این روزها شاهدیم که تعدادی از دستبوسان محمدباقر نوبخت، رئیس سازمان برنامه و بودجهی دولت روحانی گروهی برپاکردهاند تا از نوبخت که از رصد شورای نگهبان سربلند بیرون آمده، در انتخابات مجلس حمایت کنند. پرواضح است که شورای نگهبان هم برای جذب مشارکت مردم او را تایید صلاحیت کرده است.
این افراد، نان به نرخ روزخورانی هستند که در گذشته کمپینهای متعدد به راه انداختند و سپس با تشکیل گروه ۲۱ نفره با نوبخت ملاقات کرده و مطالبات بازنشستگان کشوری را مطرح کردند. اما این ظاهر قضیه است؛ در واقع بازنشستگان کشوری بهویژه فرهنگیان با تجمعات بیوقفه در مقابل مجلس، سازمان برنامه و وزارت رفاه، پیگیرانه و با تلاش بسیار به دولت و مجلس هر روز فشار بیشتری وارد میکردند.
نوبخت و این گروه مدعی نمایندگی بخشی از بازنشستگان، قانون مدیریت خدمات کشوری را که از سال ۸۶ اجرا نشده، به کناری نهاده و طرح همسانسازی را روی کار آوردند؛ طرحی که در مقایسه با قانون مدیریت… بسیار بیمقدار است و گروه ۲۱ نفره، از ناآگاهی ما بازنشستگان در شناخت قوانین سوءاستفاده کرده و همسانسازی را به کمک نوبخت به ما تحمیل کردند و لقب “سردار سازندگی” را به نوبخت دادند به کسی که با دسیسه و همراهی تنی چند از خودفروختگان، تجمعات خیابانی را جمع کرده و با این طرح ناقص، آنان را منتظر گذاشت و اکنون که بیش از سه سال میگذرد همچنان مابقی همسانسازی پادرهوا مانده و بازنشستگان با انواع وعدهها بین دولت و مجلس پاسکاری میشوند و تا رسیدن به حقوق شاغلان راه درازی داریم.
آری این افراد امروز برای سردارشان، نوبخت تقاضای رای میکنند و از بازنشستگان میخواهند، چشم بر تمامی فساد و اختلاس و فقر و گرسنگی و تبعیض و اعدام و… ببندند و به خاطر نوبخت و منافع این گروه، به پای صندوق رای بیآیند.
زهی بیشرمی!
اتحاد بازنشستگان