روزنه گرایی یا سفله پروری؟

مجتبی نجفی

زهرا عابدینی معاون مشارکت های مردمی وزارت کشور دولت روحانی بوده. زمانی که جمعیت امام علی و اعضای آن زیر ضرب نهادهای امنیتی و قضایی بودند او اینچنین از لغو مجوز این نهاد مدنی دفاع می کرد. حالا در لیست انتخاباتی به نام ” صدای ملت” کاندیدای مجلس شده. این انتخابات که البته بخوانید “ابتذالات” کم اهمیت تر از آن است که بخواهی در موردش متن بنویسی اما هدف، نقد تداوم یک رویکرد است که از زمان دولت روحانی بارها نسبت به آن هشدار دادم : سفله پروری در سیاست.

در میان بیانیه ای که به نام “روزنه گرایی” با امضای صدو ده نفر از فعالان سیاسی و مدنی منتشر شد حتما نیت های خیری بوده اما در عالم سیاست نیت مهم نیست نتیجه مهم است. شما بنویسید” روزنه گرایی” اما من میخوانم سفله گرایی. سفله گرایی در سیاست به چه معناست؟ معناهمین سخنان عابدینی است که تمام تلاشش را برای زدن جمعیت امام علی کرد، جمعیتی که هر نقدی هم به آن وارد باشد اما یکی از موفق ترین ها از میزان گستردگی، تداوم و حمایت از محرومان جامعه بود.

روزنه گشایی بنویس،تقلیل گرایی و سفله پروری بخوان.کوتاه کردن قد اهل سیاست،برداشتن مرزها و‌پرنسیپ ها، مضحکه کردن نهاد مهم انتخابات،نخود آش دیکتاتور شدن همه نشات گرفته نه از یک راه که یک بیراهه است، بیراهه ای که میدان مبارزه شهروندان کم نام و نشان و بی ادعا، زنان شجاعی که علیه قانون ظالمانه نافرمانی مدنی می کنند، معلمانی که ده به ده هنوز در زندان اند و بسیاری از کنشگران مدنی را رها کرده، آمده است در مختصات میدانی بازی می کند که دیکتاتور برایشان تعیین کرده. مساله اینجاست که این میدان آنقدر تنگ شده، فاضلاب بالا زده و روزنه گرایان مجبور اند بگویند همین که هست. در میان کاندیداهای مثلا میانه رو، کسی را دیدم که حرکت شجاعانه مردم علیه کودتای انتخاباتی هشتاد و هشت را تخطئه کرده بود. حساب کنید چه جان های عزیزی علیه کودتای انتخاباتی آن روزها از دست رفت، چه ابهت مردمی در برابر یکی از قوی ترین و سرکوب گرترین سیستم های سیاسی رویت پذیر شد، اما سفله ها حتی نقد نمیکنند به نفی و انکار دست می زنند.

خطر روزنه گرایی جعل مفاهیم و تقلیل دادن ایده های بسیج کننده و جمع ساز به یک سری کلمات مرده است که تن دیکتاتوری را نمی لرزاند که هیچ به دیکتاتوری هم خدمت می کند. برای همین است در استدلال های روزنه گرایان،مردم به جای حاکم مطلقه،متهم اصلی هستند که مثلا چرا در انتصابات نود و هشت و هزار وچهارصد شرکت نکرده اند. عجبا.
آنها حتی مفهوم پراگماتیسم را هم جعل می کنند چرا که پرگماتیسیم بی پرنسیپی نیست،پرگماتیسم اصالت دادن به نتیجه کنش است و به قول “پیرس” هر ایده ای از ایده ای دیگر با نتایجش تفکیک می شود و ایده انتزاعی نداریم. احتمالا “روزنه گرایان” که شیفته نام ها هستند و گمان میکنند مساله پیچیده و چندوجهی ایران را می شود با ارجاع متنی به برخی متفکران حل کرد، لیستی از اوهام خود را به عنوان نتیجه عرضه کنند اما بنا بر پراگماتیسم، به  نیرویی که به بررسی تجربه های گذشته اهمیتی ندهد، اعتماد نکنید؛ نیرویی که از نود وهشت در یک میدان بسته دلخواه دیکتاتور می رود بازی می کند و مدام شکست می خورد و برایش نه عدد مهم است و نه شکست سرافکندگی دارد. اینها نه پرگماتیست که شهادت طلب اند. می گویند اگر بردیم که بهتر، شاخ و شانه می کشیم. اگر باختیم با کلماتی مانند دفاع از خیر عمومی و نهاد انتخابات توجیه می کنیم. در هر صورت در نظر خودشان پیروزند. هیچ شاخصی نمی دهند که بگوییم معیار شکست تان یا بردتان چیست؟ روزنه گرایی را هم قلب ماهیت کرده اند. نتیجه رویکرد اینها سفله پروری است. برای همین در میان اینها نامی بود که چند سالی است یک کلمه از رهبر جمهوری اسلامی انتقاد نکرده اما گاه و بیگاه از رهبری داهیانه اش تشکر می کند.

این روزنه گرایی نیست نوعی بی مرزی و رها شدن در میدان سیاسی است . شاید هم نشات گرفته از یک افسردگی سیاسی باشد.  نه به نیروی مردمی که سال گذشته انگشت به دهان شجاعت مدنی شان شدند، باور دارند و نه از قدرت تخیل و رویا که اتفاقا یکی از تاکیدویژه های پرگماتیسم است برخوردارند. برای همین در بازی می افتند که دیکتاتور طراحی کرده تا قطعه شکست پازل باشند و باید تاییدگر کسانی باشند که به وقتش در سرکوب نهادهای مدنی پا به پای کیهان و نهادهای امنیتی مشارکت میکنند. شاید تنها توصیه به نیت های خیر احتمالی در آن لیست این باشد که حتی حرکت نکردن بهتر از بیراهه رفتن است.

تلگرام نویسنده