دستفروشی درایران جرمانگاری نشده اما هنوز ذهنیتهای غلطی درباره دستفروشی وجود دارد.
آنهاچه میگویند؟
دستفروشان درتهران ظاهرا از روزهای جهنمی سروکلهزدن با ماموران شهرداری گذشتهاند و میگویند:شهرداری دیگر با ما چندان کار نداره، اما چالشهای دیگری سر راه آنهاست که نشان میدهد هنوز چشمانداز روشنی برایشان وجود ندارد.
مسئولان سیاستهای ضد دستفروشی را کاهش دادهاند. پیشنهاداتی مبنی بر تعیین محل و بازارچه برایشان درسند ساماندهی مشاغل سیار در تهران مطرح شده و دستور آن ازسوی وزارت کشور نشان ازتمایل به رسمیسازی فضای کسبوکار دستفروشان دارد.
دراین میان،پیادهرو فروشی را داریم که نشان میدهدشهرداری بهجای مقابله بادستفروشان در ازای دریافت مبلغی بخشی از پیادهرو رابه آنها میفروشد.بااینهمه فروشندگی خیابانی درایران هنوز یک شیوه معیشتی رسمی بهشمارنمیرود زیراآنها اتحادیه وصنف ندارند ونمیتوانند درسامان به فعالیتهای خودسهمی داشته باشند.
نگاه جامعه به دستفروشی،محترمانه نیست و برخی از دستفروشان با آزار و خشونت روبرو میشوند.
مردم اطلاع ندارند که دستفروشی توسط سازمان بینالمللی کار به رسمیت شناخته شده و دارای کد طبقهبندی مشاغل اقتصادیست. آنهایی که با نگاه ازبالا به پایین به دستفروشان نگاه میکنندوآنها را مزاحم میدانند شاید ندانندکه درهند وشیلی،دستفروشی شغلی رسمی است و آنان اتحادیه دارند.
رها پرهام،حقوقدان میگوید: دستفروشی در قوانین جرم نیست و درقانون شهرداری فقط بحث سد معبر آمده وشهرداری متولی مقابله با سد معبر است و میتواند از نیروی انتظامی هم کمک بگیرد.اگر دستفروشی مصداق مزاحمت شود میتواند مصداق جرم پیدا کند اما خود دستفروشی جرم نیست و مطابق قانون نمیتوان کسی را ازحق انتخاب شغل محروم کرد.
مونا:تصورات غلطی درذهن برخی افرادهست که ما کالای قاچاق میفروشیم که اصلا اینطور نیست.اوسالها دربوتیک فروشندگی کرده وحالا ۷ماه ازدستفروشیش میگذرد.ماجنسهارا ازبازار وکارگاهتولیدی میخریم وجنسهای تولیدی مشاغل خانگی خودمان رامیفروشیم.
خودم خواستم دستفروش شوم،چون دربوتیک درآمدم کم بود،کارفرما داشتم وباید هرکاری را درمغازه انجام میدادم امادر دستفروشی کسی نیست امرونهی کند.امانمیتوانم سختیهایی راکه دراین۷ماه داشتم انکار کنم.این اصلاراحت نیست که درمحل کارتان دستشوییوتوالت،جای استراحت نداشته باشید.درسرماوگرما سقفی بالای سرتان نیست.تازه ازمردم هم رفتارمحترمانه نبینید.من فعلا این شرایط رابه شغل قبلی ترجیح میدهم هرچند که نوعی حالت بقاست وبس!
نادر،فروشنده کیف تجربه مشابهی دارد.او قبلا در یک کیوسک مواد غذایی بوده اما امروز دستفروش است. من باید اجاره محل،گاز،آب وبرق میدادم ودرآمدم از دستفروشان کمتر بود. اما برخورد مردم با من زمانی که مغازه داشتم خیلی با الان متفاوت بود.مردم فکر میکنند من بیشعور و بی فرهنگم و طوری که بایک فروشنده در بوتیک حرف میزنند بامن برخوردنمیکنند. من فکرمیکنم شهرداری با ما بدرفتاری کرده و مردم هم یاد گرفته و ما را آدم حساب نمیکنند!
ما در وضعیت اقتصادی سختی هستیم و باپدیده”بیکاری اختیاری” مواجهایم؛یعنی افراد به خاطر درآمد پایین،خودشان تمایل ندارندبا شرکتهاکارکنند. وحیدتجربه دیگری دارد:مدتی کارشرکتی کرده وحالابرای باردوم دستفروش شدهام.از درآمدش راضیم آقابالاسر هم ندارم. درآمدم درماه بین ۱۵تا۲۰میلیون تومان است وکفاف زندگی رامیدهد. شهرداری هنوز مشکل سازاست اما دیگر برخورد وحشیانه نمیکند. رفتارمردم مختلف است؛سرقیمتهاچانه میزننداما بدرفتاری نمیکنند.باید مشتریمدارباشی تابرخورد خوب ببینی.
بیکاران اختیاری،کودکان کار وسایر آسیبدیدگان
رها پرهام،حقوقدان میگوید:
این یعنی افرادبخاطر درآمدپایین، خودشان تمایل ندارندباشرکتها وسازمانهاکار کنند.پس به دستفروشی رومیآورند.آنها مالیات،کرایه محل کارو…ندارند درچنین شرایطی نبایدبادستفروشان برخوردشودحتی اگرسدمعبر ایجادمیکنند.حتی جامعه رانمیشود درباره برخوردبا دستفروشان اقناع وجدانی کرد،پس باید سازو کاری حمایتی درنظربگیرند؛مثل محلی برای فعالیت تاکمتربابت کرایه محل کاربپردازند.
میهن کودکی است که دستمال کاغذی میفروشد،باخانواده ازکابل آمدهاند.گاهی بخاطر افغان بودن ازمردم توهین شنیده وآزاردیده.پدرش کارمیکرده،اما ۱۰ماه پیش مجبورشدهاندبه ایران بیآیند.اومیگویدبزرگترین آرزویش درس خواندن ومهندس شدنست اماالان اجازه مدرسه ندارد،برای همین دستمال میفروشد.
زنی میگوید:دربرخی جاهامثل مترو باوجود دستفروشان احساس میکنم برایم مزاحمت ایجادشده اما احساسم دربرابر وضع خراب مردم مهم نیست!و تا بتوانم اززنان وکودکان خریدمیکنم.
هیچ آماررسمی ازتعدادزنان وکودکان دستفروش وجودندارداما هرروز زنان بیشتری بدین شغل رومیآورند.
گزارشگر: یکتا حیاتی باتلخیص