انقلاب، بزرگترین، مهیجترین و پیچیدهترین تحول اجتماعی زندگی بشر است که تودههای مردم برای در هم شکستن تمامی ساختارهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فکری و عقیدتی، فرهنگی و پلیسی نظم کهنه وارد روندی طولانی مدت میشوند و فرازها و فرودهای زیادی را تجربه میکنند. یکی از فرازهای انقلاب زن زندگی آزادی، فراخوان اعتراضات و اعتصابات سراسری بود که در طول روند انقلاب توسط تشکلهای دانشجویی و دانش آموزی و گروه های مبارزاتی شهری و محله محور زنان و جوانان داده میشد و تا به امروز هم در قالب فراخوان اقدامات و پرفورمنسهای اعتراضی ادامه داشته است. یکی از این فراخوانهای اعتراضات و اعتصابات سراسری مربوط به ۲۷ بهمن ۱۴۰۱ است که به مناسبت چهلمین روز اعدام محمد حسینی و محمدمهدی کرمی، جامعه ایران و جمهوری اسلامی به شکلی سازمانیافته و از پیش اعلام شده، در جبهه جنگ در خیابانها به مصاف یکدیگر رفتند.
یکسال قبل بود که ما دانشجویان، دانشآموزان، زنان و جوانان انقلابی در قامت فراخوانی سراسری از مردم ایران دعوت کردیم که در دادخواهی از دو معترض اعدام شده و برای پیشبرد انقلاب زن زندگی آزادی به خیابانها بیاییم و نوشتیم:
«جمهوری اسلامی (حکومت اعدامی) به هر اقدام جنایتکارانهای متوسل شده تا انقلاب زن زندگی آزادی را متوقف کند، اما این انقلاب متوقف نشده و نخواهد شد… ما از چهارگوشه کشور، از تمامی استانها و شهرهای ایران، مردم آزادیخواه، مبارز، انساندوست و انقلابی را فرا میخوانیم تا در روز پنجشنبه ۲۷ بهمن، به یاد محمد مهدی کرمی و محمد حسینی و تمامی کشتهشدگان انقلاب زن زندگی آزادی، در خیابانها گرد هم بیاییم تا باهم و با فریاد سرنگونی این حکومت ضد زن، ضد زندگی و ضد آزادی، یک روز حماسی دیگر در این انقلاب را رقم بزنیم!»
از مردم خواستیم که برای دفاع از حق زندگی و برای ریشهکن کردن حکومت اعدامی، با تجمع و راهپیمایی از محله ها و منطقه های شهری به سمت میادین اصلی شهرها، و همچنین با شعارنویسی، شعاردهی شبانه، پخش تراکت، حضور بر مزار کشتهشدگان و پرفورمنس، اعتراض خود را به حکومت ابراز کنند. فراخوانی که با استقبال گسترده مردم روبرو شد و در توصیف موفقیتش کافی است به این اشاره کنیم که تنها در روز ۲۷ بهمن شاهد برگزاری تجمعات و راهپیماییهای اعتراضی در بیش از پانزده نقطه تهران، کرج، اهواز، اصفهان، شیراز، تبریز، مشهد، سنندج، رشت، اراک، قزوین، ایذه، یزد، کرمانشاه، گرگان، بندرعباس، خرمآباد، بروجرد، جوانرود، ملایر، قروه و رویدر (از توابع هرمزگان) بودیم.
فراخوان ۲۷ بهمن ۱۴۰۱، یکی از نقاط عطف انقلاب زن زندگی آزادی به شمار میرود که از جمله ویژگیهای برجسته آن این بود که اولا یکی از بزرگترین بروزات اعتراضی مردم در پی اعدام محسن شکاری، مجیدرضا رهنورد، محمد حسینی و محمدمهدی کرمی روی میداد و به همین اعتبار گامی مهم در جهت درهم شکستن فضای اختناقی در سطح جامعه بود که حکومت از اجرای اعدامها دنبال میکرد. دوما این فراخوان از نقطه نظر شیوه سازماندهی و هماهنگی میان گروهها و تشکلهای انقلاب زن زندگی آزادی، دستاوردهای بزرگی به همراه داشت که در نوع خود الگو و چشماندازی برای تقویت مبارزات انقلابی مردم در تمامی سطوح ارائه میکرد.
یکسال پس از فراخوان ۲۷ بهمن، شاهد بودهایم که جمهوری اسلامی به آب و آتش زده و با تشدید ابعاد سرکوب در هر شکلی که بتوان تصور کرد، تلاش کرده که موتور محرکه انقلاب زن زندگی آزادی را متوقف کند. اما آنچنان که پیشتر گفتهایم، تاکید میکنیم که تا سرنگونی حکومت اعدامی و پیروزی انقلاب زن زندگی آزادی، ایستادهایم تا پایان.
دانشجویان پیشرو
۲۹ بهمن ۱۴۰۲