دو سال از جنگ اوکراین گذشت. روزگار قبل از حمله روسیه به اوکراین را تجسم کنید. مسکو پایتخت دیپلماسی جهان بود. رهبران دنیا برای دیدار با پوتین صف میکشیدند و ترافیک هیئتهای سیاسی در پایتخت روسیه دیدنی بود. دغدغه رهبران آسیایی، اروپایی و آفریقایی این بود که پوتین چه مدت آنها را پشت درب کاخ، معطل میگذارد و در سالن تشریفات کاخ کرملین چگونه آنها را تحقیر خواهد کرد و در جلسه گفتگو از کدام میز استفاده میکند. نحوه استقبال پوتین از فلان سیاستمدار در آینده سیاسی او موثر بود.
اما امروز فرودگاه مسکو خلوت است و کمتر رهبر سیاسی منافع خود و کشورش را به خطر میاندازد تا با پوتین دیدار کند. امروز میزهای مجلل کنفرانس کاخ کرملین بلااستفاده ماندهاند و گرد و غبار نشسته بر آنها را کسی پاک نمیکند.
امروز حتی اگر دولت اوکراین تمام شرایط پوتین را بپذیرد و از مناطق روستبار شرق این کشور که در اشغال روسیه است، دست بکشد و حاکمیت روسیه بر کریمه را به رسمیت بشناسد، باز هم روزگار خوش قبل از جنگ باز نمیگردد روسیه همچنان بازنده خواهد بود چون:
۱- تجاوز به اوکراین موجی از هراس در اروپا و ایالتهای سابق شوروی نسبت به روسیه ایجاد کرده است. رشد اقتصادی، شکوفایی و بالندگی یک کشور در عرصههای مختلف، نیازمند محیط بینالمللی امن و مساعد است. در فضای آکنده از تنفر، ترس و دشمنی، روسیه نمیتواند بهدنبال توسعه اقتصادی، علمی، سیاسی، ورزشی، فرهنگی، محیط زیستی و… باشد. هیچ کشوری نمیتواند به رشد و شکوفایی برسد، مگر آنکه با همسایگان خود ارتباط حسنه و باثباتی برقرار کرده باشد.
۲- مهمترین منبع درآمدی روسیه، فروش نفت و گاز است. سالها روسیه با همین ابزار در کشورهای اروپایی نفوذ اقتصادی و سیاسی میکرد و آنها را به خود وابسته میساخت. تهاجم به اوکراین موجب قطع این ارتباط شد و نفوذ اقتصادی و سیاسی روسیه را به صفر رساند و موجب شد کشورهای اروپایی منابع انرژی دیگری جایگزین کنند.
۳- تحریمهای اقتصادی در کوتاهمدت برای اقتصاد روسیه خطرناک نیست. اساساً تلفات تحریم و جنگ اقتصادی در کوتاهمدت احساس نمیشود، اما در طولانیمدت ویرانکنندهتر از جنگ نظامی است. در صورت تداوم جنگ اوکراین آثار تحریمها بر همه بخشهای اقتصاد روسیه ظاهر میشود. فشار آمریکا، اروپا و سایر متحدان بر چین و هند برای کاهش واردات انرژی از روسیه و جایگزین ساختن سایر منابع، موثر خواهد بود. مثلاً چین نمیتواند حدود دو تریلیون دلار مبادلات تجاری خود با اروپا، آمریکا، ژاپن و… را بخاطر صد میلیارد دلار تجارت با روسیه به خطر اندازد.
۴- پوتین توانسته است ناراضیان و مخالفان داخلی خود را سرکوب کند و رقبای سیاسی منتقد و مخالف را به طرق مختلف حذف کند. اما ادامه این وضعیت با وجود مشکلات روزافزون اقتصادی و کاهش درآمد صادرات نفت و گاز، در درازمدت دشوار است و زمینه را برای بروز بحرانهای سیاسی و اقتصادی فراهم میکند. این بحرانها و فشارها حتی اگر به سقوط پوتین نینجامد، دیگر حکومت بر مردمی که رضایت ندارند، برایش ملالآور خواهد بود و ستاره پوتین در آسمان روسیه دیگر نمیدرخشید.
نتیجه جنگ اوکراین هر چه باشد، پوتین بازندهای است که روزگار باشکوه قبل از جنگ برایش تکرار نشدنی و آرزویی دست نیافتنی است.