حکومتهای تمامیت خواه (توتالیتر) که غالبا ایدئولوژیک هم هستند پس از مدت کوتاهی موجب رواج دو ویژگی اخلاقی ناپسند در جامعه میشوند و کم کم متوجه میشوند که بدون وجود این دو ویژگی در بین شهروندان به علت ناکارآمدی و نداشتن مشروعیت قادر به ادامه سلطه و حکومت نیستند. از اینرو تا جایی که بتوانند سعی میکنند این دو ویژگی را رواج دهند *ترس* و *دو رویی*
از هر فرصت، امکان و شگردی که بتوانند برای دامن زدن به این دو ویژگی استفاده میکنند. برایشان نه تنها اصلا مهم نیست که پنهان و آشکار شما با هم متضاد باشد بلکه بسیار آنرا می پسندند و مادامی که شما از ترس به خطر افتادن منافع یا هر چیز دیگری به این سبک زندگی ادامه میدهید میتوانید به شرط وفاداری تا بالای هرم قدرت و ثروت (رانت) صعود کنید.حتی میتوانید مطمئن باشید که خودشان برایتان طناب آویزان میکنند و سرسفره های رانت دعوتتان میکنند.
اما اگر خودت باشی و ترس را کنار بگذاری حتی اگر اعتقادات مشترک یا سابقه دوستی و همکاری با آنها داشته باشی نگرانشان می کنید حالا فرقی نمیکند حسینعلی منتظری باشی یا میرحسین موسوی یا حتی اکبرهاشمی رفسنجانی اگر تسلیم نشوی باید به هر شکل که شده حذف شوی.
سارا سیاهپور هم از زمره کسانی است که تصمیم گرفت بیش از پیش خودش باشد. اگر ترس و محاسبه ای هم بود خواسته یا ناخواسته آنرا کنار گذاشت و این یعنی رد کردن خط قرمز اصلی نظام. تو اگر نترسی و دو رویی نکنی، بخصوص اینکه معلم باشی و بتوانی این دو ویژگی را به همکاران و شاگردانت انتقال دهی راهی نمی ماند بجز حذف.
پادزهرِِ زهرِِ ترس و دورویی که سالهاست به وجود مردم ریخته شده چیزی نیست بجز *شجاعت* و *خود* بودن. فقط کافی است نترسیم و خودِ خودِ خودمان باشیم نتیجه بهتر از آن چیزی میشود که میخواهیم.