منطقه و احتمال بروز اتفاقات پیش‌بینی نشده

رحمان قهرمان‌پور

حمله پهپادی به «برج ۲۲» که به کشته شدن سه نظامی آمریکایی منجر شد از چند منظر اهمیت خاصی دارد. اول اینکه تعدادی از سربازان آمریکایی کشته شدند و آمریکا قبلا اعلام کرده که کشته شدن سربازان آمریکایی خط قرمز این دولت است. پس لاجرم آمریکا واکنش نشان خواهد داد تا کشته شدن سربازان آمریکایی همچنان خط قرمز آمریکا در منطقه باشد. از این نظر احتمال واکنش آمریکا خیلی هم بیشتر می‌شود. دیگر آنکه در کنار کشته‌شدگان، حدود 30 نفر هم مجروح شدند که هنوز اطلاعی از اینکه سطح آسیب‌دیدگی آنها چقدر است نداریم. مسئله بعدی این است که در پایگاه آمریکایی سیستم‌های ردیاب و راداری مستقر در پایگاه در آن لحظه عمل نکرده‌اند که این اتفاق عجیب است. معمولا این سیستم‌ها به موقع عمل می‌کردند. تا‌به‌حال بیش از 150 حمله و عملیات پهبادی انجام شده بود که اغلب آنها توسط این سیستم‌ها شناسایی و رهگیری شده بود. حالا چرا این سیستم‌ها در این حمله کار نکرده‌اند، خود این مسئله حائز اهمیت است. از این منظر حائز اهمیت است که آیا خرابکاری در سیستم‌های رهگیری اتفاق افتاده؟ آیا تکنولوژی جدیدی در پهبادها بوده که شناسایی نشده؟ یا اینکه کسی سر پست خود نبوده است؟

نکته بعدی این است که خبر را آمریکا این‌گونه اعلام کرده که حمله در داخل خاک اردن بوده اما گروه‌‌های مقاومت اعلام کردند در داخل خاک اردن نبوده است. این مسئله از این منظر مهم است که اگر حمله در داخل خاک سوریه باشد یک معنا دارد و اگر در خاک اردن اتفاق افتاده باشد معنای دیگری دارد. سوریه هنوز درگیر جنگ داخلی است و گروه‌های مقاومت می‌توانند از نظر حقوقی اینطور ادعا کنند که آنجا مشخص نیست کی به کی است، و گروهی سرخود این کار را انجام داده. اما چون در اردن در وضعیت جنگی نیست، ورود این پهبادها به خاک اردن، می‌تواند اردن را وادار به واکنش کند. اردن در یکی دو ماه گذشته، مواضع متعادلی داشته و گاهی از فلسطین حمایت کرده است، اما این اتفاق می‌تواند باعث شود که مواضع تندتری علیه مقاومت بگیرد.

نکته بعدی تأثیرگذاری این حمله بر رقابت‌های انتخاباتی داخل آمریکا است. چون هفته پیش بعد از انتخابات مقدماتی نیوهمپشایر بایدن اعلام کرد که رسما وارد کارزار یا کمپین انتخاباتی شده است. این بدان معناست که بایدن باید به حملات رقیب اصلی خودش که ترامپ است جواب دهد. این حمله درست در زمانی اتفاق افتاده که کمپین شروع شده. در یک طرف ترامپ و نیکی هلی درگیر انتخابات داخلی جمهوری‌خواهان هستند و از طرف دیگر بایدن هم رسما کمپین انتخاباتی خودش را شروع کرده و در نتیجه سکوت بایدن در این مورد و جواب ندادن او، می‌تواند دستاویزی برای حمله ترامپ به او باشد. لذا از نظر معادلات داخلی و انتخاباتی آمریکا هم شرایط به گونه‌ای است که بایدن نمی‌تواند هیچ اقدامی نشان ندهد و ناگزیر است که اقدامی انجام دهد تا در کمپین انتخاباتی از عملکرد خودش دفاع کند. اینکه بایدن باید واکنش نشان دهد و چه بودن این واکنش، قدری بر پیچیدگی اوضاع می‌افزاید.

در مجموع می‌توان گفت ما در منطقه شاهد این هستیم که هرچه زمان بیشتری می‌گذرد، عدم قطعیت و بروز اتفاقات پیش‌بینی نشده و احتمال بروز یک شگفتی به نام جنگ هم بیشتر می شود. طبیعی هم هست که وقتی جنگ غزه تداوم پیدا کند و منطقه وارد شرایط بحرانی شود، احتمال بروز اتفاقات پیش‌بینی نشده بیشتر خواهد شد. بنابراین منظورم این است که اگر در شرایط فعلی اسرائیل قصد پایان دادن به جنگ غزه را نداشته باشد که ظاهرا چنین به نظر می‌رسد، در آن صورت این احتمال وجود دارد که درگیری‌ها در منطقه از کنترل خارج شود. هرچند ما می‌دانیم که ایران و آمریکا هرکدام به دلایل متفاوتی خواهان این نیستند که در مقطع فعلی وارد درگیری و جنگ با یکدیگر شوند. ایران ملاحظات داخلی و اقتصادی خودش را دارد و آمریکا هم در حالت کلی نمی‌خواهد که وارد یک درگیری نظامی جدید در منطقه شود.

اما در عین حال آمریکا به‌دنبال این است که از بی‌اعتبار شدن قدرت بازدارندگی خودش در منطقه جلوگیری کند. بنابراین در این مورد خاص واکنش نشان خواهد داد تا نشان دهد که قدرت بازدارندگی آمریکا در منطقه همچنان برقرار است. حالا باید دید که واکنش گروه‌های مقاومت و ایران نسبت به اقدام احتمالی آمریکا چه خواهد بود و آیا زنجیره این کنش‌ها و واکنش‌ها ادامه خواهد یافت یا در جایی دوطرف به این جمعبندی خواهند رسید که بیش از حد وارد منازعه نشوند. مسئله دیگری که حائز اهمیت است این است که تعداد بازیگران وضعیت فعلی زیاد است. یعنی ایران، اسرائیل، حوثی‌های یمن، حزب‌الله لبنان، نجبا در عراق، گروه‌های مقاومت در سوریه و آمریکا. بر اساس نظریه بازیها هرچه تعداد بازیگران یک بازی بیشتر شود به همان اندازه پیش‌بینی رفتارهای آنها پیچیده تر و ناممکن می‌شود. اگر صرفا ایران و آمریکا دو طرف یک درگیری بودند، بر اساس نظریه بازیها پیش‌بینی رفتار آنها کار خیلی سختی نبود. اما از آنجا که تعداد بازیگران بحران فعلی بیش از دو بازیکن است، در نتیجه ممکن است به رغم خویشتن‌داری ایران و آمریکا بازیگران سوم و چهارم، یعنی اسرائیل یا گروه‌های مقاومت اقداماتی را انجام دهند که ایران یا آمریکا را در مقابل عمل انجام شده قرار دهند و آنها را وادار کنند که علیرغم اراده و خواست خودشان وارد یک درگیری شوند. به هرصورت باید گفت شرایط منطقه شرایط حساس و شکننده‌ای است و باید منتظر اتفاقات بعدی باشیم.

ایران فردا