رنج آگاهی

مرتضی ملک

 

انقلابها، رویدادهای پر رمز و رازی هستند، که گشودن رمز انها آسان و یکباره ممکن نیست و معمولا نتایج هرکوشش و کنکاشی برای حل معماهای ان راه به سوالهای تازه و ناشناخته ها و بروز برداشت های تازه می برد.‌ بی سبب نیست که مطالعه در باره انقلابهای بزرگ مثل انقلاب فرانسه یا روسیه
عفت جان لطفا در بخش دیدگاه‌ها نام نویسنده مرتضی ملک

انقلابها، رویدادهای پر رمز و رازی هستند، که گشودن رمز انها آسان و یکباره ممکن نیست و معمولا نتایج هرکوشش و کنکاشی برای حل معماهای ان راه به سوالهای تازه و ناشناخته ها و بروز برداشت های تازه می برد.‌ بی سبب نیست که مطالعه در باره انقلابهای بزرگ مثل انقلاب فرانسه یا روسیه پس از گذشت این همه سال کماکان ادامه دارد و هر سال دهها مقاله و کتاب درباره شان منتشر می شود.

مکتب های فکری هستند که رخ داد انقلابها را اموری اجتناب ناپذیر و تابع قانون مند ی اجتماعی ، تضادهای طبقاتی و نوعی دترمینیسم تاریخی میدانند که عملکرد ان را می توان حتا با قوانین مادی طبیعت و فیزیک هم سنگ دانست . همچون آتشفشان یا سیل یا گردش دوایر و نیروی گریز از مرکز. علوم اجتماعی در مجموع قانونمند بودن امر انقلابها را می پذیرد اما نه با همان دترمینیسم علوم طبیعی، انقلاب در جامعه انسانی برغم عوامل مستقل عینی ، تابع و وابسته به نقش آگاهی و اراده سوژه های انسانی هم هست , اینکه فهم و فرهنگ افراد جامعه چیست و در چه سطحی است , عقاید و ارزشهای مورد قبول آنها چگونه است , نظام فکری و ایدیولوژی که بر انقلاب مسلط می شود و همینطور نقش سوژه احزاب و ارگانیسم های دیگر اجتماعی .
معمایی بودن انقلابها به علت همین عنصر اگاه و مفسر است.‌ انقلاب فقط یک رویداد عینی در یک مقطع زمانی نیست بلکه رخ دادی است در افکار و احساسات افراد و گروها و طبقات اجتماعی ، سوژه های زنده وپرتکاپویی که پیوسته در حال تحول اند و هر بار که به ان رویداد باز می گرد ند، یا آثار ان رویداد بگونه تازه ای در زندگی مادی و معنوی انها بازتاب می یابد ، فهمی تازه و تفسیری جدید پیدا می کند. این کنش و پویش شرح داستان ما ایرانیها در این چند دهه پس از انقلاب بهمن است . ما در زمره ان ملتهایی هستیم که هم گرفتارمتناقض ترین انقلاب شدیم و هم رنج بی پایان تفسیر و تعویل ان بر دوشش افتاده . البته این مصیبت در عین حال سیر رنج آگاهی و تصفیه حساب با خود هم هست . ما ایرانیها شاید از جمله نادر ملتهایی بودیم که لاقل در عصر جدید در حسرت و تمنای انقلاب بودیم . تصویر انقلاب در ذهن آگاه و ناخود آگاه ما تصویر خورشید بود , طلوع آفتاب بود , نوروز بود و باد بهاری و ,نسیم صبح گاهی و نغمه بلبل و انتظار کسی که میآ ید , کسی که مثل هیچ کس نیست.
در روح ملی ما بیگمان خاطره انقلاب مشروطه برغم همه ناکامی هایش خاطره ای چنان خوش در ضمیر ما به یادگار گذاشت که کمتر مخالف و معارضی داشت , از شاه و رعیت گرفته تا عوام و خواص و راست و چپ در آن غرور و سربلندی ملی خود را می دیدند و آن را می ستودند .

انقلاب اسلامی 57 ضربه مهلکی بود به این ضمیر زیبا و رمانتیک و تبدیل آن عشق و تمنا به خشم و نفرت و پشیمانی . انقلاب بهمن مانند مادر عزیز بارداری بود که موجودی هیولاوش بدنیا اورد و با این زایمان اسفناک خود نیز از نظر روحی و جسمی آسیب زیادی دید.‌ هر چه این موجود علیل بزرگتر و خطرناکتر شد جنگ و جدال بر سر اینکه چه عوامل و چه نیروهایی باعث نسج و پرورش این نطفه معیوب در رحم مادر وطن شدند میان مردم بالا گرفت.
آن سیر رنج آگاهی هم در متن همین شکست و ضربه مهلک آغاز شد و به آن ساده اندیشی های رمانتیک و کودکانه از انقلاب و قیام مردمی پایان داد و دریچه تازه ای را به سوی آگاهی سیاسی گشود . در این آگاهی تازه انقلاب ذاتا رهایی بخش مورد تردید جدی قرار گرفت . دیگر آن آفتاب و خورشید و بهار گرمی جان بخش سابق را نداشتند . معلوم شد که انقلاب خود بخود به آزادی و حاکمیت عقل نمی رسد . حکم جدید این بود , انقلاب بدون اندیشه آزادی نجات بخش نیست.

در جستجوی اندیشه آزادی نقد سوژه های انقلاب ارام ارام به مرکز مباحث و مطالعات راه پیدا کرد. اهمیت یافتن وارسی و نقد ذهنیت های حاکم بر انقلاب نگاه عینیت گرا و دترمینیست را که انقلاب را محصول مستقیم تضادها و چالش نیروهای عینی اجتماعی می داند عقب راند. هواداران “انقلاب نا لازم” که از تاثیر همان ضربه مهلک جان گرفته بودند , اگر چه در نقد دترمینیسم از آن طرف بام افتادند اما فکر انتقادی و اهمیت جایگاه سوژه و نقش اندیشه حاکم بر انقلاب را تحریک کردند . انقلاب بی تردید محصول تعارضات و تضادهای عینی است اما کیفیت و نوع انقلاب چی ؟ نقش سوژه ها در این شکل یابی و کیفیت انقلاب چه می شود ؟ به گمان من فرایند رنج آگاهی ملی ما نسبت به انقلابی که کردیم و هیولایی که دررحمش پرورانده شد ,برغم سیر دردناکش ,سمت درستی را تا کنون پیموده است وبه طرح سوال های کلیدی نزدیک شده است . این سیر را با این سه مشخص می شود تعیین کرد, نقد دیدگاه دترمینیستی . نقد انقلاب نا لازم و نقد ذات ازادی بخش انقلاب.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»