعی اتفاق میافتد، مردم دلبستگی بیشتری به کشور دارند، حاکمان تغییر میکنند، دیکتاتوری شکل نمیگیرد، نظامیان در سیاست دخالت نمیکنند، منافع ملی رعایت میشود و زمامداران موظفند روزانه به مردم گزارش داده و رضایت آنها را کسب کنند.
دمکراسی از بزرگترین دستاوردهای تاریخ تعقل و پیشرفت اجتماعی بشریت است.
هیچکس مدعی نیست این مدل حکمرانی ممکن است مورد سوءاستفاده برخی دیکتاتورها قرار بگیرد، اما هنوز بشریت نتوانسته جایگزینی برای آن پیدا کند.
اینکه برخی با دستاویز قرار دادن دمکراسی و رأیگیری سعی میکنند اهداف شخصی خود را به پیش ببرند نباید ما را به این اشتباه بیندازد که دمکراسی بدیل بهتری دارد!
صدام هم انتخابات داشت.
اسد هم انتخابات برگزار میکند.
پوتین هم انتخابات دارد.
قذافی، عمرالبشیر، میلیسویچ، هیتلر و بسیار دیکتاتورها انتخابات داشتهاند.
اما انتخاباتی که سرنوشت مردم را نتواند تغییر بدهد، تنها نامی از دمکراسی دارد و هدفش تحمیل خواست حاکمیت است با عنوان دمکراسی.
اینکه کمتر کسی به فکر مشارکت در انتخابات پیشرو است، و حاکمان به وحشت افتادهاند، ناشی از هوشمندی مردم ایران است.
نشان از آنست که مردم معنای دمکراسی را دریافتهاند و فریب نمایشها را نمیخورند.
اینکه اصرار داریم یکی از مهمترین اصول برای توافق مردم با هم، تعهد به اصول دمکراسی است.
اینکه برای آینده ایران افراد نیستند که تعیین تکلیف کنند، ایدهها هستند!
دلیلش آنست که مردم دمکراسی را فهم کردهاند.
و باور دارند در سیستم واقعی مبتنی بر دمکراسی، وقتی چند صد هزار نفر تقاضای رفراندوم کنند، ولو خواستهشان تغییر مدل حاکمیت باشد، هیچ قدرتی مقابل این خواست امکان مقاومت ندارد.
دمکراسی را مترادف انتخابات دانستن
دمکراسی را با دین و تکلیف به خورد مردم دادن
از دمکراسی برای مادامالعمر کردن حاکمیت افراد، بهره بردن
تنها ظلم به واژه دمکراسی است.
دمکراسی هرگز انتخابات نیست
انتخاب عدهای جاهل برای تشکیل حاکمیت جهالت!