✔️در حکمرانی ناکارآمد بحرانها تنها به تاخیر میافتند و حل نمیشوند و پیامدهای بدتری دارند. اینگونه که هم تولید برق در گرمای جانکاه به مخاطره میافتد، هم معاش کشاورزان در کل حوضه آسیب میبیند و هم آبی برای خوردن در دسترس نخواهد بود.
➖کرخه خشک نشد، کرخه را خشکاندند. کرخه را با سد پشت سد، با پمپ پشت پمپ، با کاشت پشت کاشت میراندند. کرخه میرود تا همسرنوشت کارون شود. رودخانهای با تنی نحیف، رودخانهای بیتن، رودخانهای مرده. این مرگِ تنها یک رود نیست، این مرگ سرزمین است. سرزمینی وابسته به آب، جلگهای سبز و تالابهایی زنده که اینک به شورهزاری فراخ شبیه است. این آغاز «بیسرزمینی» است. آغاز گسست انسان و زمین، قطع رابطه معاش و خاک و سرانجام از بین بردن تعلق به سرزمین.
➖وسعت کرخه بلای جان کرخه بزرگ شدهاست. چشم طمع از هر سو بر این رود دوختهشده و دستانِ آز بر او تاختهاست. پراکندگی کرخه و رودهای زایندهاش در استانهای بالادستی، این تصور را بهوجود آورده که «مالکیت» رود متعلق به مجاوراناش است و میتوان آنرا همچون منبعی بیپایان به تصرف درآورد و مصرف کرد. مصرف برای کاشت محصولات، برای ارتزاق جمعیتی که در نبود توسعهای متوازن، در نبود توسعهای جایگزین و بوممحور، و با تصور آب همچون منبعی بیپایان، چارهای جز کشاورزی ندارند. وعدههای هر نماینده و مسئول حول جلوگیری از خروج آب از استانِ خودی و تخصیص آن به کشاورزیهای جدید و قدیم تحت عنوان «استفاده بهینه از آبهای سطحی» میچرخد.
+جور اقلیم، جور انسان
غیر از تغییر وضعیت اقلیمیِ ناشی از گرمایش جهانی، باید عوامل بشرزاد تهیکننده آب در طول مسیر رود کرخه و تمام سرشاخههای آن را به عنوان مولفهای مهم و بهشدت تاثیرگذار در نظر گرفت. وزارت نیرو در بیبرنامگی کامل تاکنون ۷ سد را در طول مسیر این رودخانه به بهرهبرداری رسانده است. با ساخت این سدها و تنظیم نظامنامهی بهرهبرداری آب و طرح تسهیم رودخانه در کل حوضه از سال ۹۴، سهم خوزستان تالاب هورالعظیم به ۲۱ درصد کاهش یافت. کاهشی که عواقبش بعدها در خشکیدگی رود و زیرشاخههایش در خوزستان و از بینرفتن وسعت زیادی از هورالعظیم، در همدستی با وزارت نفت، پدیدار شد. با وجود آنکه امروز پاییندست کرخه از بیآبی رنج میبرد اما وزارت نیرو همچنان تلاش دارد که ۴۳ سد دیگر بر این رودخانه احداث کند که ۹ مورد آن در حال ساخت است. این در حالی است که مسئولان وزارت نیرو مشکل را نبود آب کافی به دلیل خشکسالی عنوان میکنند.
+بکار و آب بگیر
+برق خوش سیری چند؟
+و اما خوزستان
+چرخهٔ بحران
➖از اینرو اشتغال جایگزین در بطن توسعهای اجتماعاً قوامگرفته برپایه نیازها و چشماندازها و واقعیتهای اقلیمی ضروری است. مدیریت حوضههای آبریز میباید به سمت مشارکت تمام ذینفعان در تدوین نظامنامههای صنفی و جداول تخصیص و به رسمیتشناختن و تضمین حقآبهی طبیعت، بر پایه مزیتها، استعدادها و تواناییهای سرزمینی هر حوزه و در نظر گرفتن پیامدهای محیط زیستی تغییر کند. موضوعی که ذیل مفهوم «عدالت محیط زیستی» قرار میگیرد: توسعه جایگزین با کمترین اتکا به زمین و منابع آبی. در غیر اینصورت، اعتراضهای ناشی از قطع آب و برق و از دست رفتن اشتغال مبتنی بر کشاورزی سنتی و بیکاری، از سوی مردمانی خسته از گرما و خاک، فرسوده از جنگ و نابرابریها و محرومیتهای اجتماعی و اقتصادی، قابل پیشبینی است؛ مسئلهای که روزی دیگر با مشت آهنین قابل حل نیست.
پیام ما