سوالاتی که مرتب پرسیده و خواهم پرسید.
۱-آیا هدفی مهم تر از برکناری جمهوری اسلامی و برپائی یک حکومت سکولار دمکرات بر اساس انتخاباتی کاملا آزاد که از دل خود حکومت انتخابی مردم را بیرون دهد در این مرحله از مبارزه سراغ دارید؟
۲-آیا معتقدید که در سرانجام کار مبارزه ! برای امر سرنگونی! اتحاد تمامی نیرو های خواهان سر نگونی ضروری است؟ به عبارت دیگر نیروهائی که امروز حاضر به هیچ گونه عمل مشترک در مورد یک امر معین مانند دادن اعلامیه مشترک برای تحریم انتخابات پیشرو نیستند! چگونه می توانند بدون سابقه این گونه همکاریها و عمل مشترک .در لحظه نهائی برای یک اتحاد فراگیر دور هم جمع گردند؟
۳- آیا برای رسیدن به چنین هدفی کنشگران سیاسی ،احزاب و سازمان های خواهان این دگرگونی ، چگونه سیاستی را باید انتخاب و در عمل پیش ببرند ؟سیاستی جذب کننده که بر دامنه نفوذ و گستردگی و کارآئی نیرو های مخالف حکومت استبدادی ولایت فقیه بیفزاید ؟ یا سیاستی که نیرو ها را از هم دور سازد پراکنده و کم توان کند و مانع از نقش تاثیر گذار آنها در درون یک جمع ائتلافی شود؟
۴- هر فرد و یا جریان سیاسی لزوما تصویری از روند مبارزه در پیش رو برای رسیدن بسر منزل نهائی که تکلیف پیروزی و یا شکست را معین می کند دارد .” نقشه راه .” آیا این نقشه راهی که چگونگی مبارزه و مسیری که باید طی کرده شود و در هر گام وضعیت خود تا رسیدن به منزل نهائی را معین سازد! در دست خود دارید؟ نقشه راهی که در جامعه متکثر ایران که متاسفانه فاقد تجربه گفتگو ،تعامل ، روا داری ،فرهنگ انتقاد و انتقاد پذیری و تفاهم برای یک کار جمعی و مشترک حتی در کمترین سطح را ندارد ! کارا و مشکل گشا باشد. نقشه راهی که بدور از تعصبات گروهی ،بدور از پیش داوری های مرسوم و تنگ نظری های تاریخی منبعث از تجربه های تلخ در گذشته و درس آموزی از آنها و با نگاه به واقعیت های موجود تنظیم گردیده باشد. نقشه راهی که هدف آن تلطیف فضای سیاسی و کاستن از برودت حایل در میان افراد و جریان ها ! گرم کردن فضای همکاری و بستن پیمان مودت و همکاری در این مرحله از مبارزه است. نقشه ای جهت کم کردن از نقش و میزان تاثیر گذاری نیرو های افراطی چپ و راست که متاسفانه بستر مناسبی برای فعالیت نیروهای نفوذی جمهوری اسلامی تا کنون بوده اند.
۶- آیا برای افراد و جریان های سیاسی امکان پذیر نیست که بجای گشتن و پیدا کردن نقاط ضعف یک دیگر و باد دادن خرمن های کهنه پودر شده در زمان ، بر نقاط مشترک و توانائی ها یک دیگر تکیه کنند؟ در جهت بهره جستن از امکانات هم جهت تقویت روحیه مردمی که بسختی از این حکومت بریده اند و متاسفانه جای گزینی در خور برای مقابله،پاسخ گوئی به تبعات و مشکلات حاصل از فرو پاشی نمی بینند.حرکتی نموده اید؟ حرکت در جهت ساختن یک فضای اعتدالی،توام با تفاهم! فضائی که امکان بهره برداری حداکثری برای بسیج نیرو های مردمی را امکان پذیر می سازد.
سخن آخر جا دارد از تک تک نیرو های اپوزیسیون که جملگی شعار زن ،زندگی، آزادی را بعنوان یک شعار محوری و بسیج گر که لشگر عظیم نسل جوان ایران ،نسلی که با این شعار بمیدان آمده ،هزینه داده ومبارزه را به صور مختلف ادامه میدهد! قبول دارند .پرسید بطور مشخص در جهت پاسخگوئی به این شعار چه تمهیداتی تدارک دیده اند؟
چگونه می خواهند به وظیفه تاریخی و مشخص خود در برابر این جنبش عمل نمایند .؟
آیا وقت آن نرسیده که این افراد و نیرو ها حداقل دور هم جمع شوند و پاسخ خود را نسبت به نقش و نگاه خود نسبت به مبارزه و امر اتحاد و چگونگی پیش برد شعار “زن ، زندگی ،آزادی ” اعلام نمایند.؟
مشخصا از آقای رضا پهلوی گرفته! تا جمهوری خواهان ! از اصلاح طلبان دینی که از جمهوری اسلامی عبور کرده اند ! تا جریان های چپ ، ملی گرایان ،احزاب و سازمان های قومی، تا تشکل های مختلف شکل گرفته از پیوستن گرو های کوچک ! از کنشگران مستقل همه و همه نسبت به این سوال ها جوابگو هستند!
جوابگو نسبت به اهمال و تعللی که در جهت شکل دادن به یک ائتلاف فراگیر و تاثیر گذار از خود نشان داده اید !