فاطمه علمدار
فوکو میگوید حافظه ابزار قدرتمند مبارزه است و کسی که کنترل حافظه مردم را در دست داشته باشد تمام پویاییهای آنها را تحت کنترل دارد.از این نگاه،چگونگی به یاد آوردن وقایع،یک کنش سیاسی است چراکه تاریخچه بازی میان فرد و جامعه و حکومت و همچنین شیوه ادامه بازی را تعریف میکند.
۱۹آذر پارسال،خبر مسمومیت ۱۸دختر دانش آموز در قم منتشر شد.۶۳روز بعد،وقتی تعداد دانش آموزان مسموم دیگر به ۱۰۰نفر رسیده بود،دادستان قم به عنوان اولین مقام رسمی،خبر از برگزاری جلسه«بررسی ابعاد مسمومیتهای مدارس استان قم»داد برای شناسایی «علل حادثه ناگوار مسمومیت دانشآموزان دختر».بعد نماینده قم از احتمال«خرابکارانه»بودن مسئله سخن گفت و معاون درمان دانشگاه علومپزشکی قم وجود«گاز مونواکسیدکربن»در مدارس را تایید کرد.همه مدارس برای2روز تعطیل شدند.1هفته بعد،وزیر آموزشوپرورش گفت بخش اعظم مشکلات قم«شایعه»بوده و وزیر بهداشت وضعیتی که برای دانشآموزان پیش آمده را«مسمومیت خفیف»تشخیص داد.
پارسال،همین روزها،روز ۸۰ام مسئله،وزیر بهداشت معاونش را مسئول تشکیل کمیته علمی تخصصی برای بررسی«مسمومیت احتمالی» دانش آموزان استان قم کرد.۲روز بعد،دادستان کل کشور گفت«مسمومیتها»نشان از«احتمال اقدامات مجرمانه عمدی»دارد. در حالیکه مسئولان رده بالای حاکمیت هنوز در مورد مسمومیت دانستن یا ندانستن وضعیت دانشآموزان به نتیجه نرسیده بودند و صرفا احتمال میدادند مسئله عمدی باشد،معاون وزیر بهداشت اعلام کرد«مسمومیت»ها«عمدی»و ناشی از«مواد شیمیایی»بوده و کار افرادی که«دوست داشتند مدارس دخترانه تعطیل شوند».این اذعان صریح به زن ستیزی عامدانه های که پشت پرده مسمومیتها وجود داشت،باعث شد مسمومیتها در حافظه جمعی مردم با دیگر خاطرات مرتبط با تبعیض علیه زنان پیوند بخورند.مردم یاد اسیدپاشیهای اصفهان افتادند و خاطرات گشت ارشاد.فاضل میبدی که وجود گروه«هزاره گرا»را در کشور افشا کرد،باعث شد خشم و غم،با ترس تکمیل شوند.دختران افغانستان در آستانه شکل گرفتن حکومت طالبان،همین مسمومیتها را تجربه کرده بودند.آیا طالبان در راه است؟جامعه به خودش آمد و متوجه شد ۳ماه از مسئله گذشته و هنوز کسی دستگیر نشده.حافظه جمعی یاد تروماهای پیشین افتاد که هرگز پاسخ درخوری برایشان نیافته بود؛ اسیدپاشیهای اصفهان(۱۳۹۳)؛فروریختن پلاسکو(۱۳۹۵)؛کشتی سانچی(۱۳۹۶)؛هواپیمای اکراین(۱۳۹۸) ؛متروپل آبادان(۱۴۰۱).خاطره بی جواب ماندن سوالات جمعی در مورد آلام اجتماعی،پاشنه آشیل حکومتهاست چراکه امنیت روانی جامعه را به شدت به خطر میاندازد و انباشت این سوالها باعث میشود که مردم احساس نادیده گرفته شدن بکنند و اندک اندک به حاکمیت بی اعتماد شوند و از آن فاصله بگیرند.بعد از آن با هر تلنگری جامعه خاطرات این نادیده گرفته شدنها را برای خودش تکرار میکند و از نو دچار احساسات منفی میشود.
از ۷اسفند که این سخنان گفته شد ولی فقط ۱۰روز طول کشید تاصراحتا اعلام شود دانش آموزان مسموم نشدند،بلکه تنها کمتر از ۵درصدشان در معرض ماده محرک قرار گرفتند و بدحال شدند.
وقتی ۵۰مدرسه در ۱۰اسفند گزارش مسمومیت دادند، رئیس جمهور، وزیر کشور را مسئول پیگیری موضوع«مسمومیت»کرد و همان روز وزیر کشور گفت«عامل خاصی»پیدا نکردیم که بگوییم«ماده خاصی»باعث«چنین اتفاقاتی»شده و بالای ۹۰درصد آنچه که تحت عنوان«عارضه»مطرح شده،مربوط به«عوامل خارجی»نبوده و ناشی از«نگرانی»است.فردای آن روز رئیس جمهور«مسئله سازی در حوزه آموزش»را مشابه«آشوب خیابانی»نقشه دشمنِ شکست خورده دانست و بعد،روزنامه کیهان از “فتنه مسموم سازی” نوشت و رئیس قوه قضاییه اعلام کرد به دادگستری تمام استانها دستور داده«افراد التهابآفرین و دروغپراکن در قضیه مسمومیتها»را احضار کنند و ۱۹اسفند،علی پور طباطبایی،خبرنگار قم نیوز که پیگیر پرونده مسمومیتها بود بازداشت شد.دیگر هیچ مدرسه ای گزارشی از مسمومیت نداد و حال همه خوب شد…
هیچکس نپرسید دختران ما نگران چه بودند؟چرا هراس جمعی داشتند؟چرا بدحال شدند؟بعدش چه شد؟الان خوشحالند؟کسی نخواست التهاب آفرینی کند ولی حافظه هایی که مملو از سوالات بی جوابند،خودشان،ملتهب ترین نقاط جهانند…
حافظه داشتن،جدی ترین کنش سیاسی است.آدمها،با چگونه به یاد آوردن وقایع، تاریخچه بازی میان خودشان و جامعه و حکومت را میسازند و شیوه ادامه بازی را تعریف میکنند…