در سپهر حیات سیاسی بسیاری از جوامع امروزی برزاری انتخابات دورهای با مشارکت احزاب جهت کسب قدرت سیاسی امری رایج و فراگیر است، شاید بتوان تعبیر جوزف شومپیتر را توصیف مناسبی برای فرایند مذکور در نظر گرفت او بر این باور است دموکراسی و به تبع آن برگزاری انتخابات ابزاری است جهت چرخش نخبگان در جامعه بدون توسل به خشونت و خونریزی.
اما آیا چنین کارکردی در مورد نهادهای مدنی و صنفی بطور عام و برگزاری انتخابات در چهارچوب تشکلهای صنفی همان کارکرد پیش گفته را دارد؟
بدیهی است تشکلهای صنفی و مدنی برخلاف احزاب سیاسی در پی کسب قدرت سیاسی در چارچوب نظم مستقر نیستند. کار ویژهی تشکلها و انجمنهای صنفی به عنوان بخشی از جامعه مدنی می تواند بیشتر تحدید قدرت سیاسی حاکم در نظر گرفته شود. بر این اساس نهاد و تشکلهای مدنی بستری رابرای مشارکت بیشتر جامعه از پایین فراهم می کنند اگر این نکات را مبنا قرار بدهیم برگزاری انتخابات برای نهادهای مدنی و تشکلهای صنفی ربطی به تلاش برای کسب قدرت سیاسی و چرخش نخبگان مورد اشاره (شومپیتر) ندارد.
بر این اساس می توان گفت انتخابات در چارچوب نهاد صنفی تلاشی است برای درگیر کردن بیشتر بدنه جمعی ذینفع ، برای فراهم کردن شرایط آموزش و تربیت فعال مدنی و صنفی جهت پیگیری مجدانه مطالبات، فارغ از نکات کلی گفته شده پرسش جدی این است که در شرایط فعلی چرا باید بر لزوم برگزاری انتخابات انجمن صنفی معلمان تاکید ورزید؟
بی گمان یکی از ایرادات جدی احزاب سیاسی موجود در سطح جهانی بروکراتیزه شدن آنها و استقلال منافعشان از جامعه است. این خطری است که همواره می تواند دامنگیر نهادهای مدنی و تشکلهای صنفی نیز بشود؛ یعنی خطر ایجاد فاصله و مستقل شدن از بدنه ذینفع و پیگیری کردن منافع گروهی و فرقهای بجای مطالبات جمعی و عمومیتر. بر این اساس با برگزاری انتخابات دورهای و در فواصل تعیین شده میتوان از متصلب شدن نهاد صنفی جلوگیری کرد و همواره میتوان فضای مناسب برای دمیدن خون تازه در رگهای تشکلهای مدنی و صنفی ایجاد کرد.